شناسه خبر : 124636
سه شنبه 08 ارديبهشت 1405 , 12:26
اشتراک گذاری در :

از زبان همسر شهید

چرا شهید لاریجانی در قم دفن شد؟

به دلم بود که اگر قسمتشان قم باشد، خودشان یک نشانه‌ای چیزی می‌فرستند. داشتیم از حرم خارج می‌شدیم که آمدند دنبالمان. «حاج‌خانم برگردید. برگردید.» پشت سر نمایندگان آستان رفتیم ...

فاش نیوز - همسر شهید لاریجانی می‌گوید: خاک قم علی و مرتضی را انتخاب کرد؛ حالا همه اشک‌هایم را یک‌کاسه می‌کنم و همان جا می‌ریزم. برای پدر و همسر و پسرم که هر سه فدای راه حق شدند.

 

 همسر شهید مطهری که سه نشان افتخار دارد: دختر شهید، همسر شهید و مادر شهید! در پاسخ به این سؤال که چرا آقای لاریجانی و آقامرتضی در قم خاک‌سپاری شدند؟ می‌گوید: از جنگ ۱۲ روزه دیگر هر لحظه منتظر شهادت آقای آملی بودم. اصلاً مرتضی برای همین کار و شرکتش را رها کرد و رفت پیش او. می‌ترسید اتفاقی برای پدرش بیفتد و بعداً پشیمان شود که می‌توانسته خطری را از او دور کند و نکرده. خانه که نمی‌آمدند. دیربه‌دیر می‌دیدیمشان. آن هم کوتاه و ناگهان.

 یک‌بار از همین دیدارهای گاه‌به‌گاه پرسیدم: «علی اگه شهید بشی، تکلیف چیه؟» آقای آملی هیچ‌وقت دوست نداشت بار باشد. هیچ‌چیز را به آدم اجبار و الزام نمی‌کرد. این بار هم از آن لبخندهای متفکرش زد و گفت: «هرجا برای شما راحت‌تر باشه خاکم کنید.» اصرار که کردم گفت: «همیشه آرزو داشتم در صحن امیرالمؤمنین دفن شوم.» نجف به دنیا آمده بود و ارادتش به امیرالمؤمنین فوق تصور بود. بعد ادامه داد: «اگه نشد مشهد، اگه نشد قم و اگه نشد هر جای تهران.»

 آقای آملی که شهید شد وسط جنگ بودیم. امکان بردنش به نجف که منتفی بود. برای مشهد برنامه‌ریزی کردیم و قرار شد روز چهارشنبه تشییع در تهران باشد و روز پنج‌شنبه در قم و روز شنبه در مشهد.

 مردم تهران و قم سنگ تمام گذاشتند. بعد از مراسم تشییع قم تولیت آستان حضرت معصومه و بزرگان شهر قم اصرار کردند که شهدایتان را همین‌جا دفن کنید و مشهد نبرید. می‌گفتند: آقای لاریجانی ۱۲ سال نماینده مردم قم بوده در مجلس و باید همین‌جا دفن شود.

 مستأصل شده بودم. نمی‌دانستم چه‌کار کنم. همیشه در تصمیمات مهم یا به آقای آملی مراجعه می‌کردم و یا به مرتضی. حالا هر دوشان توی تابوت بودند و من باید برای محل قبرشان تصمیم می‌گرفتم.

 تولیت آستان گفتند: هر جای حرم که شما بگویید ما آمادگی تدفین داریم. حتی نزدیک‌ترین جا به ضریح. گفتم: «نه آقای آملی که با ویژه بودن مخالف بود. مگر اینکه مثلاً جایی کنار مزار پدرم و پدر خودش باشد.» بهم گفتند: «آن قبرها مال خیلی وقت پیشند و عموماً یک‌طبقه بوده‌اند و نقشه‌اش هم دستمان نیست. نمی‌دانیم جای خالی دارد یا نه. ولی تا صبح به شما خبر می‌دهیم.»

 بعد از صحبت‌ها حضرت معصومه را زیارت کردم. به دلم بود که اگر قسمتشان قم باشد، خودشان یک نشانه‌ای چیزی می‌فرستند. داشتیم از حرم خارج می‌شدیم که آمدند دنبالمان. «حاج‌خانم برگردید. برگردید.» پشت سر نمایندگان آستان رفتیم همان قسمتی که مزار پدر و پدرشوهرم بود. با تعجب اشاره کردند به سنگ مرمری که برداشته بودند. درست بین مزار شهید مطهری و آیت‌الله آملی لاریجانی یک قبر دوطبقه خالی و سیمان شده تمیز و آماده وجود داشته که کسی از آن خبر نداشت! فهمیدم که پدرها دوست دارند پسرها را در آغوش خودشان نگه دارند.

 پدرم خیلی آقای آملی را دوست داشت و عشق آقای آملی هم به او تا آخر عمرش پابرجا بود. مرتضی هم خیلی به هر دو پدربزرگش ارادت داشت. من هم تسلیم شدم و رضایت دادم.

 بعد از دفن بود که یاد خواب تکرارشونده‌ام افتادم. در طول ١۵ سال گذشته چندین و چندبار این خواب را دیده بودم که وارد محوطه مزار پدرم می‌شوم و می‌بینم که قبر شکافته. باعجله می‌دوم که چهره پدرم را در قبر ببینم و تا می‌رسم می‌بینم مرتضی است! یعنی گاهی مرتضی بود و گاهی هم آقای آملی؛ و حالا هر دوی آنها آنجا بودند. درست همان‌جا که من چهل و هفت سال می‌نشستم و برای پدرم و بعدها پدر همسرم فاتحه می‌خواندم. آن نقطه دردآشناترین نقطهٔ کره زمین بود. جایی که همه درددل‌های من را شنیده و اشک‌هایم را دیده بود؛ و حالا شده آغوش عزیزترین‌هایم. انگار که هر خاکی خودش انتخاب می‌کند میزبان چه باشد. خاک قم هم علی و مرتضی را انتخاب کرد. حالا همه اشک‌هایم را یک‌کاسه می‌کنم و همان جا می‌ریزم. برای پدر و همسر و پسرم که هر سه فدای راه حق شدند.

 

اینستاگرام
سلام ، در روایات مختلفی از فرشته یا ملکی بنام ملک نقاله نام برده شده که افراد را پس از فوت به محلی که اراده حق تعالی باشد منتقل کند لذا حکیمان و دانشمندان بزرگ در وصیت نامه هرگز محلی را برای خاکسپاری تعیین نکردند لذا یکی از نشانه های انسان حکیم و کامل همین است که محلی برای دفن وصیت نکردند البته ارواح پاک و مقدس همواره پس از ارتحال بر جسم مشرف هستند بنابراین مقابر انسانهای کامل دارای بقعه هستند تا مردم برای تبرک و حضور در مجاورت ارواح پاک و مقدس زیارت و تقرب بجویند.
گرچه بسیاری از افراد ثروتمند تلاش کردند خود را حکیم و مومن جا بزنند و برای خودشان بقعه و بارگاه ساختند لیکن اینگونه بقعه و بارگاه هرگز بیش از پنجاه سال دوام نداشتند و هر نوع بقعه و بارگاهی ساختند با خاک یکسان شد و اثری از بقعه های دروغین باقی نمانده است.
جناب حافظ فرمود:
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد شد.
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi