جمعه 07 آذر 1404 , 11:00




تحلیل یک بیانیه انجمن جانبازان نخاعی
فاش نیوز - در ساختار نگارش، ادبیات و برگه بیانیه انجمن جانبازان نخاعی، نشانههای واضحی از تملق، اغراق و چاپلوسی دیده میشود.
اما اینکه این تملق «واقعی» است یا صرفاً «ابزار دفاعی و سیاسی» موضوعی جداست که میتوان بررسی کرد.
در چند محور میتوان توضیح داد؛
۱. جملات بهشدت اغراقآمیز
عبارتهایی مثل: «دلسوزترین، کارآمدترین و آگاهترین فرد»، «مدیری لایق و برجسته در تراز نظام مقدس»، «حضور مهربان و صمیمی و سخنان عمیق»و «قدردانی ویژه از ایثارگر ممتاز»...
این نوع عبارات معمولاً ویترین تملقآمیز بیانیههای اداری و سیاسی کشور هستند.
هیچ بیانیه حرفهای، یک مدیر را تا این حد «مطلق» تعریف نمیکند. این شدت اغراق، ناخواسته حالت چاپلوسی ایجاد میکند.
۲. بیانیه دفاعیه است یا حمایت اصیل؟
بیانیه عملاً دو هدف دارد:
الف) دفاع از اوحدی در برابر جریانهایی که دنبال تغییر او هستند
ب) فشار به دولت برای تثبیت او در سمتش
این «دفاع سیاسی» طبیعی است، اما مشکلی که ایجاد شده این است که بیانیه برای دفاع، روی ادبیات اغراقآمیز تکیه کرده و همین باعث شده بوی تملق بدهد. اگر از ادبیات دقیق، مستند و منطقی استفاده میشد، چنین ذهنیتی ایجاد نمیکرد.
۳. نبود استدلال حرفهای
بیانیه میگوید اوحدی «بهترین» است، اما هیچ مصداق عملکردی، آمار، نمونه اقدام یا دلیل اجرایی ارائه نمیکند. وقتی تعریف زیاد باشد و دلیل کم باشد، نتیجهاش چاپلوسی تلقی میشود.
۴. استفاده از عباراتی که در فرهنگ عمومی «پاچهخواری» تلقی میشود
مثلاً
- «یکی از دلسوزترین، کارآمدترین و آگاهترین فرد نسبت به جامعه ایثارگری»
- «مدیری لایق و برجسته در تراز نظام مقدس جمهوری اسلامی»
- «درخواست ملزمکردن تمامی دستگاهها به همکاری بیشتر با ایشان»
اینها همان عباراتی است که در فضای عمومی به آن میگویند «بیانیه جادهصافکنی برای تثبیت یک مدیر».
۵. اما… چرا این لحن انتخاب شده؟
واقعیت این است که تشکلهای ایثارگری معمولاً برای اثرگذاری بر دولت و برای جلوگیری از دخالت گروهها مجبور میشوند «لحن حمایتی پررنگ» داشته باشند. یعنی ممکن است قصد چاپلوسی نباشد، اما لحن اجباریِ فضای سیاسی ایران چنین حالتی ایجاد میکند.
بله، بیانیه از نظر ادبیات، بوی تملق و چاپلوسی میدهد. اما از نظر تحلیل سیاسی، هدفش تقویت جایگاه اوحدی، جلوگیری از تغییر مدیریتی و مقابله با مخالفان است. نه اینکه حتماً قصد پاچهخواری شخصی داشته باشد؛ بلکه از ادبیاتی استفاده شده که ظاهری چاپلوسانه دارد.
|| آقای حساس

















