20 تير 1405 / ۲۵ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 111696
یکشنبه 10 تير 1403 , 11:43
یکشنبه 10 تير 1403 , 11:43


چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

من حاضر نیستم همراه این آدمها یک قدم بردارم!
فاش نیوز - وقتی امام خمینی در قم بودند، دولت موقت پنجشنبهها میرفت آنجا برای گزارش و صحبت و کسب تکلیف. همه وزرا هم میرفتند، دکتر سعی میکرد که همراه آنان نرود. سه چهار هفتهای میشد که نرفته بود. یکبار در این ملاقاتها، یکی از آدمهای صاحب نفوذ، خدمت امام حرفهای نابجایی زده بود. من بعد از ساعت اداری رفتم سراغ دکتر. پشت میزش نشسته بود، بهم گفت: «دیدی چطور اومد به همهمون دهنکجی کرد و رفت؟» گفتم: «چنین آدمی، با همچین موقعیتی، کسی نیست که من و شما بتونیم اینجا راهش ندیم و جلوی اون بایستیم. تنها خود امامه که میتونه این آدمو سر جاش بشونه که این قدر شیطنت نکنه.» بعد ادامه دادم که «چرا شما نمیرین؟ الان شما سه، چهار هفته است که با هیئت دولت به قم نرفتین و هر بار بهانهای میآرین.» گفت: «نه، نمیرم، به امام هم نمیگم» گفتم: «خیلی معذرت میخوام دکتر، ولی آیا این تکبّر نیست که شما نمیرین پیش امام؟» لحظهای به چشمهایم خیره شد، بعد آمد با یک حالتی دست مرا گرفت و با اشاره به عکس امام که داخل اتاقش بود، گفت: «شبها که تو خوابی، میام ساعتها با این عکس حرف میزنم، درد دل میکنم، عشق بازی میکنم، صاحب این عکس معشوق من است.» متعجب گفتم: «چرا نمیرین حرفها تونو حضوری به خودش بگین؟» گفت: «نمیشه، نمیتونم.» گفتم: «چرا؟» گفت: «امام امروز محوره، قدرتیه که بزرگترین قدرتهای عالم ازش میترسن. این هم امروز معلوم نمیشه. آینده مشخص میکنه که اون کی بوده و چه کار کرده. اینهائی که میبینی میروند پیش او، کسانیاند که میخواهند از محور قدرت امام برای خودشون کسب قدرت کنن. من حاضر نیستم همراه این آدمها یک قدم بردارم، حتی اگه برای دیدن معشوقم باشه.»
راوی: حسین اعرابی
به نقل از کتاب «چمران مظلوم بود»
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















