دوشنبه 25 اسفند 1404 , 11:37




پشتپرده پروژه «پرچم دروغین» توسط ترامپ
ماجرای حمله پهپادی ایران به سواحل کالیفرنیا چه بود؟
فاش نیوز - در روزهای گذشته FBI آمریکا در خبری عجیب مدعی شد که ایران در حال برنامه ریزی برای انجام حملات پهپادی به خاک آمریکا است!
در روزهای اخیر، خبری عجیب از سوی رسانههای آمریکایی منتشر شد که میگفت ایران قصد داشته با پهپاد به سواحل کالیفرنیا حمله کند. این خبر چنان بیپایه و اساس بود که حتی کاخ سفید نیز ساعاتی بعد مجبور به تکذیب آن شد. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، صراحتاً اعلام کرد: «هیچ گونه تهدیدی از طرف ایران علیه سرزمین ما وجود ندارد و هیچگاه وجود نداشته است». اما سؤال اینجاست: چرا چنین خبری ساخته و منتشر شد؟
پاسخ در یک مفهوم تاریخی نهفته است: عملیات پرچم دروغین (False Flag). این گزارش نشان میدهد که آنچه اخیراً رخ داده، میتواند پیشدرآمدی بر یک سناریوی تکراری باشد: آمریکا با استفاده از تاکتیک دیرینه پرچم دروغین میخواهد بهانهای برای مداخله نظامی علیه ایران فراهم کند. افکار عمومی جهان باید هوشیار باشد و با شناخت این الگوی شوم، اجازه ندهد بار دیگر خون بیگناهان به پای منافع قدرتهای متجاوز ریخته شود.
مفهوم عملیات پرچم دروغین
عملیات پرچم دروغین به اقداماتی گفته میشود که توسط نهادهای نظامی، اطلاعاتی یا سیاسی یک کشور بهگونهای طراحی میشود که به نظر برسد گروهها یا کشورهای دیگری مرتکب آن شدهاند. هدف از این عملیاتها، مخفی نگه داشتن هویت مرتکبان اصلی، بدنام کردن طرف مقابل، و مهمتر از همه ایجاد بهانه برای حمله نظامی است.
این تاکتیک قدمتی به اندازه خود جنگ دارد، اما در دوران مدرن، ایالات متحده آمریکا به یکی از ماهرترین و در عین حال خطرناکترین بازیگران این صحنه تبدیل شده است. تاریخ معاصر مملو از نمونههایی است که واشنگتن برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه خود، دست به صحنهسازی زده و سپس با چهرهای حقبهجانب، پرچم تجاوز را برافراشته است.
سناریوی تازه:
ایران و تهدید ساختگی پهپادی
آنچه در روزهای اخیر رخ داد، زنگ خطری جدی است. انتشار خبری مبنی بر «طرح ایران برای حمله پهپادی به کالیفرنیا» که بر اساس «یک ایمیل حاوی سرنخ تأیید نشده» به پلیس محلی تهیه شده بود، بلافاصله با تکذیب کاخ سفید مواجه شد. اما این ماجرا ابعاد نگرانکنندهتری دارد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، بلافاصله در واکنشی هوشیارانه پرسید: «آیا این پیشدرآمدی برای یک عملیات ‹پرچم دروغین› دیگر است؟». او به نکته مهمی اشاره کرد: آمریکا خود نمونههایی از پهبادهای ایرانی را در اختیار دارد و بهراحتی میتواند از آنها برای اجرای یک حمله ساختگی و نسبت دادن آن به ایران استفاده کند.
نکته تکاندهندهتر، گزارش سرقت چهار فروند پهپاد پیشرفته از پایگاه نظامی «فورت کمپبل» در کنتاکی در نوامبر ۲۰۲۵ است . در شرایط کنونی، این سرقت عجیب و بیپاسخ، این ظن قوی را ایجاد میکند که شاید این پهپادها برای سناریویی از پیش طراحیشده آماده میشوند. آیا این همان ابزاری نیست که میتواند در یک عملیات پرچم دروغین علیه ایران استفاده شود؟
مصادیق تاریخی:
آمریکا؛ استاد صحنهسازی
برای درک عمق خطر، مرور تاریخچه عملیاتهای پرچم دروغین آمریکا ضروری است. این نمونهها نشان میدهد که واشنگتن نهتنها سابقه چنین توطئههایی را دارد، بلکه در برخی موارد، طرحهایی به غایت جنایتکارانه طراحی کرده که اگر اجرا میشدند، فاجعههای انسانی عظیمی رقم میخورد.
