30 شهريور 1405 / ۰۸ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 101826
چهارشنبه 21 تير 1402 , 10:31
چهارشنبه 21 تير 1402 , 10:31


حس خوب یک امضاء
دکتر علیرضا معشوری
کربلای آشنا
سیدمهدی حسینی
یک قاب عکس از رودریگز
سید محمدعماد اعرابی
۲۰۰ شب؛ امضای غیرت پای ایران
سیدرضا موسوی فاضل
از میدان نبرد تا معادلات ژئوپلیتیکی
سعید شهرابی فراهانی
«زاویهدارها» مشغول کارند!
مسعود اکبری
از افسانهسازی مورخان تا واقعیت امروز میدان
حمیدرضا مرادی
دو نگاه متفاوت به صلح، مذاکره و بازدارندگی
محمدرضا الهی
تعلل و خوشخیالی در این میدان ممنوع
عباس شمسعلی
راهبرد ایران در برابر چرخه بحران و آزمون انسجام ملی
سعید شهرابی فراهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

با یک دست
فاش نیوز - وقتی دست راست برادرم از کتف قطع شد، گاهی جدا جبهه میرفتیم؛ البته دو دفعه نیز با هم اعزام شدیم که ما را به همدان بردند. با اینکه جانباز شده بود، شبهای سرد همدان به شنا در استخر آب گرم و روزها در کوههای پربرف به آموزش کوهپیمایی میپرداخت. هنوز منطقه عملیاتی بعدی مشخص نبود که در خشکی و کوهستان پربرف است یا توی آب! گاهی پس از آموزش در پوشیدن لباس کمکش میکردم؛ اما ... یک روز با مهربانی گفت: «داداش! میدونم منو دوست داری، ولی بذار خودم تمرین کنم و لباسم رو بپوشم؛ آخه یه عمر باید با یک دست زندگی کنم.»
موقع مرخصی، دایی بزرگمان گفت: «دیگه نمیخواد با این وضعیت جبهه بری، باید درس بخونی تا در آینده با مشکلی مواجه نشی.»
حسن با کمی تأمل جواب داد: «زمان ما شبیه زمان امام حسینه. الان دنیا و آخرت مقابل هم در نظرمان قرار دارن، هر کدوم رو انتخاب کنیم مختاریم.» بعد بازدم نفسش را بیرون داد و گفت: «من آخرت رو انتخاب کردم و شما دنیا رو. وقتی رفتن به جبهه واجب کفایی هست تا نگفتند دیگه نروید باید همچنان رفت؛ ولو با یک دست.»
خاطرهای از شهید حسن فنودی
راوی: محمد فنودی، برادر شهید
* مریم عرفانیان
منبع: کیهان


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















