07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 113374
یکشنبه 18 شهريور 1403 , 10:34
یکشنبه 18 شهريور 1403 , 10:34


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


شماره تلفن جدید برای ارتباط ایثارگران با بنیاد شهید
فاش نیوز - مدیرکل مراجعات و پاسخگویی ایثارگران بنیاد شهید اعلام کرد: «در آینده شماره جدیدی راهاندازی میشود که ایثارگران میتوانند از طریق آن با ستاد مرکزی بنیاد تماس بگیرند.»

کسانی که محل زندگی یا کارشان حوالی خیابان طالقانی تهران است حتماً هر روز ایثارگرانی را میبینند که جلوی در بنیاد شهید ایستاده و میخواهند با یکی از مدیران صحبت کنند؛ ایثارگرانی که بعضی از آنها از مناطق مختلف تهران و بعضی دیگر از شهرستان آمدهاند و خستگی از سر و رویشان میبارد. محمدحسن علینقیان افجهای مدیرکل مراجعات و پاسخگویی ایثارگران بنیاد شهید در گفتوگو خبرنگار فارس اظهار داشت: «در آینده شماره جدیدی راهاندازی میشود که ایثارگران میتوانند از طریق آن با ستاد مرکز بنیاد تماس بگیرند.» او سپس شرح داد: «گاهی ایثارگران این نیاز را میبینند که حضوری جلوی ساختمان بنیاد شهید حاضر شوند. بعضیها هم هستند که نه امکان حضور دارند، نه میتوانند از حقوقشان مطلع شوند و نه میتوانند خواستههایشان را ثبت و ضبط کنند. این سامانه برای حل مشکل این افراد راهاندازی میشود.» مدیرکل مراجعات و پاسخگویی ایثارگران بنیاد شهید با بیان اینکه سامانه جدید تا چند ماه آینده راهاندازی میشود، توضیح داد: «در این باره جلسات مفصلی با اداره کل آمار و فناوری بنیاد شهید داریم تا زیرساختهایش آماده شود. میخواهیم سامانه طوری راهاندازی نشود که مثلاً ۲ روز بعدش دوباره از کار بیفتد. همچنین اطلاعات جانبازان هم باید محرمانه بماند و امکان نفوذ در آن وجود نداشته باشد.»کوروش محمدحسینی سرپرست مرکز فناوری اطلاعات و نوسازی اداری بنیاد شهید نیز با اشاره به اینکه این شماره ظرف چند ماه آینده در دسترس قرار میگیرد، خبر داد: «این شماره بهاحتمال زیاد ۰۹۶۱۶ خواهد بود.»
ایثارگران از سال ۱۳۸۴ میتوانستند با گرفتن شماره ۱۶۱۶ با نزدیکترین بنیاد شهید به محل تماس، ارتباط گرفته و مسائل خود را مطرح کنند؛ اما این تنها مخصوص ارتباط گرفتن با بنیاد شهید استانها بود و ارتباطی با ستاد مرکزی این بنیاد نداشت.
با عرص سلام و ادب و احترام خدمت جناب اوحدی حدود چهل سال پیش از اصابت ترکش به ناحیه پیشانی ابروی چپ بازوی چپ قفسه سینه سمت چپ ساق پای چپ مجروح شدم وبا وجود ترکش در نواحی فوق و مشکلات اعصاب و روان که حدود ۲۰ سال است که دارو مصرف میکنم چهار سال پیش با اصرار خانواده مدارک و مستنداتم را بردم کمیسیون جانبازان و بعد از ۳ سال معطلی و ۴ بار( نوبت ) و بررسی عکس رادیولوژی از مراکز مختلف به درخواست منشی کمیسیون. به بنده. ۵درصد جانبازی اعلام کردند. ضمن اعتراض به در صد اعلامی در پرونده در سایت ایثار من متوجه شدم مجروحیت ساق پا ی مرا از قلم افتاده و این موضوع را اعلام کردم. کارشناسان آن بنیاد به من اعلام کردند مجددا باید پرونده را همان سیر مراحل را مجددا باید طی کنید سوال اینجاست اولا من تمام مدارک را من در سایت بارگذاری کردم تمام مدارک یکتا با هم بوده است و آیا اشتباه متصدی ثبت کمیسیون را بنده باید جبران کنم. چرا دوباره. مرا به سیرمراحل کمیسیون ارجاع میدهند. ثانیا چرا مشکل اعصاب و روان را لحاظ نکردند و ثلثا آیا انصافا ۵ درصد بسیار کم لطفی نیست. خواهشمند است. رسیدگی فرمایید
لطفا همسران جانباز ۲۵درصد و بالا هم از شرط سنی برای استخدام معاف شوند.
خدایار معظمی گودرزی جانباز و ایثارگر وبسیجی دوران دفاع مقدس از سالهای ۶۱، ۶۳،۶۵،و۶۷، این لیاقت داشتم که در ان زمان از کشورم واز خاکم در برابر دشمن تا دندان مسلح بایستم و دفاع کنم از کشور عزیزم جاویدباد ایران ومردم ایران .
الان بیماری سرع دارم ودرکمیسیون پزشکی ماده ۸۷ شرکت نمودم وجانباز تلقی شدم خدانگهدار
الان بیماری سرع دارم ودرکمیسیون پزشکی ماده ۸۷ شرکت نمودم وجانباز تلقی شدم خدانگهدار
جانباز محل مناقشه اختلاف مالی تامین اجتماعی و بنیاد شهید قرار گرفته ۳ سال ارفاقی بازنشستگی همینطور معطل مانده است مضحکترین پاسخ این است که سیستم برخط بنیاد شهید خراب است این خرابی عمدی بوده تا بار مالی متوجه بنیاد نشود راضی نیستم
جناب آقای اوحدی چند ماه است منتظر وام بودم الان هم بیستم برج خرداد تایید شده اما وایز نشده خواهش میکنم رسيدگي کنید خدا شاهد است بدجوری موندم از شما التماس میکنم دست صاحب خونه موندم خواهش میکنم جناب آقای اوحدی کد ملی..... صابر عربی
با عرض سلام خدمت جناب آقای اوحدی مدیرکل بنیادشهید تهران من زهرا گرامی مادر شهید سیدحمید حسن پشت مشهدی هستم نامه ای درخصوص استخدام عروس در اداره برق بوسیله جناب آقای بافتی رئیس بنیاد شهید خدمت شما داده بودم لطفا پیگیری کنید 5658
بسم الله الرحمن الرحیم
ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۷ / ۲ / ۱۴۰۴ تماس گرفتندگفتند یک قطعه عکس بیار و بیا بنیاد جانبازان شهرستان فردا کمیسیون برگزارمی شود.
بدون هیچ اطلاع قبلی وبدون اینکه از حداقل دو ماه قبل تر اطلاع بدهند برای حضور در کمیسیون و احیانا تکمیل کم و کاستی ها و نواقص احتمالی در پرونده
پنجشنبه ۱۸ / ۲ / ۱۴۰۴ در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید وامور ایثار گران ایلام شرکت کردم.
گفتند ساعت پنج ونیم عصر در محل بنیاد شهید انجام می شود من ساعت پنج عصر آنجا بودم و تعدادی از مدارک، اسناد و عکسبرداری های انجام شده و آزمایش های جدید اسفند ماه ۱۴۰۲ همراه داشتم.
ساعت یازده وخورده شب نوبت من شد.
اولین نفردکتر اعصاب و روان بود مردی مسن محترم و جا افتاده خیلی مودب متین با انرژی مثبت و نگاه دوستانه به من دست داد و از احوالم پرسید.
ظاهرا پرونده ام را مطالعه کرده بود و در مورد من اطلاعات زمینه ای داشتند.
با ارائه مستندات و مدارک پزشکی و بالینی از سال ۶۹ یعنی دوسال پس از مجروحیت و توضیحات لازم خدمت ایشان گفتند که امتیاز کامل را به من داده اند.
دومین نفردکتر گوش و حلق وبینی و موج انفجار بودند از من مدارک بالینی حین مجروحیت میخواستند که بهشون گفتم آن زمان امکاناتی نبوده که ما این کارها را انجام بدهیم و مدارک کارهای اولیه انجام شده در بیمارستان صحرایی هم بعدا درآتش سوخته است واصلا عقل کسی به این نمی رسید که دنبال جمع آوری مدارک و اینحرفا باشد.
لیکن مستندات و فرم های احصا شده از همرزمان و فرمانده و معاون فرمانده گردان همراهم هستند که متاسفانه توجه واعتنایی نکردند.
حتی به سیر درمانی و تست های انجام شده در اسفند۱۴۰۲ تحت نظارت دکترهای متخصص بیمارستان ساسان تهران که همراه داشتم هم نگاه نکردند وصرفااصرار به ارائه مدارک بالینی زمان مجروحیت داشت.
اسفند۱۴۰۲در بیمارستان ساسان تست شنوایی سنجی و موج انفجارانجام داده بودم ،سونو گرافی های تیروئید که وجود توده بزرگ ومشکوک در گلوی من و تایید میکنه رو نگاه نکردندوهیچ توجهی نکردند.
نفرسوم خانم دکتر متخصص مغز و اعصاب بودند خیلی مهربان و با نزاکت مشکلاتم را باهاشون در میان گذاشتم .
ام آر آی و تصاویرمربوط به آرتروز گردن ضایعه نخاعی و تصاویر... را مشاهده کردند و مطالبی را یاد داشت کردند.
سایردکتر ها بدون توجه به افراد باقیمانده محل را ترک کرده بودند.
تنها دکتری که مانده بود دکتر داخلی بود که ایشان هم عکس اچ آر سی تی و پی اف تی ازمن می خواستند که من از فرط خستگی و نگرانی که داشتم با اینکه کنار دستم بودند فراموش کردم که بهشون تحویل بدهم.
اگر فقط یک لحظه ایشان به عکس ها و مدارک همراهم نگاهی می انداخت اچ آر سی تی و مدارک مستند و مستدل مربوط به سابقه شیمیایی ام را رویت می کردند.
بهشون توضیح دادم که من مستقیما خدمت دکتر قانعی رسیدم و دربیمارستان بقیه الله تهران مراحل اچ آر سی تی و پی اف تی را انجام داده ام و آقای قانعی شخصا درصد شیمیایی نوشته اند.
درمورد ضعف چشم ها تحلیل سی کیلویی بدن طی سه چهار ماه گذشته به ایشان گفتم از ضعف و ناتوانی پاهایم از خالی کردن زانوهای پایم درهنگام ایستادنم در اثرناتوانی وضعف شدیدی که برمن عارض شده گفتم.
امااذعان میکنم ذکر بعضی از آسیب ها حادث شده که اتفاقا مدارک همه آنهارا به همراه داشتم رافراموش کردم.
توموردرگلو ( تیروئید ) ازکار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، ابتلای مزمن به دیابت نوع ۲ و مصرف طولانی مدت داروهای شیمیایی از ابتلا به تیروئیدکم کار شدید که با مصرف دوز بالای داروها هم مهارنشده و دائما پیشرفت می کندازعارضه زخم معده
ازبواسیرشدید ومزمنی که خودش یک توده بزرگ و مشمئز کننده شده است. ازپوست خشک و شکننده و تاول های چرکینی که گاها زیر بغل کشاله ران ها پشت باسن قارچی رشد می کند.
ازریزش شدید وتوده ای موهای سرم ،لثه های کاملا فرسوه و در اکثر اوقات زخمی از دندانهای تماما پوسیده وخراب شده
پاها و انگشتان بی حس و فشاری که درکف پاهایم شبانه روز امانم را بریده است.
از رفلکس شدید معده ام از بی خوابی های همیشگی ام از چسبندگی شدید دست هایم که دکترعمل جراحی بهم توصیه کرده بود و.....چیزی یادم نبود.
من موفق نشدم دیگر دکترهای متخصص اعزامی : چشم، پوست و مو ارتوپدی،غدد ارولوژیست،دهان و دندان و .... را ببینم.
چند روز پیش یک پیامک به دستم رسید که پرونده ام نواقصی دارد اصل و کپی مدارک خواسته شده را تحویل خانم کرمی دادم که به استان ارسال کند.
شخصا هم در معیت آقای سلطان زاده خدمت خانم راسخی رفتم و از نزدیک منو دیده اند.
در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۹دوباره همان پیام نقص در پرونده از طرف شعبه پنج بخاطر اچ آر سی تی و پی اف تی آمده است دقیقا نمی فهمم یعنی چی آیا مدارک و پرونده به دستشون نرسیده آیا اهمالی صورت گرفته آیا قصد و غرضی در کارست لطفا پاسخگو باشد
ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۷ / ۲ / ۱۴۰۴ تماس گرفتندگفتند یک قطعه عکس بیار و بیا بنیاد جانبازان شهرستان فردا کمیسیون برگزارمی شود.
بدون هیچ اطلاع قبلی وبدون اینکه از حداقل دو ماه قبل تر اطلاع بدهند برای حضور در کمیسیون و احیانا تکمیل کم و کاستی ها و نواقص احتمالی در پرونده
پنجشنبه ۱۸ / ۲ / ۱۴۰۴ در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید وامور ایثار گران ایلام شرکت کردم.
گفتند ساعت پنج ونیم عصر در محل بنیاد شهید انجام می شود من ساعت پنج عصر آنجا بودم و تعدادی از مدارک، اسناد و عکسبرداری های انجام شده و آزمایش های جدید اسفند ماه ۱۴۰۲ همراه داشتم.
ساعت یازده وخورده شب نوبت من شد.
اولین نفردکتر اعصاب و روان بود مردی مسن محترم و جا افتاده خیلی مودب متین با انرژی مثبت و نگاه دوستانه به من دست داد و از احوالم پرسید.
ظاهرا پرونده ام را مطالعه کرده بود و در مورد من اطلاعات زمینه ای داشتند.
با ارائه مستندات و مدارک پزشکی و بالینی از سال ۶۹ یعنی دوسال پس از مجروحیت و توضیحات لازم خدمت ایشان گفتند که امتیاز کامل را به من داده اند.
دومین نفردکتر گوش و حلق وبینی و موج انفجار بودند از من مدارک بالینی حین مجروحیت میخواستند که بهشون گفتم آن زمان امکاناتی نبوده که ما این کارها را انجام بدهیم و مدارک کارهای اولیه انجام شده در بیمارستان صحرایی هم بعدا درآتش سوخته است واصلا عقل کسی به این نمی رسید که دنبال جمع آوری مدارک و اینحرفا باشد.
لیکن مستندات و فرم های احصا شده از همرزمان و فرمانده و معاون فرمانده گردان همراهم هستند که متاسفانه توجه واعتنایی نکردند.
حتی به سیر درمانی و تست های انجام شده در اسفند۱۴۰۲ تحت نظارت دکترهای متخصص بیمارستان ساسان تهران که همراه داشتم هم نگاه نکردند وصرفااصرار به ارائه مدارک بالینی زمان مجروحیت داشت.
اسفند۱۴۰۲در بیمارستان ساسان تست شنوایی سنجی و موج انفجارانجام داده بودم ،سونو گرافی های تیروئید که وجود توده بزرگ ومشکوک در گلوی من و تایید میکنه رو نگاه نکردندوهیچ توجهی نکردند.
نفرسوم خانم دکتر متخصص مغز و اعصاب بودند خیلی مهربان و با نزاکت مشکلاتم را باهاشون در میان گذاشتم .
ام آر آی و تصاویرمربوط به آرتروز گردن ضایعه نخاعی و تصاویر... را مشاهده کردند و مطالبی را یاد داشت کردند.
سایردکتر ها بدون توجه به افراد باقیمانده محل را ترک کرده بودند.
تنها دکتری که مانده بود دکتر داخلی بود که ایشان هم عکس اچ آر سی تی و پی اف تی ازمن می خواستند که من از فرط خستگی و نگرانی که داشتم با اینکه کنار دستم بودند فراموش کردم که بهشون تحویل بدهم.
اگر فقط یک لحظه ایشان به عکس ها و مدارک همراهم نگاهی می انداخت اچ آر سی تی و مدارک مستند و مستدل مربوط به سابقه شیمیایی ام را رویت می کردند.
بهشون توضیح دادم که من مستقیما خدمت دکتر قانعی رسیدم و دربیمارستان بقیه الله تهران مراحل اچ آر سی تی و پی اف تی را انجام داده ام و آقای قانعی شخصا درصد شیمیایی نوشته اند.
درمورد ضعف چشم ها تحلیل سی کیلویی بدن طی سه چهار ماه گذشته به ایشان گفتم از ضعف و ناتوانی پاهایم از خالی کردن زانوهای پایم درهنگام ایستادنم در اثرناتوانی وضعف شدیدی که برمن عارض شده گفتم.
امااذعان میکنم ذکر بعضی از آسیب ها حادث شده که اتفاقا مدارک همه آنهارا به همراه داشتم رافراموش کردم.
توموردرگلو ( تیروئید ) ازکار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، ابتلای مزمن به دیابت نوع ۲ و مصرف طولانی مدت داروهای شیمیایی از ابتلا به تیروئیدکم کار شدید که با مصرف دوز بالای داروها هم مهارنشده و دائما پیشرفت می کندازعارضه زخم معده
ازبواسیرشدید ومزمنی که خودش یک توده بزرگ و مشمئز کننده شده است. ازپوست خشک و شکننده و تاول های چرکینی که گاها زیر بغل کشاله ران ها پشت باسن قارچی رشد می کند.
ازریزش شدید وتوده ای موهای سرم ،لثه های کاملا فرسوه و در اکثر اوقات زخمی از دندانهای تماما پوسیده وخراب شده
پاها و انگشتان بی حس و فشاری که درکف پاهایم شبانه روز امانم را بریده است.
از رفلکس شدید معده ام از بی خوابی های همیشگی ام از چسبندگی شدید دست هایم که دکترعمل جراحی بهم توصیه کرده بود و.....چیزی یادم نبود.
من موفق نشدم دیگر دکترهای متخصص اعزامی : چشم، پوست و مو ارتوپدی،غدد ارولوژیست،دهان و دندان و .... را ببینم.
چند روز پیش یک پیامک به دستم رسید که پرونده ام نواقصی دارد اصل و کپی مدارک خواسته شده را تحویل خانم کرمی دادم که به استان ارسال کند.
شخصا هم در معیت آقای سلطان زاده خدمت خانم راسخی رفتم و از نزدیک منو دیده اند.
در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۹دوباره همان پیام نقص در پرونده از طرف شعبه پنج بخاطر اچ آر سی تی و پی اف تی آمده است دقیقا نمی فهمم یعنی چی آیا مدارک و پرونده به دستشون نرسیده آیا اهمالی صورت گرفته آیا قصد و غرضی در کارست لطفا پاسخگو باشد
باسلام همسرم ایثارگرآجااست وبیمارصعب العلاج ازهیچ ارگانی حقوقی نداردو45سال است بیماراست ومن به خاطرآبرویم بامعلمی هزینه خانواده راتقبل کردم ونه جز کمیته امداد ونه بهزیستی است آیا برای آگاهی ازتمکن یک ایثارگر روش پرکردن استشهاد محلی کاردرستی است
باسلام خدمت شما برادر ارجمند جناب آقای اوحدی رئیس محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران بنده از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس می باشم و در سال ۱۳۶۶ بر اثر اصابت ترکش به گونه چپ مجروح شدم وشنوایی خود را از دست دادهام وپرونده بالینی من در بنیاد گم شده وجهت کمیسیون پزشکی به بنیاد مراجعه می کنم مرا هی این ماه وان ماه می کنند وهنوز ترکش داخل صورت من می باشد و۵ درصد جانبازی دارم خواهشا پیگری کنید با کمال تشکر فراوان از شما بزگوار عزیز
با عرضِ سلام و خسته نباشی
میخواستم بدونم قانونِ استفاده ی همسرانِ جانبازِ زیرِ ۲۵٪ از سنواتِ ارفاقیِ ۱ تا ۵ سال صحت نداره و فقط بصورتِ شفاهی گفته شده و هنوز به تصویبِ هیئتِ وزیران نرسیده؟
چون من با اینکه از بنیادِ جانبازانِ شهرستان و استان نامه گرفتم و همراه با درخواستِ بازنشستگی به دانشگاه علوم پزشکیِ مازندران دادم این قانون برام اعمال نشد و همون ۲۸ سال و ۴ ماه رو برام ابلاغ زدن
وقتی بهشون اعتراض کردم گفتن همچین آیین نامه ای هنوز تائید نشده و به تصویبِ هیئت وزیران نرسیده و فقط برایِ همسرانِ جانبازِ بالایِ ۵۰٪ و خانواده ی شهدا بصورتِ شفاف قانون وجود داره
ممنون میشم راهنماییم کنید
میخواستم بدونم قانونِ استفاده ی همسرانِ جانبازِ زیرِ ۲۵٪ از سنواتِ ارفاقیِ ۱ تا ۵ سال صحت نداره و فقط بصورتِ شفاهی گفته شده و هنوز به تصویبِ هیئتِ وزیران نرسیده؟
چون من با اینکه از بنیادِ جانبازانِ شهرستان و استان نامه گرفتم و همراه با درخواستِ بازنشستگی به دانشگاه علوم پزشکیِ مازندران دادم این قانون برام اعمال نشد و همون ۲۸ سال و ۴ ماه رو برام ابلاغ زدن
وقتی بهشون اعتراض کردم گفتن همچین آیین نامه ای هنوز تائید نشده و به تصویبِ هیئت وزیران نرسیده و فقط برایِ همسرانِ جانبازِ بالایِ ۵۰٪ و خانواده ی شهدا بصورتِ شفاف قانون وجود داره
ممنون میشم راهنماییم کنید
سلام میخواستم عرض کنم به خدا من بول و بارتی ندارم که متل بعضی ها که با ....درصدجانبازی بالا گرفتند در صورتیکه یک روز در جبهه نبودند ایا کشور را اینطور اداره میکنید.
