شناسه خبر : 35351
یکشنبه 31 خرداد 1394 , 09:56
اشتراک گذاری در :

غواص ها به تشییع ما آمده بودند

آرش فهیم -  این روزها همه از عظمت مراسم تشییع غواص های شهید می گویند؛ لحظه ای از زمان که به عنوان یک «روز خدا» در تاریخ ثبت شد. همه می گویند؛ مردم به تشییع شهدا رفتند، اما درواقع، شهدا بودند که به تشییع ما آمدند. تشییع، آئینی است برای اعلان مرگ و خاکسپاری فرد یا افرادی. اما مگر زنده تر از «شهید» هم یافت می شود؟ آن ها، خود نبض حیات جامعه بشری هستند؛ تاریخ را ساخته‌اند و تاریخ را می سازند. 26 خرداد، آن ها باز آمدند تا خون تازه و پاکیزه ای به رگ های زمانه جاری شود. غواص های شهید، با دستان بسته، گویی دست خدا بودند که ظاهر شدند تا راه رهایی را به ما نشان بدهند. استخوان هایی که هر کدام، ستونی برای ایستادگی تن این وطن و دین بودند.
قیام 26 خرداد 94 تهران، نه تشییع جنازه که تشییع زندگی بود. مانوری برای زنده و جاری بودن یک ملت و هشداری برای آن ها که مرگ این جامعه را می خواهند. غواص ها به تشییع ما آمدند تا صف زندگان را از «شبه زنده ها» جدا کنند آن‌ها آمدند تا با گرد هم آوردن مردم، رودی را نقش ببندند و بار دیگر اعلام کنند، مقصد و مقصود ما باتلاق نیست:
رودیم و به لب سرود دریا داریم
در ما نفس هرزه مرداب مباد
اندیشمندان علوم اجتماعی معتقدند که مناسک اجتماعی، ابزاری برای تبلور روح یک جامعه است. شاید هیچ نوع مناسکی مثل مراسم بدرقه، استقبال از شهدا، عمق جان و وجود موجودی به نام ایران اسلامی را با همه تاریخ و فرهنگ و هویت و فراز و نشیب هایش نمایان نمی سازد. مناسکی که مردم، خویشتن واقعی خود را برملا می کنند. در زمانه ای که هر محفلی قصد دارد تا تصویر باب میل منافع خود را از «مردم» ارائه دهد، این گونه گردهمایی ها همه حیله های منفعت طلب ها را نقش برآب می کند.
بنابراین می توان قیام «26 خرداد 94» را یک تجدید انقلاب دیگر دانست. یکی از خاصیت های انقلاب اسلامی این است که برخلاف سایر انقلاب ها در یک مبدأ تاریخی خاص محدود نمانده است. 22 بهمن 57 تاریخ کلید خوردن این مسیر است که در پی، منازل پی در پی خودنمایی می کنند. تاریخ هایی مثل 12 فروردین، 13 آبان، 23تیر، 9 دی و ... این بار 26 خرداد، هر کدام انقلابی برای اعلان زنده بودن انقلاب 22 بهمن 57 هستند. و دشمنی که از هر راهی به ما حمله می کند، راه جدیدی را برای افتخار و پیروزی پیش روی ما می گشاید.
اما در هر هنگامه ای از درخشش گوهر این سرزمین، گروهی از خودی ها هم هستند که به طور زورکی قصد «نخودی» شدن را دارند. همان هایی که این روزها سرود جوشش عشق و نفرت از مرداب را «مصادره سیاسی» توصیف می‌کنند. ببینید عمق فاجعه عده ای تا کجاست که عبارت‌هایی چون «مرگ بر آمریکا» را برخورد سیاسی و مصادره به مطلوب شهدا می دانند! غافل از اینکه «مرگ بر آمریکا» نه یک شعار، که پرچم هویت همه آزادی خواهان و عدالت طلب‌های جهان است. و مگر غیر از این است که قاتل اصلی این شهیدان، آمریکاست؟ از نظر ما صدام، عروسک خیمه شب بازی ای در دست آمریکا و اسرائیل انگلیس بیش نبود. البته طبیعی است؛ باید هم «بزدل ها» سرودهایی در ستایش آزادگی و عدالت و انسانیت را به «دلواپسی» تعبیر کنند. جای دلواپسی نیست!

