پنجشنبه 08 خرداد 1404 , 11:00




سندی دیگر از بدعهدی و پیمانشکنی آمریکا مقابل ایران
فاش نیوز - سندی دیگر از بدعهدی و پیمان شکنی ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران...
عده زیادی هستند زمانی که نام کشور ایالات متحده آمریکا به زبان میآید آنان این کشور را مهد تمدن و آزادی میدانند و برای مثال میگویند زمانی که در این کشور همجنسبازان دارای حقوق برابر میباشند، پس این کشور مهد آزادی و دموکراسی است، اما در واقعیت این کشور در برابر کشورهای مستقل مخالف خود مانند جمهوری اسلامی ایران بسیار بدعهد و پیمانشکن است، اما با ظاهری فریبنده، خود را دایه مهربانتر از مادر برای مردم ایران معرفی میکند، که ازعوامل عمده آن تبلیغات و پروپاگاندای رسانههای بیگانه فارسی زبان میباشد.
با این احوال در این مطلب قصد داریم یکی از پروندههای تاریخی برخورد ایالات متحده با کشورمان را باز کنیم. لطفاً تا آخر مطلب با ما باشید. این مطلب بدون هیچ دخل و تصرفی بنابر عین اسناد موجود بیان شده، که در صورت تردید میتوانید به منبع این مطلب، فیلم مستند (لاتاری در بیروت) رجوع کرده و آن را مشاهده کنید.
در سال ۱۳۶۱ با هجوم اسرائیل به جنوب لبنان، آمریکا نیز پنتاگون را درگیر این جنگ نظامی نمود؛ ضمن اینکه ناتو هم درگیر این جنگ شد؛ که مردم و مقاومت لبنان آن را تجاوز نظامی به داخل کشور خود میدانستند. در اول آبان سال ۶۲ انفجاری مهیب ساختمان نظامی آمریکا، در مارینز جنوب لبنان را منفجر کرد. ۵ دقیقه بعد مقر نظامیان فرانسه نیز مورد انفجاری مهیب قرار گرفت که در مجموع ۲۴۱ آمریکایی و ۵۸ فرانسوی از قربانیان این انفجارات بوده، که بیشترین تلفات آمریکا پس از جنگ ویتنام به شمار میرفت و گروه جهاد اسلامی مسئولیت این انفجارات را به عهده گرفت.
مقاومت نیروهای لبنانی بلاخره پس از یک سال جواب داد و ریگان همان شب، شبانه دستور خروج نیروهای آمریکایی از خاک لبنان را داد. اما قبل از خروج، به دستور مستقیم او بیروت را گلولهباران کردند و مردم عادی و غیر نظامی بیروت را آماج بمبهای خود قرار دادند؛ ولی این پایان کار نبود و نیروهای اسرائیلی اقدام به بازداشت و زندانی کردن هزاران نیروی مقاومت فلسطینی و لبنانی در اردوگاه های خود کرد.
نیروهای مقاومت در اقدامی متقابل دست به گروگانگیری اتباع خارجی، بهخصوص آمریکاییها زده و در اولین اقدام، جنبش امل دست به گروگانگیری در پرواز TWA در مسیر رم به آتن زد و این هواپیمای مسافربری در فرودگاه بیروت به زمین نشست و نبیه بری، رهبر جنبش امل درخواست کرد نیروهای مقاومت فلسطینی و لبنانی از اردوگاههای اسرائیلی آزاد شوند.
یکصد آمریکایی در میان گروگانها بودند. در آن زمان مقامات آمریکایی و رئیس جمهور وقت آمریکا، رونالد ریگان برای حل این موضوع دست به دامان مقامات ایرانی شدند و مرحوم هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت ایران برای حل این موضوع شخصا" به سوریه رفت.
مرحوم رفسنجانی در خاطرات خود آورده: در سفر به سوریه و ملاقات با مقامات لبنانی از آنان خواستیم به این موضوع خاتمه دهند و مسئله انسانی این موضوع را نیز در نظر بگیرند؛ چون این گروگانها افراد بیگناهی هستند، خانواده دارند و آنان از این مسئله رنج می برند و اساسا" اسلام با تروریسم مخالف است.
