یکشنبه 02 آذر 1404 , 11:45




گزارشی تصویری از مراسم تشییع جانباز نخاعی شهید «دکتر رضیعی»
قطعه ۵۰ گلزار شهدای بهشت زهرا که پس از تدفین دوتن از سرداران شهید سپاه، پذیرای زائرین بسیاریست، میزبان شهیدی صبور و مقاوم، جانبازی توانمند و تحصیل کرده "مرتضی رضیعی" بود تا ...
فاش نیوز - مراسم تشییع جانباز شهید دکتر مرتضی رضیعی با حضور خانوادههای معظم شهدا، جانبازان، همرزمان و مردم قدرشناس برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز پنجشنبه قطعه 50 گلزار شهدای بهشت زهرا که پس از تدفین دوتن از سرداران شهید سپاه، پذیرای زائرین بسیاریست، میزبان شهیدی صبور و مقاوم، جانبازی توانمند و تحصیل کرده "مرتضی رضیعی" بود تا پیکر مطهرش در جوار شهدای این قطعه آرام گیرد.
مراسم تشییع پیکر جانباز نخاعی شهید، مرتضی رضیعی، با خضور انبوه زائرین شهدا، جانبازان ویلچری و برخی از مسئولین بنیاد شهید در حالی تا خانه ابدی بدرقه شد که تنها یادگار و تنها دخترش همراه با همسر داغدیدهاش با چشمانی اشکبار، نظارهگر بدرقه این اسوه صبر تا بهشت برین بودند.
اقامه نماز بر پیکر جانباز شهید، رضیعی و حضور و وداع دوستان ویلچریاش با همرزم جانبازشان از جمله برنامههای تشییع بود، تشییعی که بار معنویت قطعه 50 گلزار را افزون ساخته بود.


















در این سوگسرای درد، قلم یارای نوشتن ندارد، اما دل، چگونه این بار غصه را تاب آورد؟ داغی بر دل نشستهام که با هر نفس تازه میشود؛ داغ یتیمی، داغ بیکسی. چگونه میتوان عمق رنج دختری را درک نکرد که پس از پدر، نهتنها تکیهگاهش فروریخته، که حتی میراث عشق و زحمات پدرش نیز غصب میشود؟ حکم قرآن زمین می ماند!
آه، بانوی مظلوم دو عالم، حضرت زهرا، تو چه خوب میدانی این درد را، تو که هم ولایت همسرت را نادیده گرفتند و هم فدک، یادگار پدر را. ما دخترانی که طعم تلخ یتیمی را چشیدهایم، با هر سلول وجودمان مظلومیت تو را حس میکنیم.
بگذارید این بار، کلمات، خود زنگار حسرت باشند. من یک دخترم؛ دختری که یتیمیاش را نه یکبار، بلکه هزاران بار در حسرت سایه پدری که رفت، تجربه کردهام. ما که طعم تلخ نبودن پدر را چشیدهایم، چه کسی بهتر از شما، بانوی دو جهان، حضرت فاطمه زهرا (س) را درک کند؟ آن غربتِ بینهایت، ما هم گوشه ای از آن لحظه را در هر شب، با نبودن پدرمان، زندگی میکنیم.
آنها که با چشم باز، حکم خدا را نادیده گرفتند، نه کور بودند، نه جاهل؛ آنها زیادهخواه بودند و ایمانشان به دنیا فروخته شد. اگر حکمی بر پایههای ایمان استوار بود، چگونه ممکن بود حق آن بانوی بزرگ را پایمال کنند؟ وای بر روزی که حرص و آز، جای خداشناسی را بگیرد! حق فاطمه (س) را خوردند، چون میدانستند که اگر او باشد، خانهای از نور و عدالت برپا خواهد شد که عرش دنیا را تکان میدهد.
و ما دختران یتیم امروز، این درد را عمیقتر میفهمیم. حق کدام ما را میخورند؟ حق همان دختران یتیمی که قلبشان از پاکی و شایستگی میتپد، همانهایی که ردپای مادرشان، زهرا (س)، در صبر و نجابتشان پیداست. آنها میدانند که آن دختر، بیشتر از همه، به خصلتهای آن بانوی آسمانی نزدیک است، و از همین رو، سهم او را میبلعند تا مبادا نوری از آن پاکی، ظلمت دنیایشان را برملا سازد.وقتی پدر میرود، آخرین سنگر دفاع فرو میریزد. آنگاه دیگران، با دستهای طمع، به خانه پدری هجوم میآورند. دختر، تنها میماند، با کوهی از بغض فروخورده، شاهد آن است که اموال او هم لا به لای میراث پدر به دست نامردمان تقسیم میشود.
یا فاطمه! ما در این دنیا، در غربت، در این اندوه، تنها با یاد تو آرام میگیریم که تو بودی و با آن همه فضیلت، مظلوم از دنیا رفتی. این اشکها، نه فقط برای پدرمان، برای حسرتها و ترسهای یتیمی ، بلکه برای غربت ابدی توست؛ فریادی است برای همه دخترانی که حقشان پایمال شد، چون دلشان به خدا و یاد پدرشان مشغول بود، نه به وعدههای فانی دنیا. این سوز دل، تا ابد باقی خواهد ماند.
آه، که تو خود، هم دخترِ شهید بودی.گرچه شهادت پدرت در بستر غربت رقم خورد.اما قلبی که زیر ستم خم شد، همان قلبی بود که سنگینی فقدان پدر را چشیده بود؛ پدری که وجودش، چراغ هدایت عالم بود و رفتنش، آغاز دردهای تو شد. ما دختران امروز، با این حقیقت زنده، نفس میکشیم.
دختران شهدا، وارثان خون پدرانی هستند که هدف نهایی شان، حفظ همین مسیر ولایت است.پدرانشان در برابر جبهه باطل ایستادند تا سایه ولایت فقیه، که تداوم بخش ولایت امیرالمؤمنین علی (ع)است، بر سر این سرزمین باقی بماند.هنگامی که این دختران به مصائب حضرت زهرا می نگرند، در می یابند که سختیهای مادرهستی، نه بر سر مسائل دنیوی، بلکه بر سر حفظ حقیقت رهبری جامعه اسلامی بود. این درک، به آنها عمق بصیرت پدران شان را نشان می دهد.
امروز که نگاه میکنم، در آن تار و پودِ خاکآلود چادرت، ردِ سیلی، بوی آتش، و سنگینیِ غربت را میبینم. اینها صرفاً استعاره نیستند؛ اینها حقایقی هستند که در عمق تاریخ به واسطهی آن پارچهی مقدس به ما منتقل شدهاند. لحظاتی که حادثه(سیلی خوردنت) رخ داد، شاید دیگر کسی به چادر فکر نکرد؛ اما تو، ای مادر، در آن اوج درد، باز هم به حریم خود فکر کردی.کاش میتوانستم آن لحظاتِ آخر را ببینم، وقتی که بر زمین افتادی و دستهای مبارکت، با آخرین توان، چادر را روی سرِ خود جمع کردی.حالا به خود می گویم: مصیبت حضرت زهرا (س)تنها در قالب یک واقعه تاریخی خلاصه نمی شود؛ بلکه یک سنت است برای کسانی که حق را می پذیرند و برای آن می ایستند. این سنت، در سیره دختران شهدا و دختران یتیم مومنین به شکلی عینی متجلی شده است.
می دانم، صبر بر فقدان به مثابه اقتدا به صدیقه کبری،حضرت زهرا است . در اوج مصائب، صبر را به نمایش می گذاریم. صبری که ریشه در ایمان مطلق
به حکمت الهی دارد. ما دختران یتیم نیز پس از داغ جانکاه فقدان پدر، با تکیه بر همان ایمان،راه زندگی اسلامی را ادامه می دهیم. فقدان پدر را نه به معنای شکست، بلکه به مثابه بالاترین سطح از فداکاری برای آرمان پدر که همان آرمان اهل بیت است ، می دانیم.