06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 115612
یکشنبه 09 دي 1403 , 11:00
یکشنبه 09 دي 1403 , 11:00


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


فرش دستباف خواهر، روی قبر برادر شهیدش
فاش نیوز - 38 سال از شهادت نصرالله میگذرد و هر وقت که مادر دلتنگی میکند، مزار پسرش مأمنیست برای او. مادر برای رفتن سر مزار نصرالله مختصری وسایل پذیرایی فراهم میکند و فرشی که خواهر شهید برای سنگ مزار بافته را برمیدارد و میرود سر مزار.
۸ ماه از مراسم عروسی نصرالله میگذشت که خبر شهادتش را در عملیات کربلای ۴ دادند. اصلا در بند این دنیا نبود. آنقدر اسلام و پاسدار اسلام بودن برایش اهمیت داشت که عروسیاش هم مصادف با میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار بود. روز عروسیاش هم به جای آماده شدن برای مراسم، رفته بود رژه روز پاسدار.
خواهر شهید درباره روز عروسی میگوید: ۲۸ فروردین ۱۳۶۵ جشن عروسی نصرالله را در خانه گرفته بودیم. همه مهمانها در خانه جمع شده بودند تا داماد بیاید و بروند دنبال عروس. نصرالله رفته بود، رژه روز پاسدار در اراک تا بعد از مراسم روز پاسدار به عروسیاش برسد. مهمانها و به خصوص مادرم کلی منتظر آمدن بودند تا بالاخره بعد از یک و نیم ساعت تأخیر برادرم آمد.
مادر بود و تحمل بیخبری از پسرش خیلی سخت. شهید نصرالله راستگردانی اواخر سال ۱۳۶۱ در جبهه جنوب بود. دهه ۶۰ مثل امروز نبود که وسایل ارتباطی در اختیار عموم مردم باشد. ۵-۴ ماه از نصرالله خبری نبود. پدر و مادر خیلی نگران میشوند و مادر به امام رضا (ع) متوسل شده و نذر میکند که اگر نصرالله سالم از جبهه برگردد، با خانواده میرویم پابوس امام هشتم. بالاخره نصرالله به مرخصی میآید و نوروز سال ۱۳۶۲ پدر و مادر با همراهی شهید نصرالله و خواهر و برادر کوچکترش راهی مشهدالرضا (ع) میشوند.خواهر شهید راستگردانی میگوید: نصرالله خیلی بامحبت بود، در سفر مشهد هر کاری میتوانست انجام میداد که سفر به یادماندنی داشته باشیم.
نصرالله قبل از عملیات کربلای ۴ به مرخصی میآید و فقط یک شب در اراک میماند. گویا آمده بود که برای همیشه خداحافظی کند. او به مادر گفته بود، اگر کسی مفقود الاثر بشود، خیلی ثوابش بیشتر است. او میخواست مادر را برای مفقودالاثر شدن آماده کند. نصرالله وقتی در کربلای ۴ شهید شد، محمد اسماعیل پدر شهید راستگردانی همراه فرزندش در جبهه جنوب بود از طرفی هم مسعود برادر ۱۶ ساله نصرالله در جبهه غرب بود. وقتی پدر میخواست خبر شهادت فرزندشان را بدهد، مادر میگوید: مسعود شهید شده؟! پدر میگوید: نه. من مسعود را ندیدم ولی نصرالله دیشب رفت حمله؛ صبح همه رزمندگان آمدند ولی نصرالله نیامد.گویا نصرالله میخواست پیکرش تا یک ماه در جزیره بوارین بماند تا از ثواب مفقودالاثر بودن هم بهرهمند شود. اکنون ۳۸ سال از شهادت نصرالله میگذرد و هر وقت که مادر دلتنگی میکند، مزار پسرش مأمنیست برای او. مادر برای رفتن سر مزار نصرالله مختصری وسایل پذیرایی فراهم میکند و فرشی که خواهر شهید برای سنگ مزار بافته و هدیه طاهره به نصرالله است را برمیدارد و میرود به سر مزار تا کمی دل تنگش آرام شود.
شهید نصرالله راستگردانی متولد ۱۳۴۲ در روستای راستگردان شهر فراهان استان مرکزی است. او از نیروهای گردان امام حسین(ع) لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع) بود که ۴ دی ماه ۱۳۶۵ در جریان عملیات کربلای ۴ در منطقه بوارین به شهادت رسید؛ مزار این شهید در اراک است.
این شهید وصیتنامه پرباری دارد که در بخشی از آن آمده است: امیدوارم تا آن جا که اسلام و قرآن احتیاج دارد، دفاع از اسلام و عمل به وظیفه، هدف همه مسلمانان باشد و در مقابل تجاوزات کفار علیه اسلام دفاع و ادای تکلیف نماییم و هر چقدر برای خدا زحمت بکشیم و کشته شویم در راه خدا برای ما شیرین است. مهم این است که خودمان را به خدا نزدیک کنیم.
منبع: خبرگزاری فارس

















