شناسه خبر : 124579
شنبه 05 ارديبهشت 1405 , 10:30
اشتراک گذاری در :

سالگرد تجاوز آمریکا به طبس

فیل‌های ابرهه باز هم اسیر ابابیل شدند

فاش نیوز - اینک دیگر به خوبی و با اسناد و شواهد مستند مختلف و اعترافات برخی سران آمریکا و اسرائیل، روشن شده که عملیات به اصطلاح نجات خلبان آمریکایی در طی جنگ رمضان، در واقع عملیاتی برای نفوذ به یکی از تاسیسات هسته‌ای ایران بوده است. یعنی در واقع قضیه نجات خلبان بازمانده در ایران، یک فریب خبری برای عملیات مهم‌تر و بزرگ‌تری بود که با عنایات الهی به طبس 2 معروف شد. یعنی میدانی مشابه آنچه حدود 45 سال قبل در صحرای طبس، نیروهای نظامی متجاوز آمریکایی را به شکست و رسوایی کشانید، امدادهای الهی به یاری ملت ایران آمد‌، در حالی که هیچ کس از حضور و مقصد و مقصود آمریکایی‌ها در عمق خاک ایران در آن نیمه‌های شب 5 اردیبهشت 1359 خبر نداشت.


بعد از نابودی نیروهای ارتش آمریکا در صحرای طبس، عنوان شد که آنها برای نجات گروگان‌های آمریکایی آمده بودند. اما اسناد و مدارک و اظهارات آمریکایی‌ها و شواهد موجود نشان داد (مانند آنچه در فروردین 1405 در جنوب اصفهان اتفاق افتاد و عنوان نجات خلبان آمریکایی، یک فریب بیش نبود،) اعلام عملیات نجات جاسوسان آمریکایی در جریان تجاوز نظامی آمریکا به طبس نیز گمراه کردن تاریخ و سرپوش گذاردن بر یک رسوایی دیگر آمریکا با مقصد اصلی سرنگونی انقلاب و نظام اسلامی بود.

مفاد یک طرح فوق‌محرمانه
نامه‌ای محرمانه پیش از تجاوز ‌تروریستی نظامی آمریکا به طبس، از سوی فرد ناشناسی در خارج کشور که گویا با سرویس‌های اطلاعاتی غرب مرتبط بود، به شورای انقلاب اسلامی رسید. نامه‌ای حاوی اطلاعات مهم که بعدا اتفاق افتاد.
در بخشی از نامه فوق (که بعدا در اسناد دانشجویان پیرو خط امام انتشار یافت) افشا شده بود:
«... شورای امنیت ملی آمریکا سرگرم طرح نقشه‌ای نظامی در تهران است. بر طبق این نقشه که قسمتی از آن در خارج و بخشی از آن در ایران قرار است انجام گیرد، گروه ویژه مشترکی با همکاری سازمان جاسوسی اسرائیل به‌وجود آمده است. در 22 نوامبر 1979 (اول آذرماه 1358) در جلسه مشترکی با شرکت عزر وایزمن، وزیر دفاع اسرائیل، سفیر آمریکا در تل‌آویو و وابسته نظامی آمریکا جزئیات همکاری اسرائیل در این عملیات روشن گردید. افراد این گروه ویژه، 82 تن از لشکر ویژه هوا/ زمین آمریکا هستند که هم اکنون در پایگاه فورت براگ (Fort brag) تحت آموزش بوده و به زودی از طریق آلمان غربی به پایگاه «آکروتینی» در قبرس و پس از آن به اسرائیل اعزام خواهند گردید...»
در ادامه این نامه محرمانه آمده بود:
«... طرح به منظور ساقط نمودن حکومت آیت‌الله خمینی که شامل تضعیف موقعیت ایران و بی‌اعتبار نمودن آیت‌الله بوده به دستور شخص کارتر در جریان است... افسران سابق ارتش و ساواک ایران که به کشورهای ‌ترکیه، اسرائیل، آمریکا و اروپای غربی‌گریخته و با سازمان‌های جاسوسی نظامی آمریکا و اسرائیل همکاری نزدیک دارند، انتخاب شده‌اند...یک گروه از این افسران که در مراکز سازمان سیا آموزش دیده‌اند، قرار است برای کشتن آیت‌الله خمینی به قم اعزام گردند... سرویس‌های اطلاعات و جاسوسی اسرائیل و آمریکا نیز با سازمان فرقان و شورای نجات ارتش ایران در ارتباطند... »
در قسمت دیگری از نامه محرمانه فوق هم به همراهی برخی کشورهای منطقه اشاره شده بود:
«... به منظور تخریب بیشتر اوضاع ایران... اقداماتی انجام گرفته تا... نبردهای مسلحانه در مرز ایران و عراق نیز افزایش یابد. سلاح نیز از طرف مصر و اسرائیل تامین می‌گردد...»

