20 تير 1405 / ۲۵ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 110120
شنبه 08 ارديبهشت 1403 , 12:34
شنبه 08 ارديبهشت 1403 , 12:34


چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

مشکی پوشیدن شهید مدافع حرم برای مهاجرت یک فوتبالیست
فاش نیوز - برادر شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی، تعریف میکند: «عاشق فوتبال بود و همه اخبار آن را با جدیت دنبال میکرد. اما در زندگیاش اتفاقی افتاد که دیگر کسی نشنید درباره فوتبال حرف بزند.»
احمدرضا بیضایی برادر شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی، تعریف میکند: «در ایام نوجوانی یک روز توی حیاط خانه یک توپ پلاستیکی کاشت جلوی من و گفت: «وایسا. میخوام دریبل بزنم.» گفتم: «بزن ببینیم.» ایستادم و به راحتی دریبل زد. گفت: «دوباره» و دوباره ایستادم جلویش و دریبل خوردم. توپ را برداشت زد زیر بغلش و گفت: «این دریل مال زین الدین زیدان بود.» بعد گفت: «زیدان ۳ـ۲ تا حرکت دیگه هم داره. وایسا تا نشونت بدم.» ۳ تا تکنیک عجیب و غریب زد که من واقعاً نتوانستم کاری بکنم و فقط ایستادم و تماشا کردم. آن موقعها فوتبال عشقش بود. با بچههای پایگاه میرفت زمین چمن بیمارستان شهدا تمرین میکرد. معلوماتش درباره دنیای فوتبال خوب بود. همه اخبار فوتبالیستهای داخلی و خارجی را دنبال میکرد. بارها شده بود که از درس و مدرسه بزند و برود دیدن بازیکنها و مربی تیمهایی که به تبریز آمده بودند. خاطرم هست از منصور پورحیدری امضا گرفته بود و با بعضی بازیکنهای محبوبش عکس یادگاری داشت. یادم هست روزی که یکی از بازیکنهای تیم محبوبش از ایران رفت، گریه کرد. حتی پیراهن مشکی پوشید. نامه اعتراضی و پراحساسی هم برای آن بازیکن نوشته بود که بعداً پارهاش کرد. آن روزها آن قدر غرق فوتبال بود که درسش به طور کامل به حاشیه رفته بود. جوری که حتی در امتحانات خرداد لطمه جدی خورد. محمودرضا اما وقتی رفت سپاه، فوتبال به یک باره چنان از زندگیاش محو شد که انگار قبل از آن هیچ علاقهای به این ورزش نداشت. بعد از آن من یک بار ندیدم و نشنیدم که فوتبال تماشا کند یا اسمی از بازیکن یا تیمی بیاورد.
از روزی که رفت سپاه همه جوره دگرگون شد. به جرئت میگویم که همه تعلقات و علایقش محو شد. سپاه برای محمودرضا نقطه عطف بود. محمودرضای قبل از سپاه با محمودرضای بعد از سپاه متفاوت است. خیلی چیزهای حتی مباح را هم به راحتی بوسید و گذاشت کنار.»
منبع: کتاب «تو شهید نمیشوی»
منبع: خبرگزاری فارس


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















