06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 122496
یکشنبه 09 آذر 1404 , 09:00
یکشنبه 09 آذر 1404 , 09:00


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


بسیجی تمامعیار که شد «آقای اصغرِ» حاجقاسم
فاش نیوز - «حاجاصغر پاشاپور» از فرماندهان جبهه مقاومت، دهه هشتاد فرمانده پایگاه مقاومت بسیج یکی از محلههای جنوب تهران بود که از این مسیر عاقبتبخیر شد.

خبرگزاری فارس؛ بسیجیها در جمعهای خودمانی شعاری دارند که میگویند بیرنگی، رنگ بچه بسیجیست. بسیجیهایی که خاکی زندگی میکنند و خیلی وقتها در موقعیت کاری، نان و پنیر میشود غذای لاکچریشان؛ بدون اینکه انتظاری یا توقع از کسی یا سازمانی داشته باشند.
همین بسیجیها در سیل و زلزله و بحرانها میشوند نیروهای آماده به خدمترسانی. حضور در مناطق محروم برای سازندگی و کارهای فرهنگی و عمرانی در طول سال هم گوشهای از اقدامات بسیجیانی است که هم گمنام هستند و هم بااخلاص.
این گمنامی و اخلاص را در سردار شهید حاجاصغر پاشاپور دیدیم؛ فرماندهای که پدرش جانباز جنگ هشت ساله بود، کودکیاش در مسجد گذشت، نوجوانی و جوانیاش را گذاشت برای پایگاه مقاومت بسیج یکی از محلههای جنوب تهران. یک محله بود و یک حاجاصغر؛ هر کار فرهنگی که از دستش برمیآمد برای مردم محله ملکآباد انجام میداد. گاهی میدیدی که با بسیج کردن جوانان محله، مقدمات خواندن نماز عید فطر و نماز ظهر عاشورا را مهیا میکرد و در اقامه نماز، صدها نفر حضور پیدا میکردند؛ مردم این محله جنوب تهران خوب به یاد دارند، شبهای قدر و ایام عزاداری امیرالمؤمنین(ع) که حاجاصغر خالصانه دیوارهای مسجد و محله را سیاهپوش میکرد.

اصغر پاشاپور گاهی خادم زوار امام رضا(ع) در مشهد مقدس میشد و آستین بالا میزد و غذا درست میکرد و مایحتاج زوار را فراهم میکرد. خلاصه یک حاجاصغر بود و یک محله و یک اتاقک در پایگاه مقاومت بسیج مسجد ولیعصر (عج) که آنجا شهید پاشاپور با نوجوانها و جوانهای محله حرف میزد و سعی میکرد راه و چاه را نشانشان بدهد. او نه دنبال نام و نشان بود و نه نان و مقام؛ وقتی هم که ازدواج کرد، در یکی از اتاقهای منزل پدریاش زندگی میکردند و این بود گوشهای از زندگی یک بسیجی تمامعیار.
همان حاجاصغری که در خط مقدم جنگ فرهنگی بود، با آغاز جنگ سوریه عازم دفاع از حرم شد و بعد از هفت سال و چند ماه جهاد در مقابل تروریستهای تکفیری و داعش، عاقبت ۱۳ بهمنماه ۱۳۹۸ در حومه حلب سوریه به شهادت رسید. شهید «حاجاصغر پاشاپور» از یاران نزدیک سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی بود که خیلی دوری فرماندهاش را تاب نیاورد و درست یک ماه بعد از شهادت حاجقاسم، او نیز آسمانی شد. در حالی که پیکر بیسرش چند هفته در دست تکفیریها بود و پدر و مادر شهید راضی نبودند برای بازگرداندن پیکر حاجاصغر یک ریال از پول بیتالمال هزینه شود.

















