شنبه 12 ارديبهشت 1405 , 12:14




پدر شهید رحیمی: دعا کردم «مصطفی» شهید شود
فاش نیوز - پدر شهید رحیمی با بیان اینکه مصطفی بارها از من میخواست برای شهادتش دعا کنم، گفت: مصطفی بارها به من و مادرش میگفت، دعا کنید شهید شوم. پس از اصرارهای فراوان، من هم راضی شدم و دعا کردم که خداوند شهادت را روزیاش کند چون فکر میکردم که حیف است با مرگ عادی از دنیا برود.

دعا کردم، مصطفی شهید شود
امین رحیمی، پدر شهید مصطفی رحیمی، ضمن قدردانی از حضار و با بیان اینکه این شهید افتخار و جایگاهی برای خانواده خود به ارمغان آورده است که موجب احترام دیگران شده، اظهار داشت: کمترین اثر شهادت مصطفی رحیمی، همین عزتی است که به خانواده و بازماندگان او داده شده است.
پدر شهید رحیمی، احترام مردم، اهالی محله و رسانهها را نتیجه عزتی دانست که فرزند شهیدشان به آن دست یافته و عنوان کرد: آقا مصطفی وصیت کرده بودند که در تمام مراسمهایشان روضهخوانی برپا باشد و از ورود به حاشیهها پرهیز شود.

وی ادامه داد: حقیقتاً زمانی که این میزان احترام از سوی مردم به خانواده ما ابراز شد، در محضر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) عرض کردم که من شرمندهام؛ چراکه شما، فرزندانتان و خانوادهتان هر جا رفتید مورد آزار قرار گرفتید، اما ما امروز مورد احترام هستیم. خجالت میکشم از اینکه دختر چهار ساله حضرت مورد آزار دشمن بود، اما امروز افراد مختلف برای دختر چهار ساله مصطفی عروسک و اسباببازی تهیه میکنند و ما در عزت و احترام هستیم، در حالی که کاری نکردهایم و شرمندهایم.
رحیمی در ادامه به بیان خاطراتی از شهید مصطفی رحیمی پرداخت و گفت: آقا مصطفی متولد سال ۱۳۶۵ بود و در حدود ۳۹ سالگی به شهادت رسید. او از کودکی که همراه من به محل کار میآمد، با عزاداری، هیئت و امام حسین (ع) آشنا شد. در دهه ۸۰، زمانی که حدود ۱۵ تا ۱۶ سال داشت، ارتباط نزدیکی با بسیج پیدا کرد؛ بهویژه در دهه ۹۰ و با مطرح شدن موضوع مدافعان حرم، تلاش بسیاری برای اعزام به این عرصه داشت، اما توفیق نیافت. از همان ابتدا، روحیه شهادتطلبی در او مشهود بود.

وی افزود: در جریان فتنه سال ۱۴۰۱، فعالیتهای او بسیار گسترده شد. در همان ایام که شهید آرمان علیوردی به شهادت رسید، مصطفی احساس میکرد از قافله شهادت جا مانده است، تا اینکه حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ رقم خورد. در آن روزها، تقریباً هیچگاه در منزل نبود و هر زمان با او تماس میگرفتیم و میپرسیدیم کجاست، پاسخ میداد: «در کف خیابانم.» خوشبختانه همسر ایشان نیز همراه و همفکر او بود.
پدر این شهید ادامه داد: آقا مصطفی، با وجود اینکه شغل نظامی نداشت، حدود ۲۰ سال با بسیج و حلقههای صالحین ارتباط داشت. اوج دلبستگی و بیقراری او همزمان با شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی بود. پس از این واقعه، او و همسرش آرام و قرار نداشتند و بهشدت بیتاب بودند.
وی خاطرنشان کرد: حدود ساعت ۱۰ شب بود که مصطفی با من تماس گرفت و گفت کجایی؟ گفتم کاری داری؟ گفت جلوی در منزلت هستم، فقط میخواهم بغلت کنم و گریه کنم. در ایام شهادت رهبر شهید، بسیار پریشان و غمگین بود و از هر فرصتی برای گریه استفاده میکرد و احساس میکرد دیگر جایی برای ماندن نیست.