۱. انفجار یواساس مین (۱۸۹۸)
سرآغاز امپریالیسم آمریکادر ۱۵ فوریه ۱۸۹۸، کشتی جنگی آمریکایی یواساس مین در بندر هاوانا، کوبا، منفجر و غرق شد. رسانههای آمریکایی بهسرعت اسپانیا را به استفاده از مین زیردریایی متهم کردند. هرچند هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا ارائه نشد، این حادثه دستاویزی شد برای آغاز جنگ آمریکا و اسپانیا. نتیجه این جنگ، تصرف کوبا، پورتوریکو، فیلیپین و گوام توسط آمریکا بود. این نخستین نمایش عمومی تاکتیک پرچم دروغین آمریکا در عصر امپریالیسم مدرن بود.
۲. عملیات نورتوودز (۱۹۶۲): طرح حمله به شهرهای خودی!
شاید جنونآمیزترین طرح پرچم دروغین تاریخ، عملیات نورتوودز بود. در سال ۱۹۶۲، ستاد مشترک ارتش آمریکا طرحی به وزیر دفاع ارائه داد که در آن پیشنهاد میشد عملیاتهای تروریستی در خاک آمریکا انجام شود و به گردن کوبا انداخته شود. این طرح شامل صحنههایی چون غرق کردن پناهندگان کوبایی در دریا، ربودن هواپیما، منفجر کردن کشتیهای آمریکایی و سازماندهی حملات تروریستی در شهرهای میامی و واشنگتن بود.
هدف این عملیات، ایجاد بهانهای برای حمله تمامعیار به کوبا و سرنگونی حکومت فیدل کاسترو بود. این طرح که توسط رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال لیمن لمنیتزر، تدوین شده بود، تنها به دلیل رد آن توسط جان اف. کندی، رئیسجمهور وقت، به اجرا درنیامد. اما سند آن همچنان موجود است و نشان میدهد که پنتاگون تا چه حد برای رسیدن به اهداف خود حاضر بوده جان شهروندان آمریکایی را قربانی کند.
۳. حادثه خلیج تونکین (۱۹۶۴): دروغی که جنگی را آغاز کرد
در اوت ۱۹۶۴، دولت لیندون جانسون ادعا کرد که ناوشکنهای آمریکایی در خلیج تونکین هدف حمله نیروهای ویتنام شمالی قرار گرفتهاند. این ادعا منجر به تصویب قطعنامه خلیج تونکین در کنگره شد که به رئیسجمهور اجازه میداد جنگ علیه ویتنام شمالی را آغاز کند.
سالها بعد مشخص شد که حمله دوم هرگز رخ نداده بود. آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) اطلاعات شنود را بهطور عمدی تحریف کرده بود تا حملهای خیالی را واقعی جلوه دهد. رابرت مکنامارا، وزیر دفاع وقت، بعدها در مستند «مه جنگ» اعتراف کرد که هیچ حملهای در ۴ اوت رخ نداده است. ژنرال وو نگوین جیاپ، فرمانده ویتنام شمالی، نیز تأکید کرد: «مطلقاً هیچ اتفاقی نیفتاد».
نتیجه این دروغ بزرگ، جنگ ویتنام بود که میلیونها کشته و زخمی برجای گذاشت و یکی از تاریکترین صفحات تاریخ آمریکا را رقم زد.
۴. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: مداخله در ایران به شیوه پرچم دروغین
برای ما ایرانیان، مهمترین و تلخترین نمونه مداخله آمریکا در کشورمان، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت دکتر محمد مصدق است. سازمان سیا در عملیات آژاکس، با استفاده از تاکتیکهای پرچم دروغین، زمینه سقوط دولت ملی و مردمی ایران را فراهم کرد.
