یکشنبه 19 مهر 1405 , 10:50




وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
فاش نیوز - مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، برای توجیه تقابل با ایران، به جنگهای ۲۴۰۰ سال پیش ایران و یونان متوسل میشود. او با روایتی گزینشی از تاریخ، از حمله خشایارشاه به آتن میگوید و چنان گذشته را به سیاست امروز پیوند میزند که گویی اگر آمریکا با ایران نجنگد، تمدن غرب سقوط خواهد کرد! مگر در همان تاریخ باستان، حمله آتنیها و ایونیها به ساردیس، در قلمرو هخامنشیان و در ترکیه امروزی، در دوران داریوش و آتشگرفتن آن شهر به روایت هرودوت ثبت نشده است؟ عجب! یعنی سرنوشت تمدن غرب به بمبها و موشکهای آمریکایی گرهخورده و فیلسوفان یونان هم منتظر ناوهای آمریکا بودهاند تا فلسفهشان نجات پیدا کند؟!
اکنون ریشه آنچه میتوان جنگ تمدنی و وجودی غرب با ایران نامید، روشنتر به نظر میرسد؛ هرچند هنوز برخی این واقعیت را نمیپذیرند و تصور میکنند با دستدادن دو رئیسجمهور در راهروهای سازمان ملل، همه چیز گلوبلبل میشود! آنوقت عدهای در ایران میگویند مشکل آمریکا با ایران از انقلاب اسلامی و شعار «مرگ بر آمریکا» آغاز شده است! پس کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، نقش آمریکا و بریتانیا در سرنگونی دولت مصدق و دههها مداخله در ایران چه میشود؟ آیا میتوان تاریخ روابط دو کشور را به یک شعار تقلیل داد؟ از این هم جالبتر، مقامهای آمریکایی، از جمله روبیو، نگراناند که چرا در منطقهای که بخش مهمی از انرژی جهان را تأمین میکند، اینهمه جنگ و ناامنی وجود دارد! جلالخالق! دهها سال حضور نظامی، ایجاد پایگاه، اعزام ناو و سرباز و مباشرت، مشارکت یا معاونت در جنگها؛ اما وقتی صحبت از ناامنی منطقه میشود، چنان ابراز تعجب میکنند که انگار تازه از یک سفر سیاحتی برگشتهاند!
حکایت افغانستان هم شنیدنی است
پس از حملات ۱۱ سپتامبر، اخیراً برخی خانوادههای قربانیان آمریکایی برای دریافت غرامت به داراییهای مسدود شده افغانستان چشم دوختند؛ کشوری که مردمش نزدیک به دو دهه جنگ آمریکا و متحدانش را تحمل کردند. این در حالی است که ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربای حملات ۱۱ سپتامبر تبعه عربستان بودند و مردم افغانستان نیز هزینه سنگین جنگ را با جان، خانه و آینده خود پرداختند.
چه عدالت عجیبی! قربانی آمریکایی حق مطالبه دارد، اما قربانی افغان باید در صف انتظار بماند! باوجود آنهمه رنج و ویرانی در افغانستان، هنوز چشم طمع به داراییهای مسدود شده این کشور دوختهاند!
و اما عدالت بینالمللی!
ترامپ پیشتر مقامها و قضات دیوان کیفری بینالمللی را تحریم کرده بود و اخیراً نیز، پس از اعطای جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶ به ناوی پیلای، قاضی پیشین این دیوان، خود دیوان کیفری بینالمللی را تحریم کرد؛ نهادی که درباره جنایات مشمول صلاحیت خود تحقیق میکند.
اعتراض واشنگتن این است که چرا دیوان میخواهد درباره اتباع آمریکا یا متحدانش، از جمله مقامهای اسرائیلی، اقدام قضایی کند! انگار عدالت تا وقتی محترم است که سراغ دیگران برود؛ اما اگر به درِ خانه ما یا متحدانمان برسد، ناگهان خودش متهم میشود! قاعده نانوشته بعضی قدرتها چنین است: قانون برای همه لازمالاجراست، جز برای کسانی که قدرت اجرای آن را در اختیار دارند! در اروپا نیز از گفتوگو، حقوق بشر و مخالفت با خشونت سخن میگویند، اما همزمان توان نظامی و بازدارندگی هستهای خود را توسعه میدهند. پرسش این است: اگر قدرت نظامی برای امنیت یک کشور ضروری است، چرا نمیتوان نگرانیهای امنیتی دیگر کشورها را با همان معیار سنجید؟ طنز تلخ ماجرا همینجاست: اگر من سلاح داشته باشم، بازدارندگی است؛ اگر دیگری داشته باشد، تهدید! اگر من تحریم کنم، دفاع از قانون است؛ اگر دیگری اعتراض کند، قانونشکنی! اگر من بجنگم، دفاع از تمدن است؛ اگر دیگری مقاومت کند، دشمن تمدن! امنیت، عدالت و صلح با معیارهای دوگانه پایدار نمیمانند.
ایران نیز برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی و امنیت مردم خود، به عقلانیت، قدرت دفاعی، دیپلماسی و شناخت درست تاریخ نیاز دارد؛ نه فراموشی گذشته و نه پذیرش روایتهایی که هر جنگ تازه را به نام نجات تمدن توجیه میکنند. تمدن با بمباران مردم حفظ نمیشود؛ عدالت با تحریم نهادهای عدالتجو به دست نمیآید و صلح نیز با تهدید دیگران شکل نمیگیرد. امانوئل مکرون هنگام آزمایش موشک بالستیک جدید فرانسه باقابلیت حمل کلاهک هستهای از یک زیردریایی، گفت: «برای آزاد بودن، باید از تو بترسند.» اما آیا میتوان با ترساندن دیگران به صلحی پایدار رسید؟ عجب دنیایی! هرکس تفنگش بزرگتر است، ظاهراً تعریف صلح هم در اختیار اوست! البته میدانم عدهای باز هم خواهند گفت مقصر تمام این وضعیت، از گذشته تا امروز، فقط جمهوری اسلامی ایران است! گویی در معادلات جهانی، دیگران همیشه بیتقصیرند و تمام تاریخ را باید از پنجره یک طرف دید!
|| محمدرضا الهی

