الان واقعا اکثر نیروهای هشت سال دفاع مقدس ناراحت هستند. نگذارید تا این عزیزان دست از انقلاب بردارند
الان واقعا اکثر نیروهای هشت سال دفاع مقدس ناراحت هستند. نگذارید تا این عزیزان دست از انقلاب بردارند
سلام جناب اوحدی ، بنده جانباز ۲۵ درصد داوطلب در جنگ و معلم بازنشسته هستم ،بدلیل معلم بودنم هیچ حقوق جانبازی و تسهیلات به من تعلق نمیگیرد ، برای عروسی دخترم نیاز شدید به مساعدت مالی میباشم متقاضی وام مسکن هستم چون وام دو میلیون تومانی مسکن استفاده کردم و سالهاست تسویه کردم بهم تعلق نمیگیرد ، تسهیلات خرید خودرو نگرفتم ، لطفاً دستور فرمایید تا درصد جانبازی ام را خریداری نمایید و در آمار آن بنیاد خارج شوم ، آیا میشود با اندک حقوق بازنشستگی معلمی هزینه درمان دردهای داخلی ناشی از شیمیایی خردل را بپردازم ؟، هزینه معیشت خانواده را بپردازم ؟ با این تورم و این جسم مجروح پاسخگوی خانواده نیستم و شرمنده دخترم هستم بخاطر عدم بضاعت مالی نمیتوانم براش عروسی بگیرم و شرمنده پسرانم هستم که بعنوان جانباز ۲۵ درصد سهمیه اشتغال ندارم ، لطفاً هماهنگ کنید تا حداقل از وام مسکن و تسهیلات خرید خودرو داخلی بهره مند باشم ، از آمل
پسرم مهندس عمران حسین ناییجی
به شماره پرونده مدارک ارسالی از استانداری مازندران در شهر چمستان نور به شماره پرونده ۷۵۵۰اما مسولان وقت شهرداری افراد را با رشوه مشغول به کار کردن که مدرک تحصیلی معتبری هم ندارند من جانباز باز نشسته از خدا می خواهم که شما وسیله شوید پسرم سر کاربرودمن هم خانه نشین هستم یه شماره تماس برای مکالمه ارسال کنید
به شماره پرونده مدارک ارسالی از استانداری مازندران در شهر چمستان نور به شماره پرونده ۷۵۵۰اما مسولان وقت شهرداری افراد را با رشوه مشغول به کار کردن که مدرک تحصیلی معتبری هم ندارند من جانباز باز نشسته از خدا می خواهم که شما وسیله شوید پسرم سر کاربرودمن هم خانه نشین هستم یه شماره تماس برای مکالمه ارسال کنید
باسلام خدمت آقای اوحدی ما خانواده شهید هستیم و دارای ۹ برادر و خواهر ک فقط من لیسانس دارم و از سهیمه خود هیچ اسفتاده تا ب حال نکردیم و حقوقی ک ب ما از طرف بنیاد مستمری مادرم ک فلج میباشد ۴ میلیون میباشد چرا کسی برا ما کاری نمیکند مگر ما جزوه خانواده شهدا نیستیم چرا ب هر ارگان دولتی سر میزنی معروفی نامه میبری حتی نگاه هم نمیکنن خیلی ک با درصد کم ک داشتن بهترین کار ها رو دارن ولی ما هیچ. چرا کسی صدا ما رو نمیشنوه مگه دولت اعلام نکرد ک خانواده حق دارن با ازمون یا بدون آزمون وارد کار دولتی بشن پس سهم ما کجا رفت چرا هرچی پیگیری میکنم کسی جواب گو نیست
سلام به ریاست بنیاد اقای دکتر اوحدی
۶۰ سال سن دارم مستاجر هستم با اینکه
۳۴ ماه درجبهه ها بودم وجانباز ۵ درصد هستم ولی دراثر موج انفجار شنوایی ام کم شد دکتر معتمد هم تایید کرده ولی سودی نداشت درمورد وام مسکن جوری باشه امثال من که توان خریدن خانه ندارن حداقل برای پول پیش خانه ازش استفاده کنیم تا مبِلغ کمتری اجاره بدیم هر وقت برای وام به بنیاد مراجعه کردم هیچکس پاسخگو نبود وبهانه میاوردن که بودجه نداریم واگر هم بودجه باشد به ما تعلق نمیگیرد چون خیلیا نور چشمی هستن اول انها واگر چیزی ماند برای چند نفر جانباز دیگه اگر میشه برای وام تجدید نظری داشته باشید ممنون
درمورد وام مسکن
۶۰ سال سن دارم مستاجر هستم با اینکه
۳۴ ماه درجبهه ها بودم وجانباز ۵ درصد هستم ولی دراثر موج انفجار شنوایی ام کم شد دکتر معتمد هم تایید کرده ولی سودی نداشت درمورد وام مسکن جوری باشه امثال من که توان خریدن خانه ندارن حداقل برای پول پیش خانه ازش استفاده کنیم تا مبِلغ کمتری اجاره بدیم هر وقت برای وام به بنیاد مراجعه کردم هیچکس پاسخگو نبود وبهانه میاوردن که بودجه نداریم واگر هم بودجه باشد به ما تعلق نمیگیرد چون خیلیا نور چشمی هستن اول انها واگر چیزی ماند برای چند نفر جانباز دیگه اگر میشه برای وام تجدید نظری داشته باشید ممنون
درمورد وام مسکن
با سلام و احترام
جناب آقای مهندس اوحدی ما تعدادی از کارکنان بازنشسته سازمان فرهنگی سیاحتی کوثر ( هتل شاهد قم ) هستیم که البته در زمان خدمت نیز با توجه به کار اجرایی و میدانی متاسفانه از حقوق و مزایای حدافلی برخوردار بودیم و پس از بازنشستگی نیز عملا هیچ گونه امتیازاتی که بازنشستگان محترم بنیاد شهید( پرداخت قسمت اعظم حق بیمه تکمیلی، پرداختی در مناسبتهای مختلف و...) برخوردار نیستیم لذا از حضرتعالی تقاضامندیم دستور فرمایند در اینخصوص مساعدت فرموده تا قسمتی از مشکلات عدیده زندگی این همکاران خصوصا در بخش درمان برطرف و عدالت نیز جاری گردد. با کمال تشکر
جناب آقای مهندس اوحدی ما تعدادی از کارکنان بازنشسته سازمان فرهنگی سیاحتی کوثر ( هتل شاهد قم ) هستیم که البته در زمان خدمت نیز با توجه به کار اجرایی و میدانی متاسفانه از حقوق و مزایای حدافلی برخوردار بودیم و پس از بازنشستگی نیز عملا هیچ گونه امتیازاتی که بازنشستگان محترم بنیاد شهید( پرداخت قسمت اعظم حق بیمه تکمیلی، پرداختی در مناسبتهای مختلف و...) برخوردار نیستیم لذا از حضرتعالی تقاضامندیم دستور فرمایند در اینخصوص مساعدت فرموده تا قسمتی از مشکلات عدیده زندگی این همکاران خصوصا در بخش درمان برطرف و عدالت نیز جاری گردد. با کمال تشکر
جناب واحدی عزیز با سلامواحترام وعرض خسته نباشید لطفا یک شماره تلفن گویا با داشتن سیستم ضبط بیانات مشکلات خاص و شخصی جانبازان وایثار گران اختصاص فرمایید تا عوامل مربوطه بتوانند درحداقل زمان ممکن با جانباز وابثارگر مربوطه تماس گرفته و بررسی و رسیدگی و پاسخ لازم به شخص با خانواده محترم جانباز ارایهرنمابند
جناب آقای واحدی مدیر کل محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور
سلام و علیکم
اینجا نب رضا قره داغی در مورخه 1404/5/30 در تبریز رفتم کمیسیون پزشکی بنیاد جانبازان تبریز برای تعیین درصد جانبازی این بار پنجم بود رفتم همان درصد قبلی را تعیین کردند 45 درصد نه محل مجروحیت من نگاه کردند و نه مدارک جدید داشتم بررسی کردند جای مناسب برای مشاهده کلیه اعضای بدن در سالن نبود امکان درآوردن لباس نبود از درد شدت هردو پایم کمرم هر روز رنج می کشم خواهشمندم اگه امکانش هست کمکی برای من انجام دهید یک دنیا دعا گویتان خواهم بودباتشکر رضا قره داغی
سلام و علیکم
اینجا نب رضا قره داغی در مورخه 1404/5/30 در تبریز رفتم کمیسیون پزشکی بنیاد جانبازان تبریز برای تعیین درصد جانبازی این بار پنجم بود رفتم همان درصد قبلی را تعیین کردند 45 درصد نه محل مجروحیت من نگاه کردند و نه مدارک جدید داشتم بررسی کردند جای مناسب برای مشاهده کلیه اعضای بدن در سالن نبود امکان درآوردن لباس نبود از درد شدت هردو پایم کمرم هر روز رنج می کشم خواهشمندم اگه امکانش هست کمکی برای من انجام دهید یک دنیا دعا گویتان خواهم بودباتشکر رضا قره داغی
جناب آقای واحدی مدیر کل محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور
سلام و علیکم
اینجا نب رضا قره داغی به شماره ملی 6249..... در مورخه 1404/5/30 در تبریز رفتم کمیسیون پزشکی بنیاد جانبازان تبریز برای تعیین درصد جانبازی این بار پنجم بود رفتم همان درصد قبلی را تعیین کردند 45 درصد نه محل مجروحیت من نگاه کردند و نه مدارک جدید داشتم بررسی کردند جای مناسب برای مشاهده کلیه اعضای بدن در سالن نبود امکان درآوردن لباس نبود از درد شدت هردو پایم کمرم هر روز رنج می کشم خواهشمندم اگه امکانش هست کمکی برای من انجام دهید یک دنیا دعا گویتان خواهم بود شماره همراه ......
