دوشنبه 05 بهمن 1394 , 13:53




"جانباز" یا "جان باز"!
جان بازان حقیقی فرزندان خمینی هستند. آنها درتنورانقلاب درس اخلاص پخته اشان کرده، آنها دائم درفکرهجرت هستند وکسی که درفکررفتن است مورچه ای رانمی رنجاند.
رضاامیری فارسانی - سال 91تهران خوردم به توریک جانبازوازایشان یک ماشین خریدم وقتی شب مارابخانه مادرزنش بردکه بخوابیم وصبح برویم شهرستان برادرخانمش که راننده اتوبوس شرکت بودوآدم صادقی هم بودشب کنارماخوابید؛ قبل ارخواب ازایشان سئوال کردم که فلانی! آقافرشید کدام منطقه مجروح شدند، بنده خداخیلی پاهایش ضعیف شده. بایک تبسم سردی گفت توجاده مشهد با سمند خطی افتاد پائین نخاعش آسیب دید. حالاجانباز25درصده.
سرم یخ کرد. باخودم گفتم ای وای برما! صبح آن روزرفتیم جلوشرکت پارس خودرو، راننده ای که تریلرآقای باصطلاح جانبازرا جابجا می کرد یک خطائی کرده بود. آقای جانبازیک قفل یک کیلوئی تودستش بود داشت حرف می زد یکدفعه قفل راپرت کرد به سمت راننده بد بخت. اون یکی همشهریش اومد میانجیگری گفت بروآقا مگرنمی دانی طرف جانبازه! ما ازاین جانبازان خیلی داریم که توبچگی افتادن داخل تنورحالاجانبازشدن، توجاده تصادف کردن جانبازشدن، سیمان فروش داریم که به واسطه یک ماه جبهه اومدن جانبازسی درصده وخیلی های دیگه.
دوست من! مگرمی شود جانبازی که کلمه جانباریش اینطورنوشته شود (جان باز) ولابلای شهدازندگی کرده باشد وخاک دهلاویه وهورخورده باشد وته پاوه اورامانات رفته باشد وجان بازشده باشد وبه کسی پرخاش کند؟! جان بازان حقیقی فرزندان خمینی هستند. آنها درتنورانقلاب درس اخلاص پخته اشان کرده، آنها دائم درفکرهجرت هستند وکسی که درفکررفتن است مورچه ای رانمی رنجاند.
بچه های جنگ عارفان توصیف نشدنی هستند. احمدکاظمی راکه می شناختید، صیادشیرازی راکه دیده بودید، شاهمرادی فرمانده قمربنی هاشم، خودش مهمات تخلیه می کرد. صمد امیریان برای اینکه یک گلوله آرپی جی راهدرندهد پیکرش رابا تانک زدند وهمه ی بدنش راگلوله باخودش برد. راهخداامیریان مرحله سوم عملیات محرم بخاطراینکه چند نفرازگردانش مانده بودند زیرآتش، آنقدرجابجایشان کرد تادرتیررس دشمن قرارگرفت وغرق درخون شد.
این مرام بچه های جنگ وآن مرام مخصوص جانبازان! بعدازجنگ است. حالادادش عزیزم! ناراحت نباش. ماهم ازاین اهانت ها زیاد فهمیده وشنیده ایم. مهم آن است که توشرمنده دوستانت نباشی. اینها گذراست وچون می گذرد غمی نداریم. برادرکوچکت که دستت رامی بوسد "رضاامیری فارسانی"
دوست عزیزوبرادرارجمندم شیمیائی1
دستتان دردنکندازاینکه وقت گذاشتیدومطلب راخوانید
من همچنان به دوستانم ارادت دارم ودستشان رامیبوسم
برادرکوچکتان رضاامیری یاحق التماس دعا
من همیشه می گفتم من جان باز جانبازان هستم . یعنی داشتم به خودم فحش می دادم ؟
من می خواستم بگم یعنی اگه دنیا جمع بشه که بگه بی خیال جانباز شو و بخاطر ارادتم به جانبازان بیشتر از این خون دل بخورم بازم جان می دم به راه جانباز !
از فرهنگ معین سیار و متحرک هم پرسیدم ولی میگه نمی دونم ... از خود جناب فارسانی بپرس که این اصطلاح را بکار برده !
آفرین گلم لطفا این سوال ما رو جواب بده تا در فرهیختگی ما سهمی داشته باشی ... باتشکر !
خدمت همه دوستان عزیزم سلام وعرض ادب واحترام دارم.