با همراهی گروهک‌های ضدانقلاب
از طرف دیگر چهار روز قبل از انجام عملیات طبس موسوم به «پنجه عقاب»، یعنی در تاریخ یکشنبه 20‌آوریل 1980 (31 فروردین 1359) یکی از نشریات آمریکایی به نام «هوستون کرونیکل» در سرمقاله خود به قلم «میلز کوپلند» از اعضای سازمان سیا، به موضوع تجاوز نظامی به ایران با بهانه آزادسازی جاسوسان آمریکایی‌ اشاره نمود. در بخش‌هایی از آن سرمقاله آمده بود:
«...اکثر اعضای CIA معتقدند که این برنامه کاملاً و به خوبی قابل اجراست. تجربه‌های ما نشان می‌دهد... این کار به وسیله شوراندن مردم علیه گردانندگان و با استفاده از تظاهرات صورت گیرد...اطلاعاتی که CIA در مورد گروه‌های سیاسی دارد، نشان می‌دهد که... آنها با ما همکاری خواهند کرد...»
این در شرایطی بود که در همان زمان، گروهک‌های ضدانقلاب، برخی دانشگاه‌های کشور را به پایگاه و انبارهای سلاح خود تبدیل کرده و در مقابل جریان «انقلاب فرهنگی» با سلاح و خشونت ایستاده و آشوب و بلوای پرغوغایی به راه انداخته بودند. جملات فوق در سرمقاله نشریه «هوستون کرونیکل»، نشانه‌ای از هماهنگی بین آشوب گروهک‌های ضدانقلاب با عملیات موسوم به «پنجه عقاب» داشت. (آنچه 45 سال بعد و در جریان حمله آمریکایی/اسرائیلی به ایران، توسط مزدوران و عوامل داخلی موساد و اطرافیان ربع پهلوی انجام گردید)
اما اینک این سؤال پیش می‌آید که آیا عملیات موسوم به «پنجه عقاب» اساساً برای آزادسازی جاسوسان آمریکایی زندانی در سفارت سابق این کشور برنامه‌ریزی شده بود؟ آیا همه این تدارکات و هزینه و بودجه و به میدان آوردن چندین کشور در منطقه و خارج از آن و برداشته شدن نقاب حقوق بشری و دیپلماسی و احترام به حقوق دیگر کشورها، تنها برای آزادی همین جاسوسان آمریکایی بود که براساس برآورد دقیق و کارشناسانه مقامات امنیتی و نظامی خود آمریکایی‌ها، میزان موفقیت آن خیلی کم به‌نظر نمی‌رسید؟

احتمال آزادی جاسوسان بسیار پایین بود
پی‌یر سالینجر (سناتور و روزنامه‌نگار سابق آمریکایی) در کتاب خود تحت عنوان «گروگانگیری در تهران» به یک گزارش خیلی مهم‌ اشاره داشته و توضیح داده است که آنها یک گزارش محرمانه دو صفحه‌ای را در تاریخ 16 مارس 1980/ 26 اسفند 1358 تهیه نموده بودند که در صفحه دوم این گزارش، پیش‌بینی میزان تلفات گروگان‌ها طی عملیات آزادی‌سازی را در بهترین حالت، حدود 60 درصد تخمین زده بودند.
به عبارت خیلی صریح‌تر، آنها در بهترین شرایط برای آزادی گروگان‌ها، بایستی کشته‌ شدن 60 درصد از آنان را می‌پذیرفتند. یعنی در نهایت امید به نجات 21 نفر داشتند که در محاسبات عملیاتی معمول غربی‌ها، به هیچ وجه قابل قبول و عقلانی نبود. پس هدف اصلی از اجرای عملیات موسوم به «پنجه عقاب» چه بود که تنها به نجات حداکثر 40 درصد گروگان‌‌ها نیز رضایت داشتند؟
بنابر اسناد و شواهد مستند، به‌نظر می‌رسد گروگان‌ها یا در واقع جاسوسان محبوس در سفارت سابق آمریکا، در نزد آمریکاییان از ارزش چندانی برخوردار نبودند. برای هر فرد آشنا به مسائل سیاسی واضح بود که بعد از آن همه کشمکش سیاسی، کوچک‌ترین تحرک نظامی منتسب به آمریکا در تهران، جان جاسوسان آمریکایی را به خطر می‌انداخت و این واقعیت برای هیچ‌کدام از طرفین، دچار کوچک‌ترین ابهامی نبود.
بنابراین به‌نظر می‌رسد که قضیه عملیات موسوم به «پنجه عقاب» و حضور نیروهای آمریکایی، نقشه‌هایی فراتر از آزاد ساختن جاسوسان این کشور را به همراه داشت. حضور دو ژنرال کهنه‌کار رژیم پهلوی با لباس فرم اداری همراه با تیم عملیاتی آمریکا در طبس، مقدار معتنابهی سلاح و ابزار و ادوات نظامی، همراهی گروهک‌های ضدانقلاب خصوصاً غوغا و فتنه و آشوب در مقابل انقلاب فرهنگی و... چه معنایی جز برپایی یک شورش و جنگ مسلحانه گسترده علیه انقلاب و نظام اسلامی می‌توانست داشته باشد.
یوسف مازندی از عوامل فراماسونر رژیم شاه که سالیان متمادی نمایندگی خبرگزاری آمریکایی «یونایتدپرس» را در ایران برعهده داشت، در کتاب خود به نام «ایران، ابرقدرت قرن» نوشته است:
«... چند ماه پس از افتضاح دشت کویر (همان ماجرای طبس)، عده‌ای از ایرانیان نظامی و غیرنظامی که موفق شده بودند از کشور خود بگریزند و به هم‌میهنان سرگردان خویش (در خارج) بپیوندند، به تدریج آغاز به سخن کردند... آنها می‌گفتند در بیشتر عملیاتی که به واقعه صحرای طبس منتهی شده بود شرکت داشتند... به گفته آنان پیاده شدن آمریکایی‌ها در طبس برای نجات گروگان‌ها نبود، بلکه برای انجام یک شورش بود. چون حمله نظامی آمریکا به ایران در آن زمان به صلاح نبود.... هواپیماهای سی130 و هلی‌کوپترهای آر. اچ.53 برای تهیه چنین انفجاری در دشت کویر ایران بر زمین نشسته بودند. هدف، تحویل تسلیحات فوق‌مدرن برای یک جنگ چریکی وسیع و سراسری به گروهی از افسران وفادار به شاه بود».
قرار بود به محض رسیدن نیروهای آمریکایی به تهران، آنها اهداف مشخص شده ازجمله بیت امام در جماران، مجلس سنای سابق که قرار بود مجلس شورای اسلامی در آن تشکیل شود، پادگان عشرت‌آباد، دفتر نخست‌وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران، ستاد مرکزی کمیته‌های انقلاب، صدا و سیما، اداره مرکزی مخابرات و چندین محل دیگر را بمباران کنند.

شن‌ها مامور خدا شدند
اما نقشه‌هایی که ماه‌ها، خبره‌ترین کارشناسان نظامی روی آن کار تخصصی انجام داده و صدها کماندوی کارکشته، بارها و بارها مراحل مختلفش را تمرین کرده بودند و صدها میلیون دلار برای آن هزینه شده بود، با یک مانع پیش‌بینی نشده مواجه شدند و به فرموده حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه، این‌بار شن‌های بیابان‌ طبس، مأمور خدا شدند تا سپاه ابرهه زمان را به خاک ذلت بنشانند و همه آن هیمنه نظامی را در یک لحظه نابود سازند.
این همان سرنوشتی است که 45 سال بعد، بازهم ارتش آمریکا را گرفتار کرد و بازهم فرعونیان را درون خود غرق کرد. هیمنه ادعائی قوی‌ترین ارتش دنیا بازهم در برابر اراده الهی و مقاومت یک ملت درهم شکست و خفت و رسوایی فرار عجولانه و سراسیمه آنها از مهلکه این بار حتی با برجای گذاردن مدارک و اسناد شخصی همراه گردید. 
بازهم چندین هواپیمای غول پیکر و بالگردهای بزرگ و کوچک زمینگیر و نابود شدند و گروهی از کماندوها و متخصصان هسته‌ای (براساس مدارک به دست آمده) که مدت‌های مدید دوره دیده و تمرین کرده بودند، پس از پیاده شدن و بعد از اینکه به قول یکی از فرماندهانشان، از همه طرف گلوله باران شدند، فرار را بر قرار ترجیح دادند و البته خبری هم از خلبانی که ادعا کردند نجات یافته است، نشد!

|| دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi