31 شهريور 1405 / ۰۹ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 96678
چهارشنبه 07 دي 1401 , 11:23
چهارشنبه 07 دي 1401 , 11:23


گذار از تقابل نظامی به مدیریت کریدورها
علیرضا رجائی
اسطورهای شکوفا در دل بحرانها
حسین تمرخانی
دوگانه باطل «مقاومت یا معیشت»
مجتبی شاکری
ایستگاه آخر کجاست؟
سیدابوالحسن موسوی طباطبایی
این شکستنیهای گردننگیر!
محمد ایمانی
حس خوب یک امضاء
دکتر علیرضا معشوری
کربلای آشنا
سیدمهدی حسینی
یک قاب عکس از رودریگز
سید محمدعماد اعرابی
۲۰۰ شب؛ امضای غیرت پای ایران
سیدرضا موسوی فاضل
از میدان نبرد تا معادلات ژئوپلیتیکی
سعید شهرابی فراهانی
«زاویهدارها» مشغول کارند!
مسعود اکبری

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

رسم ما الگوی حضرت زهراست
مریم عرفانیان
عروسی ما سادگی، صفا و معنویت داشت. وقتی عروسی در روستا برگزار شد، اگر چه رسم بود که اول آینه و لاله را به خانه ببرند، ولی عبدالحسین اول قرآن را به خانه برد و شروع به تلاوت کرد.
***
آن زمان رسم بر این بود که خانم کارگری، به خانه تازه عروسها میآمد و در کارهای خانه به او کمک میکرد. روز اول خانم کارگر آمد، ولی روز دوم عبدالحسین به او گفت: «دیگه زحمت نکشید شما هم زن هستید، عیال ما هم زن است. مگه حضرت فاطمه از کسی کمک میگرفت؟»
خانم کارگر به همسرم گفت: «خب، رسم است.»
آقای برونسی با رعایت ادب ادامه داد: «رسم است که باشد. رسم ما الگوی حضرت زهراست. بهتر که خانم خودش کارهایش را انجام بدهد. شما هم زن هستید، او هم زن هست؛ هیچ فرقی با هم ندارید.»
خاطرهای از شهید عبدالحسین برونسی
راوی: معصومه سبکخیز، همسر شهید
منبع: کیهان


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