باتشکر رضا قره داغی
سلام و علیکم
اینجا نب رضا قره داغی به شماره ملی 6249..... در مورخه 1404/5/30 در تبریز رفتم کمیسیون پزشکی بنیاد جانبازان تبریز برای تعیین درصد جانبازی این بار پنجم بود رفتم همان درصد قبلی را تعیین کردند 45 درصد نه محل مجروحیت من نگاه کردند و نه مدارک جدید داشتم بررسی کردند جای مناسب برای مشاهده کلیه اعضای بدن در سالن نبود امکان درآوردن لباس نبود از درد شدت هردو پایم کمرم هر روز رنج می کشم خواهشمندم اگه امکانش هست کمکی برای من انجام دهید یک دنیا دعا گویتان خواهم بود شماره همراه ......
باتشکر رضا قره داغی
باسلام و عرض ادب خدمت شما عزیزان .
پنجاه درصد شیمیایی و اعصاب و روان هستم اگر امکان دارد سری به به این حقیر و مستاجربزنید که واقعا دیگه نزدیک مرگ ما داره از راه میرسد.
تا از خانه اجاره ای به بهشت زهرا منتقل نشدم به داد ما برسید
پنجاه درصد شیمیایی و اعصاب و روان هستم اگر امکان دارد سری به به این حقیر و مستاجربزنید که واقعا دیگه نزدیک مرگ ما داره از راه میرسد.
تا از خانه اجاره ای به بهشت زهرا منتقل نشدم به داد ما برسید
بنام خدا
با سلام خدمت اقای اوحدی رییس بنیاد جانبازان
اینجانب سهراب ویس مرادی
جانباز ۱۰درصد کمک معیشت بگیر هستم که از ناحیه هر دو پا چند سالی هست که زمین گیر شدم و توان راه رفتن ندارم مستاجر وداری زن ودو فرزند هستم شیمیایی هم هستم که بنیاد جانبازان درصد برای بنده نمی زند پرسیدم که چرا درصد بنده رانمی زنید گفتند بوجه نیست از ناحیه چشم وپوست وریه شیمیایی هستم مدارک کامل موجود می باشد حتا یک خودرو هم ندارم که بتوانم دکتر بروم از شما مقام محترم تقاضای رسیدگی دا رم با کمال تشکر
با سلام خدمت اقای اوحدی رییس بنیاد جانبازان
اینجانب سهراب ویس مرادی
جانباز ۱۰درصد کمک معیشت بگیر هستم که از ناحیه هر دو پا چند سالی هست که زمین گیر شدم و توان راه رفتن ندارم مستاجر وداری زن ودو فرزند هستم شیمیایی هم هستم که بنیاد جانبازان درصد برای بنده نمی زند پرسیدم که چرا درصد بنده رانمی زنید گفتند بوجه نیست از ناحیه چشم وپوست وریه شیمیایی هستم مدارک کامل موجود می باشد حتا یک خودرو هم ندارم که بتوانم دکتر بروم از شما مقام محترم تقاضای رسیدگی دا رم با کمال تشکر
سلام آقای اوحدی عزیز بنده جانباز شیمیایی هستم که این دوساله به خاطر دهک، حقوق مرا قطع کردن والان ک دهکم ۳ است هرچه بنیاد سرپل ذهاب میرم میگن بودجه نیست و ناگفته نماند ک بنده پنج تن از اعضای خانواده ام شهید وکل خانواده پدریم جانباز هستن ومستاجر ودارای سه فرزند ک یکی از آنها دانشجوست. خودم نیز کارگر هستم واز ناحیه بدن مریض و دیسک کمر دارم از شما آقای اوحدی عزیز تقاضا دارم حقوق مرا وصل کنید باتشکر فروان از شما
سلام جناب آقای اومدی معاون ريس جمهوری من جانباز قطع پا از زانو ترکشی پاها دست ها ریه سرو صورت گوشها کمر اعصاب وروان زیاد کم شنوایی گوشها پایم قطع، سپاه خوردم زمین چون از زانو قطع شده مفصل شکست پلاتین گذشتند قادربه را رفتن نیستم .
کمسیون پزشکی ۸۱ درصد ریز درصد زدند ۷۰ اعلام شده ولی ۶۰ شده .
جناب دکتر خاهش میکنم از نزدیک مدارک عکسهای من را ببینید. جنابعالی یا یک پزشکی ببینید نظر بدهد چون قادربه را رفتن نیستم و بخاطر اعصاب روان، همسرم جدا شده ۳ فرزند دارم هر یک از مادر جدا هستند به خدا همه همسایه ها از مشکلات اعصاب روانم رنج میکشند به خدا قسم زندگی سختی دارم از زن بچه خجالت میکشم از یک طرف مشکلات مالی و مشگلات روانی پاین شهر خانه گلنگی دارم از حاجآقا خواهش میکنم پرونده مرا برسی کنید این حق من است با مدارک و بدنم.
محمدبیرامی از همدان
کمسیون پزشکی ۸۱ درصد ریز درصد زدند ۷۰ اعلام شده ولی ۶۰ شده .
جناب دکتر خاهش میکنم از نزدیک مدارک عکسهای من را ببینید. جنابعالی یا یک پزشکی ببینید نظر بدهد چون قادربه را رفتن نیستم و بخاطر اعصاب روان، همسرم جدا شده ۳ فرزند دارم هر یک از مادر جدا هستند به خدا همه همسایه ها از مشکلات اعصاب روانم رنج میکشند به خدا قسم زندگی سختی دارم از زن بچه خجالت میکشم از یک طرف مشکلات مالی و مشگلات روانی پاین شهر خانه گلنگی دارم از حاجآقا خواهش میکنم پرونده مرا برسی کنید این حق من است با مدارک و بدنم.
محمدبیرامی از همدان
سلام جناب اوحدی واقعا حرف زدن خالی و بدون نتيجه که فقط ایثارگران را امیدوار واحی می کند و کوچکترین نتيجه ای نمی گيرند بیشتر این ایثارگران و رزمندگان چندین ساله پرونده ها شان در بایگانی ها خاک می خورد هر وقت با مشقت فراوان تماس میگیرم اظهار میدارند ۵۰۰ پرونده جلوتر از شما است در صورتی که تمام مسئولان اظهار میدارند همه چیز ایثارگران به روز شده است ايوب هم اینقدر صبر نداشت.