اینستاگرام
عالی
قلمت مستدام
افرین . مرهوا . ماشاالله.واقعا قلمت مستدام ....
جناب ارش فهیم کاملاصحیح است (شهدا رگ حیاط بشریتند )
فاش نیوز تشکر
جمعه گذشته بهمراه خانواده برای زیارت شهدا واهل قبور بسمت بهشت زهرا به راه افتادیم . بعداز درب وردی اصلی برای خرید گل وگلاب ایستاده بودیم که نوشته ایی پشت شیشه عقب پژویی توجه مرا جلب کرد ( درود بر کورش کبیر .... زنده باد نام داریوش بزرگ ) !!! ... در فکر این جمله بودم که مردی حدودآ سی دوسه ساله با گیسوانی بلندو ریشی پرفسوری ( بزی ) سوار پژو شد و حرکت کرد .ما نیز بعداز چند دقیقه بسمت مزار پدرم در قطعه نودهفت براه افتادیم ...به قطعه که رسیدیم همان ماشین را دیدم !!! پیاده شدیم ومزار را با آب وگلاب شستشو دادیم وسپس مشغول قرائت فاتحه هم برای پدرم وهمه اموات شدیم . مرد گیسو بلند چند ده متری آنطرف تر مشغول شستشوی مزار پدرش بود ؛ به فرزندنم گفتم دست مرا بگیرد وبرای فاتحه خوانی نزد قبر اموات اوببرد .. . نشستیم و قرائت فاتحه ایی کردم و خدا بیامرزی برایش فرستادم . مرد گیسو بلند سرش را بالا گرفت و گفت درود برشما آقا ....!!! گفتم متشکرم ... پدر شماست ؟ گفت : بله ... دوستش داری ؟؟؟ بله ! چند وقت یکبار برای فاتحه نزدش می آیی ؟ .... سعی میکنم ماهی یک بار را بیایم !! . پدرتان چه کاره بود ؟ او تکنسین پالایشگاه نفت بود که در اثر یک سانحه در زمان جنگ از دکلی بزرگ سقوط می کندو فوت می نماید !»» پس انسان بزرگی بود که جان خویش را برای پیشبرد اهداف متعالی از دست داد ؟؟ بله .. بله همین طور است ؛ اولیسانس صنعت ومعدن و استخراج داشت و همکاران قدیمیش به اتفاق نظر میگویند مرد پاک ونجیب و شجاعی بود !!! قطعآ همینطور است که می فرمایید خدایش رحمت کند و به نظر ولطف خویش ما را ببخشد ...شما پدر بزرگتان را هم می شناختید ومی دانید قبر او کجاست ؟؟؟ بله او هم در صنعت نفت کار میکرد ودر اثر انفجار یکی از مخازن گاز جان خود را از دست داد ودر ابن باویه دفن است !!! پس باید ماشااله گفت به پدر و پدر بزرگت واز خدا بخواهیم روحشان را همیشه شاد نگه دارد ؛؛؛ درود بر شما !!!! بسمت ماشینها براه افتادیم با گیسو بلند گرمکی گرفتم واز سوال کردم شغل او چیست ؟ گیتاریسمم !!! گیتاریسم ؟؟ بله .. عاشق موسیقی پاپ و راکم !!! راستی پسرم کوروش وداریوش را چقدر میشناسی ؟؟؟ از دوستان و رفقایم در مورد آنها زیاد شنیدم ... آخر من و دوستانم گروه ایران دوستی را تشکیل دادیم ؟؟؟ احسنت ایران را شما بیشتر دوست داری یا پدر وپدر بزرگ مرحومت ؟؟؟ البته پدر و پدر بزرگم از من ایران دوست تر و باغیرت تر بودند !!! پسرم؛؛؛ نور همین یک چشمم پس چرا پشت شیشه ماشینت نمینویسی ....درود بر پدر بزرگم و زنده باد نام پدرم ؟؟؟ با اوخدا حافظی کردم و بسمت قطعه شهدا رفتیم ؛؛؛دوساعت بعد مرد گیسو بلند را انتهای قطعه پنجاه سه دیدم که داشت با چاقوی میوه خوری نوشته های پشت شیشه ی ماشینش را پاک میکرد ...عزتتان پایدار ... والسلام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi