پنجشنبه 13 آذر 1404 , 13:00




فریاد دختران یتیم در سوگ فاطمه(س)
فاش نیوز - در این سوگ سرای درد، قلم یارای نوشتن ندارد، اما دل، چگونه این بار غصه را تاب آورد؟ داغی بر دل نشستهام که با هر نفس تازه میشود؛ داغ یتیمی، داغ بیکسی. چگونه میتوان عمق رنج دختری را درک نکرد که پس از پدر، نهتنها تکیهگاهش فروریخت که حتی میراث عشق و زحمات پدرش نیز غصب میشود؟ حکم قرآن زمین میماند!
آه، بانوی مظلوم دو عالم، حضرت زهرا، تو چه خوب میدانی این درد را، تو که هم ولایت همسرت را نادیده گرفتند و هم فدک، یادگار پدر را. ما دخترانی که طعم تلخ یتیمی را چشیدهایم، با هر سلول وجودمان مظلومیت تو را حس میکنیم.
بگذارید این بار، کلمات، خود زنگار حسرت باشند. من یک دخترم؛ دختری که یتیمیاش را نه یکبار، بلکه هزاران بار در حسرت سایه پدری که رفت، تجربه کردهام. ما که طعم تلخ نبودن پدر را چشیدهایم، چه کسی بهتر از شما، بانوی دو جهان، حضرت فاطمه زهرا(س) را درک کند؟ آن غربتِ بینهایت، ما هم گوشهای از آن لحظه را در هر شب، با نبودن پدرمان، زندگی میکنیم.
آنها که با چشمباز، حکم خدا را نادیده گرفتند، نه کور بودند، نه جاهل؛ آنها زیادهخواه بودند و ایمانشان به دنیا فروخته شد. اگر حکمی بر پایههای ایمان استوار بود، چگونه ممکن بود حق آن بانوی بزرگ را پایمال کنند؟ وای بر روزی که حرص و آز، جای خداشناسی را بگیرد! حق فاطمه(س) را خوردند، چون میدانستند که اگر او باشد، خانهای از نور و عدالت برپا خواهد شد که عرش دنیا را تکان میدهد.
و ما دختران یتیم امروز، این درد را عمیقتر میفهمیم. حق کدام ما را میخورند؟ حق همان دختران یتیمی که قلبشان از پاکی و شایستگی میتپد، همانهایی که ردپای مادرشان، زهرا(س)، در صبر و نجابتشان پیداست. آنها میدانند که آن دختر، بیشتر از همه، به خصلتهای آن بانوی آسمانی نزدیک است، و از همین رو، سهم او را میبلعند تا مبادا نوری از آن پاکی، ظلمت دنیایشان را برملا سازد.وقتی پدر میرود، آخرین سنگر دفاع فرومیریزد. آنگاه دیگران، با دستهای طمع، به خانه پدری هجوم میآورند. دختر، تنها میماند، با کوهی از بغض فروخورده، شاهد آن است که اموال او هم لابهلای میراث پدر به دست نامردمان تقسیم میشود.
یا فاطمه! ما در این دنیا، در غربت، در این اندوه، تنها با یاد تو آرام میگیریم که تو بودی و باآنهمه فضیلت، مظلوم از دنیا رفتی. این اشکها، نه فقط برای پدرمان، برای حسرتها و ترسهای یتیمی، بلکه برای غربت ابدی توست؛ فریادی است برای همه دخترانی که حقشان پایمال شد، چون دلشان به خدا و یاد پدرشان مشغول بود، نه به وعدههای فانی دنیا. این سوز دل، تا ابد باقی خواهد ماند.
آه که تو خود، هم دخترِ شهید بودی.گرچه شهادت پدرت در بستر غربت رقم خورد.اما قلبی که زیر ستم خم شد، همان قلبی بود که سنگینی فقدان پدر را چشیده بود؛ پدری که وجودش، چراغ هدایت عالم بود و رفتنش، آغاز دردهای تو شد. ما دختران امروز، با این حقیقت زنده، نفس میکشیم.
دختران شهدا، وارثان خون پدرانی هستند که هدف نهایی آنان، حفظ همین مسیر ولایت است. پدرانشان در برابر جبهه باطل ایستادند تا سایه ولایت فقیه که تداومبخش ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) است، بر سر این سرزمین باقی بماند.هنگامی که این دختران به مصائب حضرت زهرا مینگرند، درمییابند که سختیهای مادر هستی، نه بر سر مسائل دنیوی، بلکه بر سر حفظ حقیقت رهبری جامعه اسلامی بود. این درک، به آنها عمق بصیرت پدرانشان را نشان میدهد.
امروز که نگاه میکنم، در آن تاروپود خاکآلود چادرت، ردِ سیلی، بوی آتش، و سنگینیِ غربت را میبینم. اینها صرفاً استعاره نیستند؛ اینها حقایقی هستند که در عمق تاریخ بهواسطۀ آن پارچهٔ مقدس به ما منتقل شدهاند. لحظاتی که حادثه(سیلیخوردنت) رخ داد، شاید دیگرکسی به چادر فکر نکرد؛ اما تو، ای مادر، در آن اوج درد، باز هم به حریم خود فکر کردی.کاش میتوانستم آن لحظاتِ آخر را ببینم، وقتی که بر زمین افتادی و دستهای مبارکت، با آخرین توان، چادر را روی سرخود جمع کردی.حالا به خود میگویم: مصیبت حضرت زهرا(س) تنها در قالب یک واقعه تاریخی خلاصه نمیشود؛ بلکه یک سنت است برای کسانی که حق را میپذیرند و برای آن میایستند. این سنت، در سیره دختران شهدا و دختران یتیم مؤمنین به شکلی عینی متجلی شده است.
میدانم، صبر بر فقدان بهمثابه اقتدا به صدیقه کبری، حضرت زهرا است. در اوج مصائب، صبر را به نمایش میگذاریم. صبری که ریشه در ایمان مطلق به حکمت الهی دارد. ما دختران یتیم نیز پس از داغ جانکاه فقدان پدر، باتکیهبر همان ایمان، راه زندگی اسلامی را ادامه میدهیم. فقدان پدر را نه بهمعنای شکست، بلکه بهمثابه بالاترین سطح از فداکاری برای آرمان پدر که همان آرمان اهلبیت است، میدانیم.
|| دختر یتیم

















