06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 51685
سه شنبه 05 بهمن 1395 , 08:33
سه شنبه 05 بهمن 1395 , 08:33


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


آخرین دیدار یک شهید با مادرش
چند روز مانده به عملیات یکی از رزمندگان آمد و درخواست مرخصی کرد. گفتم: «برادر تو که میدانی، چند روز مانده به عملیات بعضی مکالمات و مکاتبات هم محدود میشوند.
جعفر صالحی از رزمندگان استان زنجان است. او در خاطرهای کوتاه به روایت آخرین دیدار یک شهید با مادرش پرداخته است و روایت میکند: گفته بودند به زودی عملیاتی شروع خواهد شد. همهی نیروها در منطقه «دشت عباس» جمع شده و آماده عملیات بودند.«ایوب مقدم» از همرزمان ما بود. او چند روز مانده به عملیات آمد و درخواست مرخصی کرد. گفتم: «برادر تو که میدانی، چند روز مانده به عملیات بعضی مکالمات و مکاتبات هم محدود میشوند. حالا شما مرخصی میخواهید؟»گفت: «مادرم در بیمارستان است. پدر هم ندارم. زودپز در آشپزخانه منفجر شده و مادرم را به بیمارستان منتقل کردهاند.»
خلاصه به هر زحمتی بود، یک مرخصی کوتاه مدت برای ایشان جور شد و رفت. بعد چند روز سرحال و خُرّم برگشته بود و میگفت: «خداروشکر حال مادر خوب است.» همان دیدار، آخرین دیدارشان شد و در مرحلهی سوم عملیات محرم به شهادت رسید.

