اسناد منتشرشده نشان میدهد که سیا با حمله به مساجد و چهرههای شاخص مذهبی در پوشش نیروهای کمونیست، تلاش کرد بافت مذهبی جامعه را علیه مصدق تحریک کند. هدف این بود که به افکار عمومی القا شود دولت مصدق با کمونیستها علیه دین و مذهب همپیمان شده است.
در سال ۲۰۲۳، سازمان سیا برای نخستین بار رسماً اعلام کرد که حمایتش از کودتا علیه دکتر مصدق «دموکراتیک» نبوده است. برنت گیری، مورخ سیا، این کودتا را «یکی از استثناهای»فعالیتهای این سازمان خواند که هدفش «تقویت دولتهای منتخب مردم» بوده است! . این اعتراف دیرهنگام، رسماً تأیید کرد که آمریکا با یک عملیات پرچم دروغین، اولین دولت مردمسالار ایران را سرنگون کرد تا دیکتاتوری مطلقه را بر کشور حاکم سازد.
چرا اکنون این سناریو تکرار میشود؟
پرسش اساسی اینجاست: چرا آمریکا در مقطع کنونی به دنبال چنین سناریویی است؟ پاسخ در چند عامل نهفته است:
نخست، دولت ترامپ برای پوشش شکستهای پی در پی خود در جنگ منطقهای فعلی و جلب حمایت انتخاباتی برای انتخابات میاندورهای پیش رو، به دنبال یک نمایش قدرت دیگر است تا بتواند به زعم خود حداقل دستاورد را از این جنگ شکست خورده بدست بیاورد. شکست در برابر ایران در منطقه، ترامپ را به شکلی مفتضحانه از صحنه سیاسی حذف و حتی احتمال حذف فیزیکی آن را نیز پررنگ میکند.
از این رو، ترامپ که تا اینجای کار متوجه عمق شکست شدید خود در برابر ایران و ناکامی در دستیابی به اهداف تعیین شده در تجاوز به ایران شده است، در حال ارزیابی برای رفتن به سمت آخرین اشتباه محاسباتی خود است، اشتباه محاسباتی که قطعا پس از آن منجر به اتفاقات و حوادث ناگورای برای رئیس جمهور فاسد و مجرم آمریکا خواهد شد.
دوم، افکار عمومی آمریکا و جهان تمایلی به جنگ جدید ندارند. نظرسنجیها نشان میدهد تنها یکچهارم آمریکاییها از جنگ با ایران حمایت میکنند و سه چهارم آمریکاییها با ورود به چنین جنگی مخالفت دارند و این جنگ را صرفا جنگی برای منافع شخصی نتانیاهو عنوان میکنند. از اینرو، ترامپ در صورت اتخاذ تصمیم نهایی برای اجرایی کردن فاز عملیات زمینی، برای همراه کردن مردم با یک ماجراجویی نظامی، نیاز به شوکی بزرگ مانند یک حمله نظامی دارد تا آن را اقدامی تروریستی از سوی ایران عنوان کند.
سوم، فشار لابی صهیونیستی به رهبری نتانیاهو بر ترامپ است. رئیس جمهور آمریکا به دلیل فشار و تحریک نخست وزیر رژیم صهیونیستی و همچنین لابی صهیونیستی و به نیابت از اسرائیل اقدام به آغاز تجاوز به خاک ایران کرد، همچنان از سوی صهیونیستها و نخست وزیر این رژیم به منظور گستردهتر کردن جنگ در حال فشار است.
به گزارش مشرق، رژیم صهیونیستی که به تنهایی قادر به رویارویی با ایران نبود، اکنون با بهره بردن از حماقت و خریت محض رئیس جمهور فاسد آمریکا، ارتش تروریستی ایالات متحده را وارد معرکهای کرده است که بی شک انتهای آن، چیزی جز شکست و فاجعه برای آمریکاییها نیست. در این میان نتانیاهو تلاش خود را میکند تا آخرین لحظه برای سوءاستفاده از ارتش تروریستی آمریکا بر علیه ایران و به جهت منافع خود، استفاده کامل را ببرد.

