چند ساعت بعد شیمون پرز، نخست وزیر وقت اسرائیل دستور آزادی زندانیان مقاومت اسلامی فلسطینی را داد و پس از آزادی آنان، بلافاصله گروگانهای پروازTWA آتن آزاد شده و رونالد ریگان و همسرش نانسی در فرودگاه به استقبال گروگانهای آمریکایی آزاد شده رفته و ایران پیروز این مبادله شد؛ در حالیکه ریگان بدون نام بردن از ایران آزادی آنان را هدیه روز تولد همسرش نانسی دانست.
نیویورک تایمز همان روز نوشت: آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری ایران نقش عمدهای در این مبادله داشت.
در ۲۵ خرداد 1369 جورج بوش پدر با دبیرکل وقت سازمان ملل، خاویر پرز دکوئیار تماس گرفته و پس از ۵ سال از ماجرای سابق، آمریکاییها دوباره دست به دامان ایران شده و خواستار میانجیگری ایران برای آزادی گروگانهای خود در لبنان شده و بیان کرد: در قبال این میانجیگری حاضر است امتیازاتی به ایران خواهد بدهد، البته نه به صورت مستقیم و یک آشنا برای ایران و حزب الله دارد، که میتواند ماهرانه و بیسر صدا این کار را انجام دهد، چون آمریکا چند سالی است که درگیر گروگانهای خود در لبنان بوده و تاکنون نتوانسته این مشکل را حل کند بحرانی که برنت اسکو گرافت، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا، در پیگیری آن نقش محوری داشت.
این بار بوش پدر به جای ریگان از دبیرکل سازمان ملل تقاضا کرد که راهی برای حل این مسئله پیدا کرده و از نفوذ جمهوری اسلامی ایران، در مقاومت اسلامی لبنان و منطقه که میتوانست کلید قفل این مسئله باشد بهره ببرد. دو سال قبل فرانسویها نیز به کمک ایران گروگانهای خود را آزاد کرده بودند و ژاک شیراک از نفوذ ایران برای آزادی گروگانهای خود تشکر کرده بود و حال دو سال پس از این موضوع دبیرکل شخصاً به این موضوع ورود پیدا کرد.
بوش با شعار «حسن نیت حسن نیت میآورد» وارد این معرکه شد و دبیرکل دست راست خود، جیان دومینکو پیکو، دیپلمات کهنهکار ایتالیایی و معاون خود را مامور این کار کرد و او را محرمانه به ایران فرستاد. پیکو میگوید: اولین ملاقات من با مرحوم رفسنجانی بود و همراه با جواد ظریف وارد دفتر او شدیم. جواد ظریف در خاطراتش میگوید: قرار شد این ملاقات کاملاً محرمانه بماند. برای همین خواستیم حتی مترجم هم در کار نباشد. پیکو میگوید به مرحوم هاشمی گفتم: دبیرکل میخواهد شما به حل این گروگانگیری کمک کنید و این کمک بیپاداش نمیماند.
مرحوم هاشمی رفسنجانی میگویند: شرط ما این بود که، در موضوع پایان جنگ، شناسایی متجاوز و خسارتها بیطرفانه برخورد شود. چند روز بعد مرحوم رفسنجانی دو شرط دیگر را نیز مطرح کرد؛ یکی آزادی احمد متوسلیان و سه دیپلمات ایرانی بعد؛ آزادسازی میلیاردها دلار اموال بلوکه شده ایران در آمریکا.
دبیر کل بیان میکند که اسرائیل همان زمان اعلام کرده احمد متوسلیان به همراه چند تن از دیپلماتهای ایرانی به دست فالانژیستهای مورد حمایت اسرائیل در سال 1361 شهید شدهاند. اما همچنان مرحوم رفسنجانی در شرط سوم آزادسازی اموال بلوکه شده ایران تاکید دارند و با آزادسازی این اموال به دنبال ایجاد رابطه با آمریکاست و از سوی دیگر نگران گروههای مخالف این رابطه در داخل کشور است. در این زمان عطاالله مهاجرانی معاون پارلمانی رئیس جمهور میخواهد با تلطیفسازی اوضاع در کشور، یادداشتی بهعنوان مذاکره مستقیم با آمریکا، در روزنامه اطلاعات به چاپ میرساند که این مقاله اعتراض رهبری را برمیانگیزد.
مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۹ میفرمایند: این افراد یا دچار سادهلوحی میباشند یا مرعوب هستند و با مذاکره مشکلات حل نمیشود و مذاکره در عرف سیاسی یعنی معامله و در این داد و ستد آمریکا صرفاً از اینکه ایران پایبند به اسلام ناب محمدی(ص) هست، ناراحت است؛ و راه حل رفع مشکلات را تکیه بر ظرفیتهای بالقوه و بالفعل داخلی دانسته و تاکید دارند با مذاکره با آمریکا مشکلات رفع نمیشود.
