03 آبان 1405 / ۱۳ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 40687
یکشنبه 06 دي 1394 , 09:37
یکشنبه 06 دي 1394 , 09:37


صلحطلبی بدون شناخت، دام استعمار است
محمدرضا الهی
امتِ مبعوث؛ از مکتب فاطمی تا امید اجتماعی و انسجام ملی
سیدرضا موسوی فاضل
روایت خوندلهای مسیر تکوین
مهدی فضائلی
ضرورت اصلاح ساختار حراست دستگاهها
رضا علامهزاده
خیابان در مصاف
سعدالله زارعی
فاطمه عزیز! از امت خود راضی شدید؟
حسین شریعتمداری
وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد
مسعود اکبری
نشانههای نزدیک شدن به «لحظه صفر»
مهدی محمدی
ورزش؛ میدان آزمون ایمان و اراده
علیرضا دبیر
ترفند دشمن برای تغییر ریل انقلاب از طریق تعامل
محمدرضا سابقی
زنگ امتحان مسئولان
سید محمدعماد اعرابی

زندگی را برای فردا نگذاریم
علیرضا رجائی
گفت: میشه باهام حرف بزنید؟!
محمدرضا سابقی
روز پرستار به بانویی که سالهاست بیوقفه پرستار من است مبارک!
علیرضا ضابطی سیستان
در وصف شهید شیر علی سلطانی
ابوالقاسم محمدزاده

گزارش تصویری از تدفین جانباز شهید "الله وردی"
کد خبرنگار: 17
01
پاسخ
روحش شاد..فاش نیوزچرااین صحنه هارامیگذارید.مادلمان کباب میشودبرادر.بگذار مظلوم بمانند.خدایی هست.بی کسان کس خداست.اللهم صل علی محمدوآل محمد.جانباز.
درود بر شرف همه جانبازان و ایثارگران و بسیجیان 8 سال دفاع مقدس که هر چه ما داریم از ایثار این عزیزان است.
سلام ، جانبازان از دیدار پرواز مدهوش هستند آن یکی گلاب از دست بر چهره های غبار گرفته میپاشد آن دیگری سر بر زانو محو لطف الهی باده وصل را جویانند زیبا تر از آنها نماز با دو پای قطع شده و نهایت رضایت از معبود است. غم و اندوهش نهایت ندارد زیرا تکرار آن روز است که جبرییل خبر شهادت حسنین را بر پیامبر اکرم (ص) آورد.
در یکی روز احمد (ص) آن سبطین را
دو سرور قلب نور عین را
بر سر زانو نشاند از خویشان
بوسه میداد او به فرق و رویشان
جبرییل اندر زمان دادش سلام
گفت داری دوستر زین دو کدام
گفت هر دو قره العین منند
هر دو محبوبند و پاره از تن اند
گفت امت هر دو را خواهند کشت
از شرار زهر و خنجرها به مشت
آن یکی را زهر در کامش کنند
وین سر اندر نیزه در شامش کنند
ماند اندر نینوا تنها و خوار
دشمنانش در مقابل صد هزار
سر برندش تشنه لب از مظلمه
آن گروه نزدیک نهر علقمه
چون شود او کشته از شمشیر و تیر
مینمایند اهل بیتش را اسیر
جایشان بدهند در ویرانه ها
صدقه ایشان را برند از خانه ها
مصطفی از گفته های جبرییل
خاستی از هر دو چشمش رود نیل
گشت چون ابر بهاران گریه ور
بر تسلی گفت جبریلش دگر
یاد کن آن کشته ای را ای رسول
که ملایک بودی از حالش ملول
در یکی روز احمد (ص) آن سبطین را
دو سرور قلب نور عین را
بر سر زانو نشاند از خویشان
بوسه میداد او به فرق و رویشان
جبرییل اندر زمان دادش سلام
گفت داری دوستر زین دو کدام
گفت هر دو قره العین منند
هر دو محبوبند و پاره از تن اند
گفت امت هر دو را خواهند کشت
از شرار زهر و خنجرها به مشت
آن یکی را زهر در کامش کنند
وین سر اندر نیزه در شامش کنند
ماند اندر نینوا تنها و خوار
دشمنانش در مقابل صد هزار
سر برندش تشنه لب از مظلمه
آن گروه نزدیک نهر علقمه
چون شود او کشته از شمشیر و تیر
مینمایند اهل بیتش را اسیر
جایشان بدهند در ویرانه ها
صدقه ایشان را برند از خانه ها
مصطفی از گفته های جبرییل
خاستی از هر دو چشمش رود نیل
گشت چون ابر بهاران گریه ور
بر تسلی گفت جبریلش دگر
یاد کن آن کشته ای را ای رسول
که ملایک بودی از حالش ملول
نظری بگذارید


از مشهد تا جبهههای والفجر
فاطمه یزدانی
خنده در آغوش شهادت
زهرا نادی
سردار شهیدی که جاودانه شد
علیرضا ضابطی سیستان
دفاع از حقالناس و طلب شهادت
نسرین سماعی یکتا