سلام دکتر جناب واحدی چرا تامین اجتماعی اراک کسانی که بیمه اختیار ی واریز کردن ایثار گرهستم تمام آنچه را که ایثارگران برای امتیاز قرار داده را قبول ندارند میگن فقط بیمه پردازی اجباری. آیا این حقه مگه ایثار گر با ایثار گرفرق داره ویا واریزی اختیاری یا اجباری مگه بابت اختیاری پول نمیگیره متاسفانه نه ایثارگران نه بنیادشهید ونه ایثارگران ارتش هیچکدام حمایت نمیکنن لااقل شما دراین موضوع وارد بشین وجلوی تأمین اجتماعی رابگیرین صرف اینکه بیمه اختیار ی واریز کردم ازتمام امتیازات منع کرده میدونم شما هم پیگیری نمیکنید اماباتوکل بخداازشمایاری میخام چرا باید اضافه بیمه واریز کنم درصورتی که قانون جدید بازنشستگی ایثارگران را مانع از قانون افزایش سن بازنشستگی کرد مثل من خیلی هستن لطفا مساعدت کن9773ید
سلام وعرض ادب خدمت جنابعالی رئیس کل بنیاد شهید و امور ایثار گران واقعان خیلی افراد داخل اداره و ارگانهای دولتی هستند که جایگاه و منزلت خانواده محترم شهدا ورزمندان را به سطع بی اهمیتی میاورند و هیچگونه احترامی برای کارت رزمندگان وخانواده شهید قائل نیستند درصورتی که اگر همین خون شهیدان نبود کشوری هم نبود که اداره و کارمند داشته باشند
با سلام و احترام
اینجانب جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی هستم. من به علت عوارض شیمیایی ناتوان از کار بوده و هیچ منبع درآمدی ندارم. بیش از ۲۰ سال معیشتبگیر بنیاد شهید بودیم اما حدود سه سال پیش به علت دهک بالا، مستمری ما قطع شد. لطفا رسیدگی ومساعدت لازم را انجام بدید آقای اوحدی
اینجانب جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی هستم. من به علت عوارض شیمیایی ناتوان از کار بوده و هیچ منبع درآمدی ندارم. بیش از ۲۰ سال معیشتبگیر بنیاد شهید بودیم اما حدود سه سال پیش به علت دهک بالا، مستمری ما قطع شد. لطفا رسیدگی ومساعدت لازم را انجام بدید آقای اوحدی
با سلام خدمت محترم ریاست سازمان بنیاد شهید دکتر اوحدی عزیز
بااحترام بنده جانباز سی درصد صرف اعصاب روان ۶۵ساله مستاجر دارای ۵فرزند ۲فرزند معلول هستم خانه نشین هستم ۳فرزندانم پی در پی جداگانه تصادف کردند منجر به فوت یک نفر شدند از سال ۸۷تا امروز داریم گرفتاری اعضاب میباشم و۳سال در جبهه ها حضور داشته ام زمان جنگ خونه زندگی کامل بوده ام اما تصادف و کم کاری بنیاد شهید کل زندگی بنده را ازدست دادم و در حال حاضر ۱۷سال مستاجرم خانه نشین با بیماری خودم وهمسرم ۳بار عمل جراحی الان هم کیسه صفرا جراحی کرده است خودم ناراحتی قلبی ۳بار آنژیوگرافی کردم و موج گرفتگی باعث شده گردن وکمرپا شدیدا درد دررفتگی دارم که ام رای نشون میده برای سنوات پاداش بازنشستگی اشتباه یا عمدی ۲ما۱۲ روز حساب شده است و ۳سال پیش گفتند اعتراض بزن والان ۴سال شده این ماه آن ماه میکنند پاداش را واريز نمیکنند در شرایط بعد اقتصادی مالی بدهی هستم جناب پذیرش تهران بابازاده جایش گرمه جواب مارا نمیدهد نمیدانیم مشکلات فشار زندگی را به چه کسی بگويم جناب دکتر اوحدی عزیز لااقل شما بزرگواری کنید کمی پیگیری کنید تا آن حق حقوق جانباز هست بدهید بااحترام تشکر بابل
بااحترام بنده جانباز سی درصد صرف اعصاب روان ۶۵ساله مستاجر دارای ۵فرزند ۲فرزند معلول هستم خانه نشین هستم ۳فرزندانم پی در پی جداگانه تصادف کردند منجر به فوت یک نفر شدند از سال ۸۷تا امروز داریم گرفتاری اعضاب میباشم و۳سال در جبهه ها حضور داشته ام زمان جنگ خونه زندگی کامل بوده ام اما تصادف و کم کاری بنیاد شهید کل زندگی بنده را ازدست دادم و در حال حاضر ۱۷سال مستاجرم خانه نشین با بیماری خودم وهمسرم ۳بار عمل جراحی الان هم کیسه صفرا جراحی کرده است خودم ناراحتی قلبی ۳بار آنژیوگرافی کردم و موج گرفتگی باعث شده گردن وکمرپا شدیدا درد دررفتگی دارم که ام رای نشون میده برای سنوات پاداش بازنشستگی اشتباه یا عمدی ۲ما۱۲ روز حساب شده است و ۳سال پیش گفتند اعتراض بزن والان ۴سال شده این ماه آن ماه میکنند پاداش را واريز نمیکنند در شرایط بعد اقتصادی مالی بدهی هستم جناب پذیرش تهران بابازاده جایش گرمه جواب مارا نمیدهد نمیدانیم مشکلات فشار زندگی را به چه کسی بگويم جناب دکتر اوحدی عزیز لااقل شما بزرگواری کنید کمی پیگیری کنید تا آن حق حقوق جانباز هست بدهید بااحترام تشکر بابل
بنده در سالهای پیش 20 ملیون وام خرید گرفته ام و در سال 401 تسویه کرده ام ولی متاسفانه هر وقت به بنیاد مراجعه میکنم می گوین وام نیامده خواهشمند است پیگیری ونتیجه را اعلام فرمایند متشکرم / جانباز 35 درصد
سلام جناب اقای اوحدی
لطفا هفته ای یک روز را تخصیص دهید به ملاقات حضوری ویا بیشتر
از بار گفتارهای منبری کم کنید وبیشتر با صراحت وارد موضوعات وراه های رفع مشکل شوید
پرسنل مسولیت داده شده جنابعالی متاسفانه مسلت به امور ورفع ورجوع ارباب رجوع جانباز نیستند ومشکلات را بیشتر میکنند
قوانینی که برای جانبازان وضع نمودید واسیب شناسی را با کد مشخص نمودید غیر عرفی وشرعی است وبا اخلاق واظهاراتی که جنبه اعتقادی شما دارد هم خانی نداشته وندارد
بودجه های کلان بهر شکل بنیاد در اختیار افراد غیر کارشناس وغیر مسول قرار داده شده وکافی است از ان ساختمان تازه تاسیس شده با صرف هزینه کلان می گذشتید ودر همان ساختمان قدیمی میماندید ولی اصولی به درد جانباز میرسیدید
اسیبی که بنیاد به جانباز وارد کرده را کی باید قضاوت کند؟چرا اینهمه ویچ وخم به جانباز وارد میکنید؟مگر چند سال دیگر این عزیزان زنده خواهند بود؟
مایل هستید با نصف این بودجه وتعداد فقط حداقلی پرسنل مسلط به امورمشکلات جانبازان را حل وفصل کنم؟
بیش از یک طبقه این ساختمان جدید تان کافی است اساس درمان امور اداری قوانین رفع مشکلات کمسیونهای پزشکی و...و...در حداقل ها کاملا قابل استناد به عقلانیت وتجربه دستاوردهای سالهای سال کشورهای دیگر وسوابق کشور خود ما قابل حل وپیگیری است
مطمنا تمایل به عمل نخواهید داشت
جانباز
لطفا هفته ای یک روز را تخصیص دهید به ملاقات حضوری ویا بیشتر
از بار گفتارهای منبری کم کنید وبیشتر با صراحت وارد موضوعات وراه های رفع مشکل شوید
پرسنل مسولیت داده شده جنابعالی متاسفانه مسلت به امور ورفع ورجوع ارباب رجوع جانباز نیستند ومشکلات را بیشتر میکنند
قوانینی که برای جانبازان وضع نمودید واسیب شناسی را با کد مشخص نمودید غیر عرفی وشرعی است وبا اخلاق واظهاراتی که جنبه اعتقادی شما دارد هم خانی نداشته وندارد
بودجه های کلان بهر شکل بنیاد در اختیار افراد غیر کارشناس وغیر مسول قرار داده شده وکافی است از ان ساختمان تازه تاسیس شده با صرف هزینه کلان می گذشتید ودر همان ساختمان قدیمی میماندید ولی اصولی به درد جانباز میرسیدید
اسیبی که بنیاد به جانباز وارد کرده را کی باید قضاوت کند؟چرا اینهمه ویچ وخم به جانباز وارد میکنید؟مگر چند سال دیگر این عزیزان زنده خواهند بود؟
مایل هستید با نصف این بودجه وتعداد فقط حداقلی پرسنل مسلط به امورمشکلات جانبازان را حل وفصل کنم؟
بیش از یک طبقه این ساختمان جدید تان کافی است اساس درمان امور اداری قوانین رفع مشکلات کمسیونهای پزشکی و...و...در حداقل ها کاملا قابل استناد به عقلانیت وتجربه دستاوردهای سالهای سال کشورهای دیگر وسوابق کشور خود ما قابل حل وپیگیری است
مطمنا تمایل به عمل نخواهید داشت
جانباز
سلام قریب دوسال اندی است معیشت جانبازی این جانب بخاطر دهکبندی قطع کردن در حال حاضر دهک چهار شده است هرچی بنیاد جانبازان مراجعه می کنم میگن پول نیس برای وصل کردن لطفاً پیگیری
سلام بنیاد شهید و امور ایثارگران ایران لطف بفرماید بگوید 5درصد جانبازی چه تعبیری درروند زندگی جانبازانی که اکه موقع جنگ اقدام میکردن شاید بالای 25درصد بودن بودن دارد ما پنج درصد هستیم ولی دریغ از یک ریال ویا یک امتیاز در اداره ای یا کاری الان سی سال هست مستاجر هستم وتوان خرید خانه 60متری هم ندارم سه سال در شمال غرب کشور در جبهه بودن عین شیر جنگیدم ولی دریغ از یک ریال
تروخدا وجدان دارین چرا کسی رسیدگی بحال متوافیان بنیاد جانبازان نمیکنه این دردو باید بکی گفت .....؟؟؟؟با ماهی هشت تومان چطور میشه زندگی کرد؟ .چون جانبار خودش در قید حیاط نیست زن و بچه هاش بمیرن برن بدرکککک هااااا این انصافه .....؟؟چون مرده باید از حقوق رسمی ک حقشونه حق جانباز هست محروم باشن ک باید کمک معیشتی بهشون بدن ؟
سلام آقای اوحدی
لطفا از شما تقاضا دارم پیگیر لایحه تبدیل وضعیت ایثارگران در حوزه وزارت بهداشت و درمان باشید
تعداد زیادی از ایثارگران مدت چند سال هست که منتظر هستند
چشم امید ما ایثارگران به شماست
لطفا از شما تقاضا دارم پیگیر لایحه تبدیل وضعیت ایثارگران در حوزه وزارت بهداشت و درمان باشید
تعداد زیادی از ایثارگران مدت چند سال هست که منتظر هستند
چشم امید ما ایثارگران به شماست
سلام وقتتون بخیر
ببخشید من یک دختر شهید هستم که مطعلقه هستم ومشکلاتی دارم یک دختر تحت تکفل هم دارم که به تازگی عقدش کردم .حقوق پدرم به چهارقسمت تقسیم میشه حقوقم شیش میلیون ونهصد هست .ازعید سال شده این مبلغ وگرنه هنوز کمتر میگرفتم .حالا ازشما تقاضای کمک دارم دستم به هیجا بند نیست مجبور شدم شخصا بیام به شما بدم .نه توان وام گرفتن دارم چون اصلا نمیتونم پرداخت کنم هم حقوقم کمه هم توان سرکار رفتن دارم قبلا خیلی جاها میرفتم سر کار باحقوق چندرقازی که بهم میدادن اما آخرین بار توی خونه یک مادر پیری میرفتم جارو اینامیکردم متاسفانه پام سر خورد وانگشت وساق پام شکسته وچون نمیتونستم گچ بگیرمش بخاطری که سر کار میرفتم فقط آتل بندی کردم وباز رفتم سرکار ولی خب دیگه دیدم خیلی درد میکنه نرفتم سرکار دیگه همونجوری بازارو محلی خوبش کردم ولی الان دردمیگیره ونمیدونم برم سرکار ورفت زانوهام دردن ومرتب ورم میکنن.خواهش میکنم اگر امکانش هست برای من یه دستوری بدید که حقوقم اضاف بشه بقران به روح پدرشهیدم کم میارم حقوقم رو که میگیرم به سوم ماه نمیرسه دومیلیون وپونصدش رو فقط میدم کرایه خونه مواد غذایی روغن برنج اینا نمیرسم بخرم خودمم نمیاد به کسی دیگه رو بزنم کمیته هم رفتم میگن توتون زیر نظر بنیاد شهید هستی وحقوق ومزایاداری ما نمیپذیریم.الان دخترم جهیزیه میخاد من هیچی ندارم ازخودم براش بخرم خورم دارم بیخیال سال هشتاد که عروسی کرده بودمه سر میکنم چندین بار توگروه بنیاد شهید کشوری واستان درخواست کمک کردم زنگ زدن بعضیا وگلایه کردن که چرا توی گروه همچین چیزی نوشتی وهی حذف کردن ..من نه پتو درستی دارم نه فرش درستی دارم همه مال عروسیم بوده.. بقرآن آرزو یه ماهی خوردن تودلم میمونه یه مرغ درستی نمیتونم بخرم باحقوقم .. من اینا رو خجالت میکشم وسختم میاد که دارم میگم ولی واقعا تحت فشارم.
