پنجشنبه 16 مرداد 1404 , 13:29




خاطرهای از شهید حبیبالله علیدوست
روایتی از حبیب خدا...
فاش نیوز - اوقات فراغتش را تا پاسی از شب به مطالعه میگذراند. خلاصة مطالبی را که میخواند برایم بازگو میکرد. بعضی شبها برایم سخنرانی میکرد و من با دقت گوش میدادم و حرفهایش را در ذهنم ضبط میکردم. فکر میکردم فقط برای مدتی مهمان من است...
از شهید و شهادت میگفت. از حضرت زینب سلاماللهعلیها، از اباعبدالله الحسین علیهالسلام، از حضرت فاطمه سلاماللهعلیها و حضرت خدیجة کبری. همچنین از انقلاب، از مبارزه با منافقین، از آخرت و از دنیای فانی صحبت میکرد.
میگفت: «همسرم! به این دنیا دل نبند، چون فانی است. ما دنیای باقی را پیش رو داریم. از شهادت نترس. ما میرویم و میجنگیم. انشاءالله که پیروزیم. میکشیم و کشته میشویم تا امثال بهشتیها و مطهریها بهآسانی از دست نروند. همسرم! تو خودت میدانی و به دیگران هم بگو که ما از آمریکا نمیترسیم، از اسرائیل نمیترسیم. حاضریم یکتنه در برابر تمام قدرتها بجنگیم و بایستیم و هیچ احساس ضعف نکنیم. اما از فساد در جامعه، از بیحجابی، بیعفتی و بیتفاوتی ننگ داریم. اگر خدای نکرده اینها دامنگیر ملتی شوند، آن ملت را به نوکری قدرتهای شیطانی درمیآورند. سعی کنید امید دشمنان انقلاب نشوید. سختیها را تحمل کنید، نق نزنید. با توکل به خدا، ما بر تمام توطئهها پیروز خواهیم شد...»
|| مریم عرفانیان
راوی: خدیجه برزگران(همسر شهید)

















