21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 116547
یکشنبه 28 بهمن 1403 , 10:46
یکشنبه 28 بهمن 1403 , 10:46


چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

دشمن از جشن نیمه شعبان میترسید!
فاش نیوز - رزمندههای ایرانی در حال و هوای خودشان برای میلاد منجی(عج) پایکوبی میکردند و تیرهوایی میزدند؛ اما آن طرف خط بعثیها از ترس در سنگرها پناه میگرفتند.

گروه حماسه و مقاومت: «هر وقت برای عید مراسم میگرفتیم، بعثیها میترسیدند!» این را علی پیراسته از رزمندگان دوران دفاع مقدس میگوید و اضافه میکند: «حتی از دعای ندبه یا زیارت عاشورا خواندن ما هم میترسیدند.» این راوی اردوهای راهیان نور، تعریف میکند: «در جبهه نمیتوانستیم مثل حالا نیمه شعبان را جشن بگیریم و همه جا را چراغانی و تزئین کنیم. حتی خیلیها یادشان نمیماند که امروز مثلا میلاد امام زمان(عج) یا حضرت زهرا(س) است و وقتی یکی با سینی شربت یا شکلات و لبخند و «عیدت مبارک برادر» میآمد سراغشان، اول ناراحت میشدند که چرا یادشان رفته، بعد خوشحال میشدند. با این حال باز هم با همان امکانات کم جشن و سرورمان برپا بود. نزدیکهای خط مقدم به مناسبت نیمه شعبان بساط چای و شربت و شیرینی پهن میکردیم و رزمندهها با یکدیگر یا پانتومیم بازی میکردند یا مسابقه دو یا تقلید صدا یا طنابکشی و ... میدادند. هر از گاهی هم ادای فرمانده گردان را در میآوردیم و خود فرمانده هم همراه با بقیه به اجرا میخندید. خلاصه با حداقل امکانات جشن سادهای برای خودمان تدارک میدیدیم.

اما بعثیها از صدای همین جشن ساده ما میترسیدند؛ چرا که هر وقت صدای مناجات یا دعا خواندن ما به گوششان میرسید، فکر میکردند در حال آماده شدن برای عملیات هستیم! چون همیشه قبل شروع عملیاتها زیارت عاشورا میخواندیم و آنها با شنیدن این صدا، در آمادهباش قرار میگرفتند. ترس آنها وقتی به اوج خود میرسید که خوشحالی ما هم به اوج رسیده و وسط جشن کوچکمان تیرهوایی میزدیم. آن موقع عراقیها از ترس در آمادهباش کامل قرار میگرفتند و توهم حمله برشان میداشت.از طرف دیگر چون خیلی از عملیاتهای ما در مناسبتهای مذهبی شروع میشد، بعثیها فکر میکردند چون شب ولادت است و جنب و جوش بچهها هم بالاست، پس قرار است حمله اتفاق بیفتد.» پیراسته که پیش از این هم به خبرنگار فارس گفته بود «بچههای جبهه شادترین بچههای دنیا بودند.»، بیان کرد: «رزمندهها همیشه دنبال بهانهای برای خوشی و شادی و خنده بودند. این شادی و شعف بین رزمندگان فقط معطوف به ایام شادی اهل بیت(ع) نبود و همیشه دنبال ایجاد فضاهای شاد بودند.»
منبع: خبرگزاری فارس


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