خواهربراد دارم ولی اونهم مشکلات خودشون رودارن نمیتونن به من کمک کنن ازدواج کردن.بچه دارن.
خواهش میکنم کمکم کنید ببخشید که اینقدر پیامم زیاد بود دیگه بیشترازاین مزاحم وقت شریفتون نمیشم???????? طاهره سعدآبادی فرزند شهید عبدرحمان سعدآبادی
ببخشید من یک دختر شهید هستم که مطعلقه هستم ومشکلاتی دارم یک دختر تحت تکفل هم دارم که به تازگی عقدش کردم .حقوق پدرم به چهارقسمت تقسیم میشه حقوقم شیش میلیون ونهصد هست .ازعید سال شده این مبلغ وگرنه هنوز کمتر میگرفتم .حالا ازشما تقاضای کمک دارم دستم به هیجا بند نیست مجبور شدم شخصا بیام به شما بدم .نه توان وام گرفتن دارم چون اصلا نمیتونم پرداخت کنم هم حقوقم کمه هم توان سرکار رفتن دارم قبلا خیلی جاها میرفتم سر کار باحقوق چندرقازی که بهم میدادن اما آخرین بار توی خونه یک مادر پیری میرفتم جارو اینامیکردم متاسفانه پام سر خورد وانگشت وساق پام شکسته وچون نمیتونستم گچ بگیرمش بخاطری که سر کار میرفتم فقط آتل بندی کردم وباز رفتم سرکار ولی خب دیگه دیدم خیلی درد میکنه نرفتم سرکار دیگه همونجوری بازارو محلی خوبش کردم ولی الان دردمیگیره ونمیدونم برم سرکار ورفت زانوهام دردن ومرتب ورم میکنن.خواهش میکنم اگر امکانش هست برای من یه دستوری بدید که حقوقم اضاف بشه بقران به روح پدرشهیدم کم میارم حقوقم رو که میگیرم به سوم ماه نمیرسه دومیلیون وپونصدش رو فقط میدم کرایه خونه مواد غذایی روغن برنج اینا نمیرسم بخرم خودمم نمیاد به کسی دیگه رو بزنم کمیته هم رفتم میگن توتون زیر نظر بنیاد شهید هستی وحقوق ومزایاداری ما نمیپذیریم.الان دخترم جهیزیه میخاد من هیچی ندارم ازخودم براش بخرم خورم دارم بیخیال سال هشتاد که عروسی کرده بودمه سر میکنم چندین بار توگروه بنیاد شهید کشوری واستان درخواست کمک کردم زنگ زدن بعضیا وگلایه کردن که چرا توی گروه همچین چیزی نوشتی وهی حذف کردن ..من نه پتو درستی دارم نه فرش درستی دارم همه مال عروسیم بوده.. بقرآن آرزو یه ماهی خوردن تودلم میمونه یه مرغ درستی نمیتونم بخرم باحقوقم .. من اینا رو خجالت میکشم وسختم میاد که دارم میگم ولی واقعا تحت فشارم.
خواهربراد دارم ولی اونهم مشکلات خودشون رودارن نمیتونن به من کمک کنن ازدواج کردن.بچه دارن.
خواهش میکنم کمکم کنید ببخشید که اینقدر پیامم زیاد بود دیگه بیشترازاین مزاحم وقت شریفتون نمیشم???????? طاهره سعدآبادی فرزند شهید عبدرحمان سعدآبادی
سلام آقای اوحدی اینجانب جانباز خوش به حال آن زمانیکه در جبهه بودم پشت خاکریز با شهدا بودیم بجز ایثار و دفاع وشهادت به چیزی دیگر فکر نمی کردیم همه مثل برادر بودیم اما کاش ما هم شهید می شدیم واین روز ها را نمی دیدم خوش به حال آن شهدا که رفتند این همه فساد را ندیدند اما الان نه توانایی و نه صبر دارم.
بچهها بزرگ شدند، برای سرکار رفتن هر اداره که می روند تا میگویند فرزند جانباز وشاهد هستند پرتشان می کنندبیرون.
آقای اوحدی تو خودت بهتر میدانی که آنها که گفتم همه حقیقت است الان بیمه که شما خود ت قبولش داری وظیفه خود را انجام نمی دهد بنیاد شهید که می رویم کارشان درست انجام نمیدهند چه انتظاری به بقیه داریم الان چهل ساله که همسر مان شب روز مارا مراقبت می کند بیمه ها طور دیگری عمل میکنند چه انتظاری دارید ازدیگران؟
آقای مهندس اوحدی ریاست محترم بنیاد شهید تو را بخدا قسم به خون شهدا قسمت میدم دیگر از این بیشتر از خانوادهها مان خجالت نکشیم متشکرم
بچهها بزرگ شدند، برای سرکار رفتن هر اداره که می روند تا میگویند فرزند جانباز وشاهد هستند پرتشان می کنندبیرون.
آقای اوحدی تو خودت بهتر میدانی که آنها که گفتم همه حقیقت است الان بیمه که شما خود ت قبولش داری وظیفه خود را انجام نمی دهد بنیاد شهید که می رویم کارشان درست انجام نمیدهند چه انتظاری به بقیه داریم الان چهل ساله که همسر مان شب روز مارا مراقبت می کند بیمه ها طور دیگری عمل میکنند چه انتظاری دارید ازدیگران؟
آقای مهندس اوحدی ریاست محترم بنیاد شهید تو را بخدا قسم به خون شهدا قسمت میدم دیگر از این بیشتر از خانوادهها مان خجالت نکشیم متشکرم
فکر نکنم این نامه ها رو کسی بخونه الکی خودمونو خسته میکنیم من از ۱۰ سال پیش تا حالا نامه برا همشون مینویسم اصلا نمیخونن نه اهمیت میدن حتی برا دفتر رهبری هم فرستادم هیچی توش نبود
پدرم آزاد شد ولی ما هنوز اسیریم:
مریم درخواه فرزند آزاده و جانباز البرز درخواه-
نمی دانم شاید شما مسئولین به یاد نداشنه باشین ولی ما با این حال که خیلی کم سن و سال بودیم خوب به یاد داریم. چهار تا خواهر بودیم در سن های ۶ سال ، ۴ سال ، ۲ سال ، آخری هم مادرم باردار بود که پدرم اسیر شد. یکی دو ماه بعد از اسارت پدرم به دنیا آمد.
مادرم ناشنوا بود و پدرم اسیر شد و ما شدیم بی کس و تنها تو یک اتاق قدیمی در خانه پدربزرگم زندگی می کردیم. پدربزرگم دامدار بود. من و خواهرام رو می فرستادند تا کره و بره ها را به چرا ببریم. چون پدری نبود که از ما حمایت کنه. مادرم هم ناشنوا بود. کل کارهای خانه پدربزرگم رو دوش اون بود.
هر کسی کاری داشت ما رو صدا می زدند که انجام بدیم. بچه های هم سن و سال خودمان چون پدر و مادر داشتند راحت زندگی می کردند و بازی های بچگی شان را انجام می دادند.
شما مسئولین اصلا نمی توانید درک کنید چون در دوران کودکی رنج نکشیدید. بعد از چند سال که پدرم از اسارت برگشت، کلا عوض شده بود! مشکل اعصاب شدید پیدا کرده بود. بعد از چند سالی به یاسوج اومدیم. پدری کم حوصله و مشکل عصبی و مادرم ناشنوا، درس خوندیم بزرگ شدیم.
الان همه در شهر یاسوجیم. هیچ کدام خانه از خود نداریم. همه در منزل اجاره ای. پدرم اینقدر کم حوصله شده که برگشت روستا. کلا حوصله بچه هامونو نداره. باور نمی کنید شاید چند ماهی یک بار پدر و مادرمان را نبینیم.
الان ۷ خواهر و برادریم همه ما بیکاریم. بیش از چندین سال است به بنیاد استاد مراجعه می کنیم برای کار تا حداقل مشکلی از مشکلاتمان حل شود می گویند خانم کار نیست! کار کجا بود! ولی می بینیم که چه راحت برای اونهایی که پدر و مادر سالم دارند تا از بچه هاشون حمایت کنند کار پیدا می کنند ولی ما چون پدر و مادرم مریضند بی کس و تنهاییم!
به خدا قسم ما از روزی که پدرم اسیر شد تا الان هم اسیریم، آزاد نشدیم! شاید امثال پدرم که اسیر شدند مثل ما کودک کم سن و سال نبودند آنها تحمل شکنجه را داشتند ولی ما نداشتیم به خدا قسم ما هنوز اسیریم.
مریم درخواه فرزند آزاده و جانباز البرز درخواه-
نمی دانم شاید شما مسئولین به یاد نداشنه باشین ولی ما با این حال که خیلی کم سن و سال بودیم خوب به یاد داریم. چهار تا خواهر بودیم در سن های ۶ سال ، ۴ سال ، ۲ سال ، آخری هم مادرم باردار بود که پدرم اسیر شد. یکی دو ماه بعد از اسارت پدرم به دنیا آمد.
مادرم ناشنوا بود و پدرم اسیر شد و ما شدیم بی کس و تنها تو یک اتاق قدیمی در خانه پدربزرگم زندگی می کردیم. پدربزرگم دامدار بود. من و خواهرام رو می فرستادند تا کره و بره ها را به چرا ببریم. چون پدری نبود که از ما حمایت کنه. مادرم هم ناشنوا بود. کل کارهای خانه پدربزرگم رو دوش اون بود.
هر کسی کاری داشت ما رو صدا می زدند که انجام بدیم. بچه های هم سن و سال خودمان چون پدر و مادر داشتند راحت زندگی می کردند و بازی های بچگی شان را انجام می دادند.
