شناسه خبر : 122891
چهارشنبه 03 دي 1404 , 09:56
اشتراک گذاری در :

شهیدی که در مأموریت هم از تلفن بیت‌المال استفاده نمی‌کرد

فاش نیوز - شهید سعید شاهدی از رزمندگان دوران دفاع مقدس بود که به کمیته جستجوی مفقودین رفت تا پیکر شهدا را پیدا کند؛ او در مأموریت از تلفن محلی که حضور داشت، استفاده نمی‌کرد و به همسرش گفته بود: شما تماس بگیر نمی‌خواهم از تلفن بیت‌المال استفاده کنم.

خبرگزاری فارس؛ حدودا ۱۴-۱۳ سالش بود که شناسنامه‌اش را دستکاری کرد و بدون اینکه به خانواده بگوید به جبهه رفت. بعد دوستانش دوچرخه‌اش را آوردند در خانه تحویل دادند و گفتند: سعید رفت منطقه. او تا سال ۱۳۶۷ در تسلیحات گردان حمزه لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) مشغول بود و ۵ بار مجروح شد؛ بخصوص در جریان عملیات کربلای ۵ و مرصاد که از ناحیه بازو و شکم جراحات شدیدی برداشت اما در تحمل درد خیلی صبور بود. شهید شاهدی درباره عملیات مرصاد در ۵ مرداد ۱۳۶۷ که منجر به مجروحیت شدیدش شد، می‌گوید: «هوا گرگ و میش بود؛ دو نفر از منافقین پشت من بودند که ظاهر یکی از آنها مثل بسیجی‌ها بود. به آنها گفتم برادر مواظب باشید منافقین نزنند. از من پرسیدند از کجایی؟ من هم گفتم لشکر ۲۷. اولی که چهره بسیجی داشت، کنار رفت و نفر پشتی یک سیبیل کلفت و ریش‌های تراشیده داشت. یک لحظه با اسلحه به سمت من شلیک کرد و من هم در حال افتادن، آرپی‌جی را به طرفشان شلیک کردم و هر دونفرشان به درک واصل شدند.»
????روایت شهید شاهدی از مرصاد
رضا رحمت از دوستان شهید سعید شاهدی می‌گوید: «بعد از عملیات مرصاد که مجروح شد، با بچه‌ها برای عیادت سعید آمدیم تهران و مستقیم رفتیم بیمارستان. وقتی وارد اتاقی که بستری شده بود رفتیم دیدم سعید به شدت مجروح است و کیسه خون و کیسه دفع خونابه‌ بعد از عمل جراحی به او وصل است. ولی سعید مثل قبل با روحیه عالی شروع کرد گفتن و خندیدن، طوری که انگار نه انگار که عمل سختی روی او انجام شده و به شدت مصدوم‌ است. من به پرستارها گفتم: آقا سعید بمب خنده و روحیه ا‌ست و امیدوارم شما را اذیت نکرده باشد! گفتند: نه خیلی آقاست، بعد از اینکه آقا سعید به هوش آمد، بلافاصله از ما مُهر و قرآن و کتاب دعا درخواست کرد و گفت تخت من را رو به قبله کنید که نمازم را بخوانم. ما از مناسک‌ عاشقانه او متعجب شدیم.»
سعید هر بار که از جبهه مرخصی می‌آمد به تهران در فاصله کوتاهی مجدداً به جبهه باز می‌گشت. در سال ۱۳۶۶ به عضویت سپاه درآمد و پس از جنگ در اطلاعات تیپ یکم لشکر فعالیت کرد. شهید شاهدی در سال ۱۳۶۹ آموزش دوره چتربازی اتوماتیک را دید. فعالیت‌های اثرگذار او در عرصه‌های مختلف در سپاه ادامه داشت تا اینکه سال ۱۳۷۴ وارد کمیته تفحص شد و به جستجوی پیکر پاک شهدا پرداخت.
اعزام شهید سعید شاهدی برای تفحص پیکر شهدا و رضایت گرفتن از همسرش هم ماجرایی دارد.
محبوبه خاکپور در این باره می‌گوید: «چند وقتی بود که آقاسعید می‌گفت: من می‌خواهم بروم برای تفحص. من هم گفتم: مگر شما تخریبچی هستی که می‌خواهی بروی برای تفحص؟ جبهه‌ات را رفته‌ای من هم راضی نیستم بروی، او هر طور بود من را راضی کرد و گفت: می‌روم و یکی دو هفته دیگر برمی‌گردم و شما را با خودم می‌برم. آن موقع موبایل نداشتیم. یک روز در میان از تلفن منزل به آقاسعید زنگ می‌زدم. او می‌گفت: خودت زنگ بزن، من نمی‌خواهم با تلفن بیت‌المال اینجا تماس بگیرم. در همین مأموریت شهید محمود غلامی که تخریبچی بودند، بر اثر انفجار مین والمری پایشان قطع شده و شهید می‌شوند؛ ترکش مین به آقاسعید هم اصابت می‌کند و او هم به شهادت می‌رسد.»

سعید شاهدی در روز دوم دی ماه سال ۱۳۷۴، در آخرین روز ماه رجب‌ در ارتفاعات ۱۱۲ فکه، بر اثر انفجار مین با همسفرش محمود غلامی، به شهادت رسیدند و پیکر مطهرشان در قطعه ۲۹ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) آرام گرفت.

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi