23 مهر 1405 / ۰۳ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 91564
یکشنبه 26 تير 1401 , 10:46
یکشنبه 26 تير 1401 , 10:46


آینهای مقابل دولت
سید محمدعماد اعرابی
نفهمید «حریفت ما هستیم» یعنی چه؟
محمد ایمانی
مردم قربانی آزمونوخطای سامانهها
سیدرضا موسوی فاضل
زبان فارسی، میراث ماندگار هویت ایرانی
محمدرضا الهی
اصلاحات واقعی، نه تسلیم در برابر مافیا و رانت!
علیرضا ضابطی سیستان
حافظکشی بهرسم دیوانگان!
غلامرضا صادقیان
یمن اگر این «اینشتین»ها را داشت!
جعفر بلوری
حکمرانی در آینه عهدنامه مالک اشتر
صدیقه شاکری
نوبت مجازات متجاوز نه تردید و مذاکره
محمد ایمانی
برادر محسن دستمریزاد!
حسین شریعتمداری


مثل یک مرد
مریم عرفانیان
ده، یازده ساله بودم و خیلی دوست داشتم با پدرم به جبهه بروم. آخرین باری که به مرخصی آمد، قول داد که من را هم با خودش ببرد. موقعی که راهی شد، خیلی عجیب بود! به خواسته پدر، مثل هر دفعه، هیچکس او را تا راهآهن بدرقه نکرد! اما من و مادرم به راهآهن رفتیم. هیچوقت به دنبالش گریه نمیکردم، ولی این بار انگار به من الهام شده بود، که برگشتی در کار نیست. قطار با سر و صدای زیادی به راه افتاد؛ پدر دستش را از پنجره بیرون آورد و با ما خداحافظی کرد. دیگر تحمل نداشتم و هراسان به دنبال قطار دویدم.
میدویدم، میدویدم و هقهق گریههایم بلند بود. تا کمر خودش را از پنجره بیرون آورد و با چشمانی اشکآلود گفت: «مثل یک مرد باش پسرم! نمیخوام صدام صدای گریهت رو بشنوه...»
***
در مراسم تشییع جنازه پدر؛ هیچکس صدای گریهام را نشنید.
خاطرهای از شهید محمدعلی خدادادی
راوی: حسین خدادادی، پسر شهید
منبع: کیهان


شهیدی که توفیقات موشکی امروز یمن مدیون اوست
سیدهفاطمه ساداتکیایی
دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»