شما مسئولین اصلا نمی توانید درک کنید چون در دوران کودکی رنج نکشیدید. بعد از چند سال که پدرم از اسارت برگشت، کلا عوض شده بود! مشکل اعصاب شدید پیدا کرده بود. بعد از چند سالی به یاسوج اومدیم. پدری کم حوصله و مشکل عصبی و مادرم ناشنوا، درس خوندیم بزرگ شدیم.
الان همه در شهر یاسوجیم. هیچ کدام خانه از خود نداریم. همه در منزل اجاره ای. پدرم اینقدر کم حوصله شده که برگشت روستا. کلا حوصله بچه هامونو نداره. باور نمی کنید شاید چند ماهی یک بار پدر و مادرمان را نبینیم.
الان ۷ خواهر و برادریم همه ما بیکاریم. بیش از چندین سال است به بنیاد استاد مراجعه می کنیم برای کار تا حداقل مشکلی از مشکلاتمان حل شود می گویند خانم کار نیست! کار کجا بود! ولی می بینیم که چه راحت برای اونهایی که پدر و مادر سالم دارند تا از بچه هاشون حمایت کنند کار پیدا می کنند ولی ما چون پدر و مادرم مریضند بی کس و تنهاییم!
به خدا قسم ما از روزی که پدرم اسیر شد تا الان هم اسیریم، آزاد نشدیم! شاید امثال پدرم که اسیر شدند مثل ما کودک کم سن و سال نبودند آنها تحمل شکنجه را داشتند ولی ما نداشتیم به خدا قسم ما هنوز اسیریم.
سلام خلاصه ومختصربگم ماجانبازان جنگ 8ساله را دریابید که به ایام پیری رسبدیم به خون همرزمان شهیدم قسم با57ماه جبهه و20درصدجانبازی شرمنده ی خانواده هستم رجب زاده ازارومیه
سلام. متل اینکه یک بازاری هم باز کردین برای وکیل خوب ماکه بول تو جیبی نداریم چطور وکیل بگیریم اگربول داشتیم حالا لااقل40 درصدجانبازی میگرفتیم 63 ساله ونه حقوق ونه معیشتی میدهید حالا خرتون از پل گذشته .
به یکتایی خدا اگرمشکل حل نشود مشکل من با فرزندانم با اقای اوحدی به دیوان الهی کشیده میشود
به یکتایی خدا اگرمشکل حل نشود مشکل من با فرزندانم با اقای اوحدی به دیوان الهی کشیده میشود
سلام عرض ادب،
جناب آقای اوحدی
به خدا جانبازان ۲۵ درصد هم آدم هستن بیشترشان باید به پزشک مراجعه کنند شهر خودشان هم دکتر متخص نیست باید به شهرهای مجاور سفر کنند برای دکتر بارها برای ماشین ایرانی ثبت نام کردیم اما نیفتاد ،اگه امکانش باشه یه حواله ماشین داخلی سهمیه بدن قرار هم بود اما نمیدانم چرا کسی به فکر نیست لطفا الاقل
جواب بدید میشه یا نه،ممنون
جناب آقای اوحدی
به خدا جانبازان ۲۵ درصد هم آدم هستن بیشترشان باید به پزشک مراجعه کنند شهر خودشان هم دکتر متخص نیست باید به شهرهای مجاور سفر کنند برای دکتر بارها برای ماشین ایرانی ثبت نام کردیم اما نیفتاد ،اگه امکانش باشه یه حواله ماشین داخلی سهمیه بدن قرار هم بود اما نمیدانم چرا کسی به فکر نیست لطفا الاقل
جواب بدید میشه یا نه،ممنون
بنام الله باسلام درود وقت بخیر برادر بزرگوار آقای دکتر سعید واحدی
برادر بزرگوار بنده حقیر طهماسب نژاد هستم از مازندران قائمشهر
شغلم نمایندگی مجاز اتومبیل بودش رفتم تو جوانی سلامتی بسیجی شدم و صبح تا شب سره کار بودم و شب تا صبح گشت بودم تا سالم سلامت بودم قربون صدقم میرفتن سپاه پاسداران و مسعولین محترم در سال نود چهاره داوطلب مدافع حرم شدم و در سال نود پنج در رزمایش بزرگ مدافع حرم دچاره حادثه موج انفجار شدم پرده گوشم پاره شدش و دچاره مریضی تشنج شدم نوه سال گذشته حتا توجهی بهم ندارن کل کمیسیون های تخصصی سپاه تعیدم کردن جانباز هستم ولی متاسفانه حتا دفترچه درمانی ندادن که خودم را درمان کنم جوانی سلامتی کارم زندگیم خانوادم سرمایم خانه زمین ماشین بیشتر لوازم خانگی حتا گوشواره های دخترانم را فروختم پول قرص دکتر بیمارستان کردم ولی متاسفانه درمان نشدم
اینه اسلام مسلمانی
دیگر از زنده بودنم خسته شدم
چون وقتی مریض میشم نمی فهمم چی کاری انجام میدم و چه حرفهای میزنم بیشتر وقت ها دست بلند میکنم رو پدر مادرم زنو بچهام وقتی حالم خوب میشه میوفتم به دستو پاشون معذرت خواهی
به آیه قرآن کریم به حضرت زینب علیه السلام قسم حتا توانایی کار کردن ندارم حتا توانایی خرید قرص دکتر بیمارستان نون شب شدم به حضرت زینب علیه السلام قسم محتاج پول مدرسه شهریه مدرسه بچهام هستم
التماس اجزانه دارم بخاطر دوتا دخترم کمکم کنید
برادر بزرگوار بنده حقیر طهماسب نژاد هستم از مازندران قائمشهر
شغلم نمایندگی مجاز اتومبیل بودش رفتم تو جوانی سلامتی بسیجی شدم و صبح تا شب سره کار بودم و شب تا صبح گشت بودم تا سالم سلامت بودم قربون صدقم میرفتن سپاه پاسداران و مسعولین محترم در سال نود چهاره داوطلب مدافع حرم شدم و در سال نود پنج در رزمایش بزرگ مدافع حرم دچاره حادثه موج انفجار شدم پرده گوشم پاره شدش و دچاره مریضی تشنج شدم نوه سال گذشته حتا توجهی بهم ندارن کل کمیسیون های تخصصی سپاه تعیدم کردن جانباز هستم ولی متاسفانه حتا دفترچه درمانی ندادن که خودم را درمان کنم جوانی سلامتی کارم زندگیم خانوادم سرمایم خانه زمین ماشین بیشتر لوازم خانگی حتا گوشواره های دخترانم را فروختم پول قرص دکتر بیمارستان کردم ولی متاسفانه درمان نشدم
اینه اسلام مسلمانی
دیگر از زنده بودنم خسته شدم
چون وقتی مریض میشم نمی فهمم چی کاری انجام میدم و چه حرفهای میزنم بیشتر وقت ها دست بلند میکنم رو پدر مادرم زنو بچهام وقتی حالم خوب میشه میوفتم به دستو پاشون معذرت خواهی
به آیه قرآن کریم به حضرت زینب علیه السلام قسم حتا توانایی کار کردن ندارم حتا توانایی خرید قرص دکتر بیمارستان نون شب شدم به حضرت زینب علیه السلام قسم محتاج پول مدرسه شهریه مدرسه بچهام هستم
التماس اجزانه دارم بخاطر دوتا دخترم کمکم کنید
شهدای ما جان عزیزشون دادن دم گلوله که حالا افرادی مثل آقای اوحدی در راس نشسته وفرزندان این شهدا در سختی و مشکلات بسر ببرند هرچی پیام ونامه بدی هیچ خبری نیست....
سلام و درود بر ریس جدید دکتر موسوی
اینجانب فرزند شهید و خانواده سه شهید هستم و حضانتی بنیاد شهید بودم و در سن جوانی بنیاد شهید ما رو رها کردند و خود رو پای خود ایستاده و کار کرده و منت هیچ کسی و هیچ دولتی نکشیدم و از بازوی خود نون در آوردم آقایان و مسولین بنیاد شهید خواهشا این پیام ها رو نگاه کنید و مشکل مسکن من و فرزندان شهید که مادر ندارند را حل کنید درست نیست عکس شهید رو صاحب خونه با وسایل تو خیابان بندازد من از استان گیلان هستم و اینجا غریب هستم .
اینجانب فرزند شهید و خانواده سه شهید هستم و حضانتی بنیاد شهید بودم و در سن جوانی بنیاد شهید ما رو رها کردند و خود رو پای خود ایستاده و کار کرده و منت هیچ کسی و هیچ دولتی نکشیدم و از بازوی خود نون در آوردم آقایان و مسولین بنیاد شهید خواهشا این پیام ها رو نگاه کنید و مشکل مسکن من و فرزندان شهید که مادر ندارند را حل کنید درست نیست عکس شهید رو صاحب خونه با وسایل تو خیابان بندازد من از استان گیلان هستم و اینجا غریب هستم .
ما جانبازان شیمیایی ارتش که دربنیاد قبولمون ندارند بنده 60درصد از ارتش دارم قانون جنگل هم برای تمام حیوانات جنگل حق وحقوق مشخص کردند اما در این 45 سال انقلاب نه هیئت وزیران ونه مجلس ونه دولت پشیزی ارزش برای خانواده ما جانبازان 50درصد به بالای ارتش قائل نیستن من وامثال بنده غیراز دارو دراین 45 سال چیزی دیگر نصیبمان نشده هیچگونه امتیازی هم از حکومت اسلامی ودولتمردان مجلس ودولت شامل من وامثال بنده نشده فقط واگذارشون میکنیم به خدا اما سرنوشت دست هر قومی با تلاش ان قوم محقق میشه بفکرمان باشید با وجدان ها .
