06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 114568
شنبه 12 آبان 1403 , 11:34
شنبه 12 آبان 1403 , 11:34


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


قاچاقچی شد بلدچی!
فاش نیوز - قبل از انقلاب قاچاقچی بود و جنس از مرز عراق میآورد داخل کشور. از وقتی جنگ شروع شد، قاچاق را کنار گذاشته و از مهارتش به نفع بچههای جبهه استفاده میکرد!
حمید داودآبادی از رزمندههای دوران دفاع مقدس، تعریف میکند: «یکی از رزمندهها را میگفتند قبل انقلاب قاچاقچی بوده. قیافهاش تابلو بود. موهای حنا زده ژولیده، چهره سیه چرده، سبیلهای سیخ سیخی لای دندانهایی که از بس لب به سیگار زده سیاه سیاه شده بودند. اصلاً اینها هیچی، از روی دستهایش تا بالا همهاش خالکوبی بود؛ رستم و سهراب، زال و تهمینه و ... خلاصه میشد یک شاهنامه کامل روی بدنش خواند. کافی بود تا برای وضو گرفتن آستینش را بالا بزند.آخ گفتم وضو! آره! وضو هم میگرفت. وضوی خالی که نه؛ کنار بقیه شانه به شانه بچهها نماز هم میخواند. تازه در دعای توسل و زیارت عاشورا هم میآمد یک گوشه مینشست و با دستمال یزدی سبز و بنفش اشکهاش را پاک میکرد؛ ولی خب خیلی بو میداد! اصلاً انگار خود کارخانه دخانیات نشسته بغلت. نمیشد تحملش کرد؛ مخصوصاً وقتی میخواست با کسی روبوسی کند. وقتی میخندید ته حلقش معلوم بود. همان چند تا دندانی هم که داشت آن قدر سیاه و لت و پار بودند که دلت نمیآمد صورتش را ببوسی.میگفتند زمان شاه قاچاقچی بوده. نه قاچاقچی مواد مخدر، از راههای سخت و پر پیچ و خم کوهستانهای غرب کشور به خصوص قله «بمو» اجناس و لوازم از عراق میآورده و میبرده. جنگ که شد مثل همه مردم همه آن چه را ناشایست میپنداشت کنار گذاشت و با رزمندگان اسلام همراه شد. حالا دیگه حاجی برای خودش شده بود بلدچی. هر جا بچههای اطلاعات و عملیات گیر میکردند او بود که راهگشایشان میشد و آنها را تا پشت خطوط عراق میبرد و میآورد.
در «هور» و ایام آمادگی عملیات خیبر، بچهها برای شناسایی در عمق مواضع عراق توسط او به قاچاقچیان عراقی تحویل داده میشدند و چند روز بعد که کارشان را انجام میدادند ،محترمانه به ایران بازگردانده میشدند و عراقیها به او میگفتند: «حاجی جون! بیا امانتیهات رو تحویل بگیر.»
|| منبع: کتاب «نامزد خوشگل من» به قلم حمید داودآبادی
منبع: خبرگزاری فارس

