دبیرکل سازمان ملل شخصاً برای رفع این مشکل وارد ایران میشود تا به هر نحوی این موضوع مرتفع شود، اما مرحوم رفسنجانی میگویند آمریکا در این یک دهه با جمهوری اسلامی ایران خصمانه برخورد کرده و با ادامه این سیاست، مشکلات فی مابین حل نمیشود. دبیرکل هم میگوید: رئیس جمهور ایران گفته آمریکا به ایران بدهکار است و باید پولهایی که برای سلاح به آمریکا داده اما تحویل نگرفته تسویه حساب شود و دبیرکل قول میدهد در ملاقات بعدی خود با بوش، این موضوع را پیگیری کند. بر مبنای اعتبار دبیرکل سازمان ملل، مرحوم هاشمی رفسنجانی یک تیم تشکیل داده و برای حل این موضوع، مرحوم رفسنجانی در قدم بعدی به آقای محسن رضایی، فرمانده کل سپاه ماموریت میدهند که این موضوع را شخصا" پیگیری کند.
آقای رضایی یکی از فرماندهان سپاه را به لبنان اعزام کرده و تاکید میکنند هر طور شده این موضوع را حل کند و این شخص طی سفر به لبنان و با اصرار زیاد، در بین مقامات مقاومت لبنان موفق میشوند و پیکو برای انجام مقدمات کار آزادی گروگانها به لبنان میرود و ظرف دو ماه و نیم با نفوذ و فعالیت دیپلماتیک ایران، گروگانهای آمریکایی یکی پس از دیگری آزاد میشوند و آخرین آنها تری اندرسون، خبرنگار آمریکایی است، که پس از ۶ سال اسارت آزاد میشود و پیکو در ماموریت خود پیروز میشود. اسکوگرافت، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا از سوی بوش میگوید: رئیس جمهوری آمریکا گفته پس از آزادی اندرسون انگار بار سنگینی از دوشم برداشته شده و نهفقط از وجه انسانی گروگانگیری، بلکه برای سایهای که در خاورمیانه بر روی کارمان انداخته بود و حالا این ابرها ناگهان کنار رفتهاند.
مرحوم هاشمی رفسنجانی می گویند: حال نوبت رئیس جمهور آمریکاست که به قول خود وفا کند و حالا توپ در زمین آمریکاییهاست، ولی آمریکاییها شرط دیگری بر شروط خود اضافه کرده و درخواست میکنند جنازه یکی از کشته شدگان خود که ۱۰ سال پیش در لبنان کشته شده به این کشور بازگردد و ایران باز هم میپذیرد و جسد را از سوی گروههای لبنانی به آمریکا باز میگرداند و آمریکاییها او را با تشریفات نظامی خود به خاک میسپارند. پس از آن پیکو میگوید: ایرانیها با او تماس گرفتند از او میپرسند: پس شروط ما چه شد؟ چه کسی جواب ما را خواهد داد و ایرانیها در انتظار جواب از سوی آمریکا هستند و پیکو میگوید: ما باید منصف باشیم چون من به آنها قول دادهام.
برنت اسکوگرافت، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا میگوید: در این خصوص با اعضای شورای امنیت جلسه گذاشته و رئیس جمهورهم با آن موافق است که ما یک تعهد داریم، که باید به آن عمل کنیم، اما این بار بهانه آنان حکم ارتداد سلمان رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی از سوی حضرت امام(ره) بود. با این بهانه آنان از زیر بار تعهد خود بیرون رفته و تن به تعهد خود ندادند و پیکو میبایست به ایران بیاید و جواب مقامات آمریکایی را به ایران بدهد.
در کتاب (مرد بدون اسلحه) خاطرات جیان دومینکو پیکو آمده: بهانه مقامات آمریکایی در تعهد خود به ایران، اساسا" من را به یک دروغگو مبدل کرد و من باید به چشمان رئیس جمهور ایران زل میزدم و به فریب غیرعمد خود اعتراف میکردم.
منبع فیلم مستند: لاتاری در بیروت
|| مرتضی قنبری وفا - خرداد 1404

















