05 شهريور 1405 / ۱۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 114319
دوشنبه 30 مهر 1403 , 14:30
دوشنبه 30 مهر 1403 , 14:30


زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
رمانی از سنوار؛ سانسور در جهان انتشار در ایران
فاش نیوز - رمانی از سنوار؛ سانسور در جهان انتشار در ایران
ترجمه فارسی رمان «خار و میخک» شهید یحیی سنوار در حالی تا چند روز دیگر به بازار نشر میآید که رژیم صهیونیستی نسخههای الکترونیک آن را از هر جا که توانسته حذف کرده است.
«اسرائیل همه نسخههای اینترنتی این کتاب را جمع کرده.» این را هانیه کمری مترجم کتاب «خار و میخک» میگوید؛ کتابی که نه در گوگلبوک نسخهای از آن پیدا میشود، نه در کیندل و نه حتی در سایت آمازون. این کتاب رمانی به قلم یحیی سنوار است. گوگل بوک در صفحهای که باید نسخه الکترونیک این کتاب ۳۴۰ صفحهای را قرار داده باشد، لینک مطالعه کتاب را غیرفعال کرده و تنها توضیح داده که «خار و میخک صرفاً یک اثر داستانی نیست؛ بلکه گواهی عمیق بر روح پایدار غزه است. این روایت توسط یحیی السنوار در میان سایههای زندان اسرائیل نوشته شده.»
بعد از انتشار خبر شهادت رهبر حماس، سروصدای کتابش در رسانههای ایران بلند شد؛ کتابی که نه تنها در زمان حیات دنیوی سنوار خبری از آن شنیده نمیشد؛ بلکه در فلسطین و غزه هم غریب بود. با این حال هانیه کمری و اسما خواجهزاده که به ترتیب در انتشارات سوره مهر و کتابستان این کتاب را به فارسی ترجمه کردهاند تا به زودی منتشر شود، به خبرنگار فارس میگویند که از ماهها قبل ترجمه این کتاب را شروع کردهاند.هانیه کمری میگوید: «نسخه اصلی این کتاب را که شهید سنوار در دوران ۲۳ سال اساراتش در زندانهای صهیونیستی نوشته، یک انتشارات خیلی جمع و جور در غزه منتشر کرده. یک بار سال ۲۰۰۴ و یک بار هم سال ۲۰۲۳ بعد از عملیات طوفانالاقصی. فشار رسانهای برای حذف این کتاب آن قدر زیاد بود که نه تنها نشنیدم هیچ انتشارات عربزبان دیگری آن را منتشر کرده باشد؛ بلکه خبر انتشار آن در غزه هم بین اخبار جنگ گم شد.»
او درباره انتشار این کتاب در شرایط جنگی غزه توضیح میدهد: «سنوار در بخشی از این کتاب تعریف میکند که غزاویها وسط جنگ و میان آوارها دانشگاه میسازند و حتی بعد اینکه تخریب شد، باز هم با برگ نخل آن را بازسازی میکنند. انتشارات هم به همین شکل در غزه فعالیت میکنند.»بررسیهای خبرنگار فارس حاکی از آن است که نسخه فیزیکی این کتاب به طور محدود قابل دسترسی است و نسخه الکترونیک آن در گروههای محلی عربی دست به دست میشود. خواجهزاده میگوید: «سنوار این داستان را پشت میلههای زندان نوشت؛ کتابی که برای حفظ و بیرون آوردنش از پشت میلهها افراد زیادی فدا شدند و حالا به دست ما رسیده.»
هانیه کمری داستان این کتاب را برگرفته از روابط و عواطف انسانی دانسته و داستان آن را این طور شرح میدهد: «داستان این کتاب از سال ۱۳۶۷ شروع میشود که شخصیت اصلی آن یعنی احمد، تنها یکی ـ دو سال داشت. هر کدام از اعضای خانواده احمد عضو یکی از طیف های فکری جبهه مقاومت هستند؛ برای مثال برادر بزرگش عضو جنبش فتح، دیگری عضو جهاد اسلامی، پسرعمویش عضو حماس و یکی دیگر از پسرعموهایش هم مرعوب یهودیها شده و به اسرائیل میرود.»در بخشی از این کتاب به ترجمه اسما خواجهزاده آمده: «منع عبور و مرور یک هفته کامل ادامه داشت. ما این مدت فقط با تخم مرغ و عدس و لوبیا و زیتون سر کردیم و با اینکه آمیخته با ترس زندگی میکردیم، اینها جزء خوشمزهترین غذاهایی بود که از زمان شروع اشغال خورده بودیم، چون همه تحت حمایت تفنگهای مقاومت احساس غرور میکردند.»
شهید سنوار در مقدمه این کتاب نوشته: «این کتاب نه خاطرات شخصی من است نه خاطرات شخص دیگر. این کتاب خاطرات انسان فلسطینی است. همه وقایع کتاب را یا خودم زیستم یا دیدم یا نزدیکانم تجربه کردند.»هر دو مترجم به خبرنگار فارس خبر دادند که انتشار کتابهایشان مراحل نهایی خود را طی میکند و به زودی در بازار منتشر خواهد شد.


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