وی افزود: روز سیزدهم عید با حالتی گرفته به منزل ما آمد، عکس یکی از دوستان شهیدش را نشانم داد و گفت: «بابا، مهدی هم شهید شد. ما با هم قرار گذاشته بودیم هرکدام شهید شد، دیگری را دعوت و شفاعت کند.» این موضوع بیقراری او را دوچندان کرده بود.
رحیمی در ادامه گفت: برنامه روزانه او اینگونه بود که هر شب از حدود ساعت ۸ تا ۱۱ در خیابان و جلوی مسجد حضور داشت و پس از آن به ایست و بازرسی میرفت. این روند هر شب ادامه داشت. در شب چهارشنبهسوری که آمادهباش اعلام شده بود، تا ساعت ۱۲ شب گشت و بازرسی داشت و از نیمهشب تا ۵ صبح در میدان هفتتیر شیفت بود. در همین حین، همسرش با او تماس گرفت تا زودتر به خانه بازگردد و برای سحری برسد، اما در مسیر مورد اصابت موشک قرار گرفت. پس از انتقال به بیمارستان، بهدلیل شدت جراحات به شهادت رسید. بیش از ۱۰۰ ترکش از ناحیه گردن به پایین به بدن او اصابت کرده بود و خونریزی قطع نمیشد.

وی با تأکید بر اینکه شهید مصطفی مانند سایر افراد در همین جامعه زندگی میکرد، اما به انجام واجبات پایبند بود، گفت: او فردی عادی بود و اینگونه نبود که بگوییم از آسمان آمده است. البته مصطفی در انجام نماز و روزه، حتی در سختترین شرایط و گرمای شدید، بسیار مقید بود. از نظر روابط اجتماعی نیز بسیار خوشاخلاق و مهربان بود. دوستانش همواره از محبت و لطف او یاد میکنند. از نظر دینی نیز هرگز حاضر نبود باعث گناه دیگران شود.
پدر این شهید در پایان گفت: مصطفی بارها از من میخواست برای شهادتش دعا کنم. بهگونهای به من الهام شده بود که او ماندنی نیست. واقعاً لیاقت شهادت را داشت. بارها به من و مادرش میگفت، دعا کنید شهید شوم. پس از اصرارهای فراوان، من هم راضی شدم و دعا کردم که خداوند شهادترا روزی او کند چون فکر میکردم حیف است با مرگ عادی از دنیا برود. گاهی هم به شوخی به من میگفت: «بابا، انشاءالله شهید شوی!» و من پاسخ میدادم: «من شهید شوم تا تو فرزند شهید شوی.»
مصطفی بخاطر اینکه بسیار «بخشنده» بود، شهید شد
خانم هاشمی، همسر شهید مصطفی رحیمی، در ادامه ضمن قدردانی از حضار، با تأکید بر اینکه توجه به خانواده شهدا در واقع به نوعی روحیه ایثار و مقاومت را پررنگ میکند، اظهار داشت: اینگونه اقدامات قطعاً موجب ترویج، تقویت و تعمیق روحیه استقامت در جامعه میشود. دیدار با خانواده شهدا صرفاً دلجویی نیست، بلکه اقدامی بسیار ارزشمند و اثرگذار است.

وی با اشاره به تأثیر سرکشی از خانوادههای شهدا افزود: ما خودمان نیز از همین دیدارها، روحیه و تفکر ایثار و استقامت را آموختهایم. شخصاً در دوران نوجوانی تصور میکردم شهدا حتماً از معنویت بسیار بالایی برخوردار بودهاند که شهادت نصیبشان شده است. به همین دلیل، همیشه به مصطفی که روحیهای شاد و شوخطبع داشت، میگفتم با این روحیه احتمالاً شهید نمیشوی؛ اما او پاسخ میداد: «اگر روزیِ انسان باشد، با هر روحیهای شهادت نصیب او خواهد شد.»
همسر شهید رحیمی در ادامه به تشریح ویژگیهای اخلاقی این شهید پرداخت و تأکید کرد: بهنظر من، با اینکه بدن، ملک خداوند است و او حق دارد هرگونه که بخواهد آن را بازپس گیرد، اما مهم این است که این ملک چگونه «خریده» شود. برای این خریدِ شایسته، انسان باید ویژگی برجستهای داشته باشد. به باور من، این ویژگی در مصطفی «بخشش» بود؛ چراکه او بهراحتی میبخشید. با وجود اینکه برخی افراد او را آزرده بودند، اما خیلی زود و آسان از خطای آنان میگذشت.
مصطفی حقیقتاً شایسته شهادت بود
فاطمه صفری، مادر شهید مصطفی رحیمی، نیز در این دیدار گفت: سخن گفتن درباره شهید بسیار دشوار است، اما از آنجا که مادر او هستم، از منظر مادری به برخی از ویژگیهای اخلاقیاش اشاره میکنم. مصطفی واقعاً فردی بسیار باگذشت بود؛ خالص بود و آنچه در ذهن داشت، در دلش نیز همان بود.

