شنبه 17 شهريور 1403 , 11:55




به اسیر بعثی گفتم: أنا شمر!
فاش نیوز - غلامرضا هاشمی از نیروهای اطلاعات عملیات لشکر ۱۷ که در حال نوشتن خاطراتش است، روایت طنزآمیزی دارد از روزی که تیربارچی بعثی را به اسارت گرفته بودند.
در عملیات بدر یک تیربارچی بعثی بود که خیلی از نیروهای ما را شهید و مجروح کرده بود. بالاخره با هر زحمتی بود نیروهای خودی اسیرش کرده و دورش جمع شده بودند.این تیربارچی از آن اسیرهای پررو بود ولی چون اسیر بود، نمیتوانستیم آزاری به او برسانیم. بچهها به او آب و کنسرو داده بودند؛ داشت میخورد که به من گفتند تیربارچی عراقی اسیر شده. من هم با عصبانیت بالای سرش رسیدم و شروع کردم به عربی فحش دادن. دستم را به طرفش میگرفتم و کوبنده میگفتم: أنا شمر، أنا یزید، أنا جلاد، أنا خبیث...دیدم که عراقی من را نگاه میکند و با نگاهش میگوید خب چهکار کنم؟ چرا اینها را به من میگویی؟ یکی از بچهها که شاهد ماجرا بود و عربی بلد بود، با خنده به من گفت: باید بگویی أنت، أنا که خودت میشوی! من ندانسته کلی به خودم فحش داده بودم.اسیر عراقی فقط غذایش را خورد و گفت: بریم تهران والیبال. ما را ببین که با این جانورها میجنگیدیم! [منظور از بریم تهران والیبال، اشاره به امکاناتی بود که ایران برای اسرای عراقی فراهم کرده بود.]

















