جمعه 06 فروردين 1395 , 09:53




باید پشت سوریه باشیم
مرتضی قنبری وفا- متاسفانه عده ای نا آگاه به مسائل منطقه ای و جهانی از حضور مستشاری ایران در سوریه انتقاد می کنند.
چه خوب است به سال های جنگ ایران و عراق نگاهی کنیم که از میان کشورهای مرتجع عرب خلیج فارس که همه به صدام کمک های مالی و نظامی سنگینی می کردند فقط کشور سوریه بود، طرف ایران را داشت و به ما تسلیحات داد.
حال چگونه بگویم جنگ داخلی سوریه و حمایت از بشار اسد به ما مربوط نیست.
وقتی حزب الله لبنان را حمایت کردیم ارتش مکانیزه اسرائیل را به زانو در آورد و سید حسن نصرالله یک دوست فداکار و قهرمان معرفی شد و حسن نصرالله دست آقا را می بوسد و می گوید ما هر چه داریم از شما است و امروز حزب الله یک ارتش منظم و کلاسیک جهانی دارد و هنگام حضور حزب الله در سوریه ورق جنگ برگشت و افتخارات زیادی نصیب اسد شد.
امروز اگر ما اسد را تنها بگذاریم در حق ملت سوریه چه حرفی برای گفتن داریم.
پس بیائید قدر شناس کمک های دیروز سوریه باشیم، تازه ما نیروی پارتیزان نداریم بلکه کارشناسان ما مانند حاج قاسم نیروهای ائتلاف را هدایت می کنند و ما نمی توانیم نسبت به آینده اسد بی تفاوت باشیم، همانطور که آنان با ما رفتار کردند.
ان شالله بزودی آرامش در سوریه حکفرما شود و مردم سوریه خود منتخب خود را برگزینند.
سوریه بدون حضور اسد خط قرمز جمهوری اسلامی ایران است، حال خود مردم انتخاب کنند.
امیدواریم این جنگ 5 ساله هر چه زودتر فروکش کند و مردم خانه های مخروبه خود را به امید یک کشور آزاد و مستقل از نو بسازند و دوباره جنگی پایان پذیرد.
به امید آن روز
دراين كه جنگيدن درسوريه وعراق ومقابله با داعش وتكفيري هايي كه به نيابت از اسرائيل وآمريكا با مقاومت جهاني اسلام مي جنگند برهيچ آدم عاقل و با شعور با كمترين آگاهي از مسائل سياست بين الملل پوشيده نيست.
اما اينكه مسئولين وافراد مسئول را چه كساني بدانيم جاي تأمل است اگر كساني را كه ميز ومقام را ناموس وهمه چيز خود مي دانند باشد بله حرف شما درست است اما اگر مسئول را سرداران وفرماندهان ديروز كه امروز هم هركدام باز وظيفه اي را در كشور برعهده دارند بدانيم كه اوضاع فرق مي كنك. كساني مثل سردار همداني ها وتقوي ها و ... كه جانباز جنگ تحميلي بودند و مثل سردار همداني در فتنه ٨٨ هم باز از نظام وكشور درمقابل نوكران بي جيره ومواجب وفريب خوردگان دفاع كرد و درنهايت هم به مقام شهادت درجنگ سوريه دست يافت.
و خيلي هاي ديگر كه حتي سرداران جانباز قطع عضو هستند اما باز هم مي روند ومي جنگند وشهيد وعاقبت بخير مي شوندو....
واما كساني مثل برادرجانبازمان مرتضي قنبري وفا كه خود جانباز ٧٠ درصد وبرادر شهيد است دين خود را به اين آب وخاك ادا كرده وهنوز هم دل درگرو اين انقلاب ونظام وكشوردارد.
خوب نظرجنابعالی هم محترمه باسپاس


















آنان که شامگاه دوم اسفند ۱۳۶۲ در تنگه چزابه به خط زدند و تا صبح جنگ تن به تن کردند، کسانی بودند که راه را برای خیبریان باز کردند. از جنس جوانمردانی که در همیشه تاریخ این سرزمین بوده اند و به خط زده اند تا راه برای دیگران، برای پشت سری ها و برای پیروزی مردم باز شود.
ساعت ۲۳/۲۰ دقیقه شامگاه دوم اسفند ۶۲ در حالی که فقط چند ساعت تا عملیات خیبر مانده بود عدهای جان بر کف در تاریکی شب به خط زدند تامحور جاده سوبله به چزابه آزاد شود و دو ارتفاع مشرف به شهرعلی غربی را به تصرف درآورند که برای عملیات بعدی لازم بود.
عملیات والفجر ۶ یکی از گمنامهای جنگ است. عملیاتی که دو روز طول کشید تا توان دشمن را برای دفاع در عملیات بعدی کاهش دهد.
آنان که در این عملیات پیشقدم شدند میدانستند که برگشتی وجود ندارد. برای همین بسیاری از پیکرها در همان تنگه معروف ماند برای همیشه.
آتش دشمن سنگینتر از آنی بود که تصور میشد. نیروهای عراقی فکر میکردند اطلاعات عملیات ایران لو رفته است و با این حال ایرانیها حمله را آغاز کردهاند، اما نمیدانستند این رزمندگانی که در این تنگه در حال جنگ هستند آمدهاند تا آخرین توان بجنگند. مهمترین هدف آنان انهدام توان جنگی قوای دشمن بود.
چزابه سه سال پس از آغاز جنگ هنوز شهید میگرفت. هنوز همه نگاهها به آن بود. هنوز عراق مترصد بازپسگیری آن بود.
آنچه در اسناد جنگ درباره عملیات والفجر ۶ آمده بسیار مختصر است:
«در محور تنگه چزابه در شمال شرقی «بستان» نیروهای سپاه موفق به شکستن خطوط دفاعی دشمن شده و تا سحرگاه که نبرد به جنگ تن به تن کشیده شد، محور جاده سوبله به چزابه، تحت سلطه نیروهای ایران درآمد. با آغاز عملیات خیبر در منطقه «هورالهویزه» و «هورالعظیم» عملیات دو روزه والفجر۶ به اتمام رسید.»
جنگ با چنین گمنامهایی ادامه پیدا کرد. با خون کسانی که تن به تن با دشمن جنگیدند تا مردم از گزند دشمن در امان بماند. حال سالیان سال پس از آن روزها عدهای با خون اینان کاسبی میکنند
حال همان رزمندگانی که افتخار آفریدند و دست و پا و ریه جا گذاشته در آن دشتها وجبهه نامحرمان درگاهشان شدهاند وبیشترشان از حقوق قانونیشان محرومند وبدلیل نداشتن مدرک همزمان ویا صورت سانحه وسخت گیری کمسیونهای پزشکی واحراز بسختی روزگار میگذرانند ویا درصد ندارند ویا درصد پیین هستند وهر روز از ناسپاسیهای مسئولان امور ارزوی پرواز میکنند کاش چزابه زبان سخن داشت.