وی افزود: او انسانی مهربان، صبور و اهل گذشت بود و به دنیا اهمیت چندانی نمیداد؛ سادهزیست بود، ارزانترین لباسها را میپوشید و به سادهترین خوراکیها قناعت میکرد.
مادر این شهید ادامه داد: او مصداق واقعی این جمله شهید سلیمانی بود که «شهیدانه زندگی کنید تا شهید شوید». ما واقعاً تا پیش از این به عمق این ویژگیها پی نبرده بودیم، اما در این ۴۰ روز که بیشتر فکر میکنیم، میبینیم خصلتهایی داشت که حقیقتاً شایسته شهادت بود.
شهید رحیمی، خودشان شهادت را انتخاب کردند
در ادامه، حجتالاسلام حامد کاشانی با تأکید بر اینکه هدفش از حضور در این جلسه بهرهمندی معنوی از این خانواده و شهید رحیمی بوده است، گفت: در مواجهه با شهید، بهدلیل عظمت و مقام والای او، انسان دچار نوعی انفعال میشود؛ بهگونهای که بیشتر دلش به حال خود میسوزد. چراکه شهید برگزیده و انتخاب شده است، اما افرادی مانند ما همچنان درگیر خودمان هستیم. از اینرو باید برای خودمان تأسف بخوریم که هنوز در جای خود ماندهایم، تکلیفمان مشخص نیست و عاقبتمان روشن نشده است.
این پژوهشگر دینی با بیان اینکه درجات شهدا دارای مراتب مختلفی است، ادامه داد: هر کسی در کشور ما دل در گرو این نظام داشته باشد و در واقع دلش با امام زمان (عج) باشد و در برابر دشمن موضع داشته باشد، حتی اگر بهصورت عادی از دنیا برود، در زمره شهدا محسوب میشود. حال اگر فردی در اثر اصابت موشک یا تیر دشمن به شهادت برسد، قطعاً از مقام و مرتبه بالاتری برخوردار خواهد بود. بنابراین، کسانی که در ساختمانها یا مکانهای مختلف بر اثر اصابت موشک جان خود را از دست دادهاند، حتی اگر ظاهر امر اتفاقی به نظر برسد، بیتردید در شمار شهدا و عزیزان هستند.
وی با اشاره به شهید رحیمی افزود: برخی افراد بهدلیل انتخاب آگاهانه مسیرهای پرخطر، از مقام بالاتری برخوردارند. شهیدان ایست و بازرسی، آگاهانه مسیری را انتخاب کردند که میدانستند در معرض خطر و هدف دشمن قرار دارند. این انتخاب آنچنان عظیم و باشکوه است که بهسختی میتوان برای آن واژهای یافت.
کاشانی ادامه داد: اگر از من بپرسند مهمترین ویژگی این شهید چه بوده است، بدون تردید میگویم انتخاب مسیری که در آن قرار گرفت. چهبسا افرادی در کنار امام معصوم حضور داشتند، اما هنگامی که شرایط به مرگ نزدیک شد، میدان را ترک کردند.
این پژوهشگر دینی با بیان اینکه انسانها بهطور طبیعی دارای ضعفها و ویژگیهای منفی هستند، گفت: یکی از مهمترین عواملی که این ضعفها را اصلاح میکند، یاد مرگ است. یاد مرگ انسان را به حقیقت وجودیاش نزدیک میکند و یکی از دلایل تأکید فراوان اهلبیت (ع) بر این موضوع نیز همین اثر تربیتی است.
وی افزود: افرادی که در ایست و بازرسی حضور دارند، بهدلیل مواجهه مستمر با خطر، بیش از دیگران به یاد مرگ میافتند و خود را در محضر خداوند میبینند. این وضعیت، نوعی تمرین روحی برای آنهاست. کسی که بارها با مرگ روبهرو شده باشد، سبکتر و آمادهتر میشود.
کاشانی، شهیدان ایست و بازرسی را از جمله افرادی دانست که همواره در معرض شهادت بودهاند و درباره فرزندان شهدا نیز تأکید کرد: وعده قطعی خداوند این است که هرچه در راه او داده شود، بازمیگرداند و با بهترین پاداش جبران میکند. فرزندان شهدا، پدر خود را در راه خدا تقدیم کردهاند؛ نعمتی که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. خداوند نیز وعده داده است که برای این فرزندان، سرپرستی امام زمان (عج) را قرار میدهد؛ بهگونهای که این فقدان به شکلی جبران میشود که خلأ آن کمتر احساس خواهد شد.
در پایان این مراسم، تصویری منقش به تمثال رهبر شهید انقلاب اسلامی و شهید مصطفی رحیمی، از سوی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی به خانواده این شهید والامقام اهدا شد.

















