04 آبان 1405 / ۱۴ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 115355
یکشنبه 25 آذر 1403 , 09:34
یکشنبه 25 آذر 1403 , 09:34


صلحطلبی بدون شناخت، دام استعمار است
محمدرضا الهی
امتِ مبعوث؛ از مکتب فاطمی تا امید اجتماعی و انسجام ملی
سیدرضا موسوی فاضل
روایت خوندلهای مسیر تکوین
مهدی فضائلی
ضرورت اصلاح ساختار حراست دستگاهها
رضا علامهزاده
خیابان در مصاف
سعدالله زارعی
فاطمه عزیز! از امت خود راضی شدید؟
حسین شریعتمداری
وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد
مسعود اکبری
نشانههای نزدیک شدن به «لحظه صفر»
مهدی محمدی
ورزش؛ میدان آزمون ایمان و اراده
علیرضا دبیر
ترفند دشمن برای تغییر ریل انقلاب از طریق تعامل
محمدرضا سابقی
زنگ امتحان مسئولان
سید محمدعماد اعرابی

زندگی را برای فردا نگذاریم
علیرضا رجائی
گفت: میشه باهام حرف بزنید؟!
محمدرضا سابقی
روز پرستار به بانویی که سالهاست بیوقفه پرستار من است مبارک!
علیرضا ضابطی سیستان
در وصف شهید شیر علی سلطانی
ابوالقاسم محمدزاده

به مناسبت رحلت حضرت امالبنین
فاش نیوز - امروز با سالروز رحلت حضرت امالبنین علیهاالسلام، همسر فداکار امیرالمؤمنین(ع) همزمان است. مادر چهار فرزند به نامهای عباس (ابوالفضل)، عبدالله، جعفر و عثمان سلامالله علیهم که هر چهار برادر پاکباز، روز عاشورا در رکاب امام حسین علیهالسلام به شهادت رسیدند. رهبر معظم انقلاب در وصف آن بزرگ بانوی اسلام، میفرمایند: «مادری است که صورت چهار جوانش را که در کربلا شهید شدهاند، در بقیع میکشد و نوحهسرایی میکند و حماسه میآفریند. همهاش اشک ریختن و تو سر زدن هم نیست - البته اشک ریختن هست، اشکالی هم ندارد- بلکه حماسهآفرینی است، افتخار به این جوانهاست. این یک عرصه خیلی خوبی است، که از اینگونه عرصهها برای مصیبت خیلی باید استفاده کرد».

آسمان سوخت و از پا افتاد
زیر بار جگر داغ شما
و دل سخت زمین برده چهار
گل ماتم زده از باغ شما
***
کرم و لطف خدا میریزد
از سر و روی در خانهتان
شمعتان پای علی میسوزد
و ملائک همه پروانهتان
***
روزها میگذرد میآیی
دیده را با غم دل خیس کنی
مادرانه وسط خاک بقیع
روضه علقمه تأسیس کنی
***
خیمه اشک زلالت جاریست
میشود چند دهه یا سالی
جگرگریه من درد گرفت
پاشو از پای مزار خالی
***
موج برداشته چشمان تو از
آینههای ترک خورده غم
هیجده داغ دلت را بانو
کرده تصویر شکسته، مبهم
***
خوب شد چشم شما درک نکرد
تیر را بر سر مشک عباس
دست جا مانده و پلکی مجروح
سرخی حسرت اشک عباس
***
خوب شد چشم شما درک نکرد
که عمود آمد و وضعیت بد
و امامی که ز لبهاش چکید
بوسه بر قامت یک قطعه جسد
***
خوب شد چشم شما درک نکرد
سر دریا لب نیزار نشست
پسر فاطمه غارت شد و بعد
سینه احمد مختار شکست
***
خوب شد چشم شما درک نکرد
خواهری روضه گودال گرفت
جگر بیکفنش از سر نی
تا درِ عرش خدا بال گرفت
***
خوب شد چشم شما درک نکرد
خیمه گاهی که اسیری میرفت
دستها طعمه زنجیر و یکی
طفل معصوم به پیری میرفت
***
خوب شد چشم شما... اما باز
غصه این همه مهتابت کرد
پیش عباس و برادرهایش
بیشتر داغ حسین آبت کرد
|| روحالله عیوضی


از مشهد تا جبهههای والفجر
فاطمه یزدانی
خنده در آغوش شهادت
زهرا نادی
سردار شهیدی که جاودانه شد
علیرضا ضابطی سیستان
دفاع از حقالناس و طلب شهادت
نسرین سماعی یکتا















