22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 111936
یکشنبه 17 تير 1403 , 11:04
یکشنبه 17 تير 1403 , 11:04


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

رئیس جمهور پیرمان کرده!
فاش نیوز - شهید رئیسی برای سخنرانی رفت پشت تریبون. یکی از حاضران مراسم، نگاهی کرد و به محافظ رئیسی گفت: «کاش یک صندلی برایش میگذاشتید تا خسته شوند.» محافظ خندید و جواب جالبی داد.
شخصی تعریف میکرد: «در یکی از برنامههای سخنرانی آقای رئیسی، کنار یکی از محافظان نشسته بودم. وقتی آقای رئیسی برای سخنرانی رفت پشت تریبون، به محافظ گفتم: «کاش یک صندلی میگذاشتید تا آقا سید نشسته سخنرانی کند.» گفت: «به سر و رو رویش نگاه نکن. فقط ریشهایش سفید شده؛ هنوز جوان هستند و پرشور.» بعد با خنده گفت: «ما از دست ایشان پیر شدیم؛ حاج آقا از ۵ صبح تا ۱۱ شب مشغول کار هست.»
منبع: کتاب «سید محرومین»


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















