سه شنبه 28 مهر 1405 , 15:30




وقتی «دشمن» فراموش میشود و «مدافع وطن» متهم!
فاش نیوز - نقدی بر روایت یکسویهای که میکوشد هزینه تقابل با دشمن را بر دوش نیروهای مسلح بیندازد
در ماجرای حمله به سه کشتی در تنگه هرمز، آنچه بیش از خود حادثه نیازمند تأمل و بررسی است، روایتی است که پس از آن در بخشی از فضای سیاسی کشور شکل گرفته است؛ روایتی که بهجای آنکه رفتار خصمانه آمریکا، تهدیدها، بدعهدیها و فشارهای دشمن را در مرکز تحلیل قرار دهد، نوک پیکان انتقاد را متوجه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران کرده است.
اینکه چند چهره سیاسی، با ادبیات و استدلالهای نزدیک به هم، حادثه را بهگونهای روایت کنند که گویی مسئله اصلی «رفتار ایران» و «نیروهای مسلح» بوده است، دستکم این پرسش را برای افکار عمومی ایجاد میکند که چرا در این روایت، دشمن تقریباً از قاب تصویر حذف میشود؟
اگر خطایی رخ داده، باید با سند و شفافیت بررسی شود؛ اگر تصمیمی نیازمند نقد است، نقد مسئولانه و کارشناسی حق جامعه است. اما تبدیل یک مسئله امنیتی و نظامی به ابزاری برای تخریب نهادی که مأموریت اصلیاش دفاع از تمامیت ارضی کشور است، نه نقد سازنده است و نه به نفع منافع ملی.
جرم نیروهای مسلح چیست؟
آیا جرمشان این است که وقتی دشمن تهدید میکند، باید از کشور دفاع کنند؟
آیا جرمشان این است که در سختترین شرایط امنیتی، در مرزها، در دریا و آسمان کشور حضور دارند؟
آیا جرمشان این است که گاهی به اقتضای شرایط جنگی، هفتهها از خانواده خود دور میمانند؟
آیا کسی از خود پرسیده است بسیاری از همین نیروهایی که امروز با چند جمله سیاسی مورد حمله قرار میگیرند، با چه حقوق و امکاناتی زندگی میکنند و چه هزینهای برای امنیتی که دیگران در سایه آن زندگی میکنند، میپردازند؟
نیروهای مسلح، مالک جنگ نیستند؛ نگهبان امنیت کشورند.
اگر تصمیمی در سطح فرماندهی یا سیاستگذاری نیازمند نقد است، مسیر نقد روشن است: سند، منطق، شواهد و پاسخگویی. اما اینکه اصل دفاع از کشور زیر سؤال برود و هر هزینهای که دشمن به کشور تحمیل کرده، در نهایت به حساب مدافع وطن نوشته شود، چیزی جز وارونهسازی مسئله نیست.
چرا صدای دشمن شنیده نمیشود؟
سؤال اساسی مردم این است:
وقتی سالها تهدید، تحریم، فشار، تحقیر و بدعهدی علیه ایران اعمال شده، چرا در برخی تحلیلها، عامل فشار فراموش و قربانی فشار متهم میشود؟
اگر آمریکا یا هر دشمن دیگری با تهدید و فشار وارد میدان شده، آیا منطقی است که تمام بحث را به این خلاصه کنیم که «چرا ایران واکنش نشان داد؟»
این همان نقطهای است که باید مراقب جنگ روایتها بود.
دشمن فقط با موشک و تحریم نمیجنگد؛ روایت هم بخشی از میدان نبرد است. در جنگ روایت، ممکن است ابتدا حادثهای رخ دهد، سپس علتهای اصلی آن به حاشیه برود و در مرحله بعد، افکار عمومی به این نتیجه هدایت شود که «مقصر اصلی، خود ما بودیم.»
این دقیقاً همان جایی است که جامعه باید هوشیار باشد.
نقد نیروهای مسلح آری؛ تخریب نیروهای مسلح هرگز
هیچ نهادی در جمهوری اسلامی نباید مصون از نقد باشد؛ نیروهای مسلح نیز از این قاعده مستثنا نیستند. اما نقد با تخریب تفاوت دارد.
نقد یعنی پرسیدن اینکه چه تصمیمی گرفته شد، چرا گرفته شد و آیا تصمیم دیگری ممکن بود؟
تخریب یعنی نادیده گرفتن شرایط، حذف نقش دشمن، تعمیم یک حادثه به کل نیروهای مسلح و ایجاد بیاعتمادی نسبت به مجموعهای که بخش مهمی از امنیت کشور بر دوش آن است.
امروز جامعه بیش از هر زمان دیگری به تحلیل منصفانه و مستند نیاز دارد؛ نه روایتهایی که در آن، دشمن تبرئه و مدافع وطن متهم میشود.
سخن پایانی
نیروهای مسلح فرزندان همین ملتاند؛ از دل همین جامعه برخاستهاند، خانواده دارند، مشکلات معیشتی دارند و بسیاری از آنان سالهاست در خط مقدم امنیت کشور ایستادهاند.
ممکن است درباره یک تصمیم، یک عملیات یا یک عملکرد سؤال داشته باشیم؛ اما نباید میان «پرسشگری» و «تضعیف سرمایه دفاعی کشور» مرزها را گم کنیم.
مردم باید از خود بپرسند:
چرا هرگاه پای دشمن به میان میآید، عدهای بهسرعت سراغ متهم داخلی میروند؟
چرا صدای تهدیدکننده شنیده نمیشود اما صدای مدافع زیر تیغ میرود؟
و چرا هزینه دشمنی دشمن، باید در روایت برخی سیاسیون به حساب نیروهای مسلح نوشته شود؟
روشنگری یعنی اجازه ندهیم جای دشمن و مدافع در افکار عمومی عوض شود.
نقد منصفانه آری، تخریب نیروهای مسلح و وارونهنمایی میدان، هرگز.
|| سیدرضا موسویفاضل

