بعضی از قوانین ازقانون حمایت از جانبازان هم روشنتر وهم با عدلت تر است
بعضی از قوانین ازقانون حمایت از جانبازان هم روشنتر وهم با عدلت تر است
حدود ۱۰ ساله هرسال برای وام مسکن ثبت نام میکنم یا به امور جانبازان مراجعه میکنم و با حرفهای مفت از سرشون باز میکنن که دیگه قیدش رو از امسال زدم فقط زمانی که آقای نصراللهی رییس شعبه سه راه ورامین بود افشا شد که وام جانبازان رو کارکنان زحمت میکشن بین خودشون تقسیم میکنن خیلی ممنون که اینقدر به فکر جانبازان و شهدا هستند
سلام شب بخیر اینجانب حسن فتاحی به شماره کدملی ......9945 یک سال است برای ایثارگران پرونده داده ام کارت ایثارگری بدستم نرسیده
سلام آقای موسوی ریس بنیادشهید بنده جانباز5درصددهک 1میباشم چند سالی هست درنوبت حقوق هستم هرماه میروم بنیادشهیدنورابادلرستان همش وعده ماه دیگر میدهند.
من 60سال سن دارم نمی توانم کارکنم الان شرمنده خانواده ام هستم چون بچه پشت کنکوردارم تراخدابه دادم برس
من 60سال سن دارم نمی توانم کارکنم الان شرمنده خانواده ام هستم چون بچه پشت کنکوردارم تراخدابه دادم برس
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت رئیس محترم بنیاد شهید جناب اقای اوحدی
اینجانب ابراهیم محمودی کارمند mdf منطقه 5 مرکز شهید منتظری بشماره پرسنلی 00000329 و با 26 سال سابقه کار در مخابرات و فرزند کارمند مخابرات شهید محبتعلی محمودی بدلیل شرایط سخت و مشکلاتی که دارم عاجزانه از شما درخواست دارم که به مشکلات اینجانب در محل کارم رسیدگی بفرمائید
با تشکر ابراهیم محمودی
اینجانب ابراهیم محمودی کارمند mdf منطقه 5 مرکز شهید منتظری بشماره پرسنلی 00000329 و با 26 سال سابقه کار در مخابرات و فرزند کارمند مخابرات شهید محبتعلی محمودی بدلیل شرایط سخت و مشکلاتی که دارم عاجزانه از شما درخواست دارم که به مشکلات اینجانب در محل کارم رسیدگی بفرمائید
با تشکر ابراهیم محمودی
با عرض سلام و خسته نباشید .
جانباز حنجره و فاقد قدرت تکلم هستم . بعلت عارضه شیمیایی و گاز خردل حنجره خودم را از دست دادهام.
تمام مدارک پزشکی و صورتجلسه بالینی زمان حادثه ۱۶/۷/۱۳۶۵ در پرونده موجود میباشد .
متاسفانه به بنده ۱۵ درصد جانبازی دادهاند .
جناب آقای دکتر اوحدی هنگام تشریف فرمایی به استان گیلان(رشت)، روز دوشنبه ۱۰شهریور ۱۴۰۴ حضوری اینجانب را دیدند و حقیر را مورد تفقد قرار دادند و به اینجانب قول مساعد دادند که حتما در مورد درصدجانبازی تجدیدنظر خواهند فرمود .
اما تاکنون هیج نتیجهای حاصل نشده و همچنان منتظر هستم . چند روز گذشته برای پیگیری پروندهام به بنیاد جانبازان استان گیلان مراجعه نمودم و فرمودند بنا به درخواست حراست بنیاد جانبازان تهران (مرکز) پرونده بنده به حراست بنیاد جانبازان تهران ارسال شده است . خدا کند موضوع به خیر بگذرد و طبق قول جناب آقای دکتر اوحدی گرامی، نسبت به درصد جانبازی بنده تجدید نطر صورت بگیرد .
واقعا زندگی مشقتباری داریم دارای دو فرزند دختر هستم و تنها ممر درآمد اینجانب مبلغ کمتر از ۹میلیون تومانی هست که بابت کمک معیشت دریافت میکنم . بخدا سوگند با این مبلغ اندک، حتی نان و پنیر هم نمیتوان تهیه کرد!!!
به امید رفع مشکلات و رفع گرفتاریِ همه مردم .
سپاسگزارم از سایت وزین فاش نیوز که صدای ما را به گوش مسئولین میرساند .
در پناه حضرت حق مستدام باشید .
جانباز حنجره و فاقد قدرت تکلم هستم . بعلت عارضه شیمیایی و گاز خردل حنجره خودم را از دست دادهام.
تمام مدارک پزشکی و صورتجلسه بالینی زمان حادثه ۱۶/۷/۱۳۶۵ در پرونده موجود میباشد .
متاسفانه به بنده ۱۵ درصد جانبازی دادهاند .
جناب آقای دکتر اوحدی هنگام تشریف فرمایی به استان گیلان(رشت)، روز دوشنبه ۱۰شهریور ۱۴۰۴ حضوری اینجانب را دیدند و حقیر را مورد تفقد قرار دادند و به اینجانب قول مساعد دادند که حتما در مورد درصدجانبازی تجدیدنظر خواهند فرمود .
اما تاکنون هیج نتیجهای حاصل نشده و همچنان منتظر هستم . چند روز گذشته برای پیگیری پروندهام به بنیاد جانبازان استان گیلان مراجعه نمودم و فرمودند بنا به درخواست حراست بنیاد جانبازان تهران (مرکز) پرونده بنده به حراست بنیاد جانبازان تهران ارسال شده است . خدا کند موضوع به خیر بگذرد و طبق قول جناب آقای دکتر اوحدی گرامی، نسبت به درصد جانبازی بنده تجدید نطر صورت بگیرد .
واقعا زندگی مشقتباری داریم دارای دو فرزند دختر هستم و تنها ممر درآمد اینجانب مبلغ کمتر از ۹میلیون تومانی هست که بابت کمک معیشت دریافت میکنم . بخدا سوگند با این مبلغ اندک، حتی نان و پنیر هم نمیتوان تهیه کرد!!!
به امید رفع مشکلات و رفع گرفتاریِ همه مردم .
سپاسگزارم از سایت وزین فاش نیوز که صدای ما را به گوش مسئولین میرساند .
در پناه حضرت حق مستدام باشید .
خبرنگار محترم لطفا پیگیری کنید کدام منطق ریاضی در بنیاد شهید مبنا قرار گرفته که خواهر شهید که هیچ منبع درآمدی ندارد و تحت حمایت بنیاد قرار گرفته با دو میلیون تومن میتواند در این گرانی امرار معاش کند و اینکه کلمه ی معیشت ایا معنای زندگی میدهد یا در زبان فارسی به معنای دیگری هست ما بلد نیستیم
با سلام
خلاصه عرض کنم 105 ماه منطقه دارم .
در سن 65 سالگی هستم .
بیکارم و با خجالت بگم ضایعات جمع میکنم . از همه جا استعلام برای ایثارگران ارتش و بنیاد شهید آوردم که ریالی درآمد ندارم . از سال 1401 تا امروز به علت عدم تعلق کمک معیشت بمن دو جواب کوتاه هست یا میگویند بوجه نیست یا خبری نیست .!
به امید روزهای خوب برای این وطن .
خلاصه عرض کنم 105 ماه منطقه دارم .
در سن 65 سالگی هستم .
بیکارم و با خجالت بگم ضایعات جمع میکنم . از همه جا استعلام برای ایثارگران ارتش و بنیاد شهید آوردم که ریالی درآمد ندارم . از سال 1401 تا امروز به علت عدم تعلق کمک معیشت بمن دو جواب کوتاه هست یا میگویند بوجه نیست یا خبری نیست .!
به امید روزهای خوب برای این وطن .
نظری بگذارید


















جانباز ۳۵ درصد محمد کرم حقی استان لرستان شهر دلفان
ببخشید من یک دختر شهید هستم که مطعلقه هستم ومشکلاتی دارم یک دختر تحت تکفل هم دارم که به تازگی عقدش کردم .حقوق پدرم به چهارقسمت تقسیم میشه حقوقم شیش میلیون ونهصد هست .ازعید سال شده این مبلغ وگرنه هنوز کمتر میگرفتم .حالا ازشما تقاضای کمک دارم دستم به هیجا بند نیست مجبور شدم شخصا پیام به شما بدم .نه توان وام گرفتن دارم چون اصلا نمیتونم پرداخت کنم هم حقوقم کمه هم توان سرکار رفتن ندارم قبلا خیلی جاها میرفتم سر کار باحقوق چندرقازی که بهم میدادن اما آخرین بار توی خونه یک مادر پیری میرفتم جارو اینامیکردم متاسفانه پام سر خورد وانگشت وساق پام شکسته وچون نمیتونستم گچ بگیرمش بخاطری که سر کار میرفتم فقط آتل بندی کردم وباز رفتم سرکار ولی خب دیگه دیدم خیلی درد میکنه نرفتم سرکار دیگه همونجوری بادارو محلی خوبش کردم ولی الان دردمیگیره ونمیتونم برم سرکار وجفت زانوهایم دردن ومرتب ورم میکنن.خواهش میکنم اگر امکانش هست برای من یه دستوری بدید که حقوقم اضاف بشه بقران به روح پدرشهیدم کم میارم حقوقم رو که میگیرم به سوم ماه نمیرسه دومیلیون وپونصدش رو فقط میدم کرایه خونه .مواد غذایی روغن برنج اینا نمیرسم بخرم خوشمم نمیاد به کسی دیگه رو بزنم ،کمیته هم رفتم میگن توچون زیر نظر بنیاد شهید هستی وحقوق ومزایاداری ما نمیپذیریم.الان دخترم جهیزیه میخاد من هیچی ندارم ازخودم براش بخرم خودم دارم بایخچال سال هشتاد که عروسی کرده بودمه سر میکنم چندین بار توگروه بنیاد شهید کشوری واستان درخواست کمک کردم زنگ زدن بعضیا وگلایه کردن که چرا توی گروه همچین چیزی نوشتی وهی حذف کردن ..من نه پتو درستی دارم نه فرش درستی دارم همه مال عروسیم بوده.. بقرآن آرزو یه ماهی خوردن تودلم میمونه یه مرغ درستی نمیتونم بخرم باحقوقم .. من اینا رو خجالت میکشم وسختم میاد که دارم میگم ولی واقعا تحت فشارم.
خواهربرادر دارم ولی اوناهم مشکلات خودشون رودارن نمیتونن به من کمک کنن ازدواج کردن.بچه دارن .
خواهش میکنم کمکم کنید ببخشید که اینقدر پیامم زیاد بود دیگه بیشترازاین مزاحم وقت شریفتون نمیشم???????? طاهره سعدآبادی فرزند شهید عبدرحمان سعدآبادی ساکن استان بوشهر