جمعه 30 شهريور 1403 , 10:00




جشن مهرانه
فرزندانِ فرهیختهی ملتی بزرگ، برای ترسیم نقشهی راهِ کیمیای سعادت؛ تربیتی مبتنی بر خصال خویشتن میخواهند!...
فاش نیوز - تکاپوی برگزاری جشن پرشکوه مهرانه و ساماندهی به اقلیم ذهنِ گلهای خندان؛ یکی از زیباترین جلوههای فرهنگ است.
فرزندانِ فرهیختهی ملتی بزرگ که ساختار سیاسیِ آن "مبتنی بر قلم و شمشیر است"، برای ترسیم نقشهی راهِ کیمیای سعادت؛ تربیتی مبتنی بر خصال خویشتن میخواهند!
در فرصت طلاییِ قرار گرفتن جهان زیر چتر اطلاعات، انسان، حتی برای مشاهدهی زندگانی جهان باستان و ادامهی آن تا امروز قادر شده «قالیِ نخنمایِ چیزها» را مرمت کرده و نقشها و طرحهای از میانرفته را دوباره ظاهر سازد.
تحول دیجیتال، «بحث و جدال و برخورد آرا و عقاید» را در کلاس درس نیز در انداخته! معلم به اقتضای رسالتش! با گذاشتن هر نوع نگرش پشتِ دَرِ کلاس، بحث و جدل را پیش میبرد و از رهگذرِ «واقعگرایی نقادانه» اندیشهی فرزندان ایران را ورز و پَر پرواز میدهد.
رمز و راز شکوفایی و پویاییِ "جامعه و فرهنگ(جهان اجتماعی)" همواره در کلاس درس و "چشمدرچشم معلم دوختن و بیواسطه کلام شنیدن" بوده است. در آن مکان قدسی! همراه با رشد زبانِ محاوره و گویش و آموختنِ " آیین رفتار اجتماعی و داد و ستد و ..." حتی پیشفرضهایی بیان نشده! دربارهی راه و رسم زندگی نیز بر لوح ضمیر حک میشود، در حقیقت «شوخی و خنده در کلاس درس» نیز وسیلهای است در خدمت هدف! ولی، جهانِ دیجیتال شده «زیر چترِ تمدنی یگانه» قرار دارد.
بنابراین دو وزارتخانه آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری برای سئوال از این که بزرگترین سرمایهی اجتماعی ایران! چگونه باید بهتر بیاندیشند؟ و به چه بیاندیشند؟ و بر اساس کدام رهیافت و روش، به میراث بومی و خصال خویشتن احترام بگذرند! باید پاسخی مستدل پیدا کنند.
پیامد بهدست گرفتن ابتکار عمل در تربیتکردن افرادی با اندیشه و انگیزهی به هنجار و پایبند به ارزشهای اخلاقی که قادر باشند اولاً رابطهی تنگاتنگ میان نظریه و عمل را بپذیرند، ثانیاً پنجرهای متناسب با مقتضیات این زمان، در ذهن مهمترین سرمایهی اجتماعی باز کنند.
میتواند رویکرد به باورهای مذهبی را نیز به تاریخ فردا انتقال دهد!
پیامد کژکارکردی یا تعلل در این امر؛ پدیداریِ افرادی فرصتطلب است که به راحتی پا روی وجدان سیاسی گذاشته؛ و با تحلیل غلط! کالای اندیشه و انگیزه را از انبار آن سرمایه به یغما می برند.
از یک منظر، اینک «زادهی علم مدرن(تکنولوژی)از کنترل انسان خارج شده، دیگر در خدمت مردم نیست، ما را اسیر خودش کرده و "وادارمان کرده گورمان را با دست خودمان بکنیم". نه ایدهای داریم؛ نه ایمانی و نه حتی کوچکترین درک و برداشت سیاسی که بتوانند به ما کمک کنند تا امور را دوباره تحت کنترل انسانی خود درآوریم.(1) گویی پشت سر وقایع جهان ماندهایم! گویی وجدان ما که هنوز در بند تمایلات سنگین فردی و سلیقهی است، از عقلمان عقب مانده است.(2)»
از آنجا که «وجه مشخصهی دموکراسی این است که رؤسا بهطور مادرزادی سخنورند! و تنها عطیهی سخنپردازی این است که "شخص را شایستهی رهبریِ امور عمومی" میسازد؛ (3)»، هرگاه در جامعهای دولتمردانِ فاقد صلاحیت که «به آسانی به دام سِحرِ سخن در میغلتند» یا آدمهای فاقد اراده برای ساختار قدرت برگزیده و با تکیه بر الفاظ توخالی و توانایی استفاده از همین الفاظ به قدرت رسانده شوند، زمانه تبدیل میشود به "زمانهی کمتر اندیشیدن"
در چنین زمانی اطلاعاتِ به صورت کالا درآمده، جهان را پر میکند و کار جهان با آن میگردد؛ اما چنان که "رضا داوری اردکانی "خاطرنشان ساخته «به این باید اندیشید پژوهشی که در بازار داد و ستد میشود، چه مصرفی میتواند داشته باشد؟(4)» و اَلاَمان! از ماهیتِ چوپانِ گرگطبعِ دیجیتال.
«زور آورتر از همه، نفوذ فرهنگ غربی است که میتواند با ساز و برگ شگرف فنی در همهی زمینههای زندگی ما رخنه کند!(5)»
سرنخ
(1)هاول؛ قدرت بیقدرتان
(2)شایگان؛ افسون زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار
(3)میخلز؛ جامعهشناسی احزاب سیاسی
(4)پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ خلاصهی مقالات همایش مجازی
(5)عنایت؛«اهمیت شناخت ارزشهای فرهنگی را نادیده گرفتهایم» فرهنگ و زندگی، مهرماه 1351
|| جانباز دکتر سید مهدی حسینی

