برادرقنبرعزیزجان بازدرمعنای حقیقی کلمه به کسی گفته میشودکه برای حفظ ارزشهاباجانش درنهایت بی ادعائی سلامتی اش رایاقسمتی ازپیکرویاجانش رافدامیکتداین جان بازآن جان بازی است که امام راحل بااین کلمه خطابش میکردوامام اولین دست نوشته اش دررابطه باجان بازاینگونه بودوماآنوقتهایعنی دهه شصت که افتخارهمنشینی باجان بازان راداشتیم چه درجنگ وچه زمانی که کارمندبنیادبودیم همان اولین نوشته امام وهمان جان بازان حقیقی جنگ رااینگونه خطاب میکردیم ومینوشتیم.بعدازجنگ بخصوص برخی که درصدهای بعدازجنگ گرفتنددیگردرمصداق خط مقدس امام گنجایشی نداشتندوچون یکباره تعدادجانبازان سربه آسمان کشیددیگرکلمه تغیرکردوبطورغیرارادی اینطورنوشته شدجانبازالبته قصداهانت بکسی راندارم امابرای دوستانم ارزش قائل هستم چون فرمودی جان قنبربگوگفتم تفاوت دراین است برادرمن بچه های جنگ رااینگونه خطاب میکنم (جان باز) جانبازاولی مصداق کلام امام راحل است ودومی .....التماس دعا
سلام بربچه های شهرضا.سمیرم.اصفهان.نجف آباد.
اخوی رض من ارادت خاصی به همه بچه های شهرضادارم شهیدغلامرضامحمودی هم یکی ازآندسته ازمردانی بودکه من علاقه خاصی به ایشان داشتم داستان ماوبچه های شهرضاوتعدادی ازبچه های نجف آبادوبعضی ازبچه های اصفهان مثل مرتضی قربانی.وشهیدوالامقام حسین خرازی برمیگرددبه آنزمانیکه تیپ قمرهنوزاستقلال کامل نداشت وبچه های چهارمحال درتیپ نجف اشرف درگردان هامشغول خدمت بودندمن شهیدغلامرضارادرآن زمان که درنجف خدمت میکردیم میشناختم البته شرایط سنی ماباهم همخوانی نداشت ورسته خدمتی امان هم جورنبودایشان یکی ازسرآمدان جنگ بودندمن تازه به سن پانزده شانزده سالگی رسیده بودم نمیدانم هشت تایانه تار ریش درمحاسنم درآمده بوداین اختلاف سنی نمیگذاشت زیادبابچه هائی که امروز آرزوی یک دقیقه بودن درکنارشان رادارم آنوقتهاباشم.امانهایتاچون فرزندشهیدبودم خیلی ازعزیزان ازقبیل شهیدمحمودی شهیدخرازی شهیدکاظمی و.....بمن لطف داشتندآنروزهااینطورنبوددوستی شهیدغلامرضاداشتندکه مسئولیت آموزش بچه هارابعهده داشت ایشان شهیدبراتپوربودندخداشاهدوگواه است این انسان درعین رزم آوریش درعین نیروی فوق العاده جسمیش وباتوجه باینکه مسئله آموزش آنهم فشرده مستلزم یک اخلاق خاص خشن نظامی بوددوباردرمعیت ایشان افتخارداشتم یکبارسال 60ویکبار61دریک موقعیتی بنام شهیدباغبانی بناشدما15روزآموزش فشرده ببینیم یک بعدازظهری که من خیلی خسته بودم وحالم هم خراب بودشهیدغلامرضایک دستی به سروصورتم کشیدوبا یک لحنی بامن سخن گفت که دودقیقه حرف زدن ایشان بطورکلی حال وهوایم راعوض کردصبح آنروزهنوزآفتاب نزده بودهواتاریک بودشهیدبراتپوربادوتادیگرازمربیان بایک شلیک مشقی ریختن داخل چادرهاوبشمارسه بایدپوتین هابسته بیرون صف کشیده باشیم شهیدبراتپورباهمان تدبیرفرماندهی وقتی دیدمن خسته ام فرمودامیری توبمان.بعدفهمیدم که شهیدغلامرضابه ایشان گفته بودفلانی فرزندشهیداست.ازانسانیت ودلاورئیهای شهدامن زبانم قاصراست یکروزدرهفته دفاع مقدس رئیس بنیادشهرمان آقای حیدری بااستاندا روتعدادی آمدن منزل ماآقای استاندارفرمودازشهدابخصوص پدرت برایمان صحبت کن من عرض کردم که ازشهداگفتن لازمه اولیه اش وضووطهارت جسم وزبان است داداش رض عزیزبیست سال است که دیگربرای سرکشی خانه مانیامدندامادروصف شهیدغلامرضاهمین بس که بایدبگویم چهره معصوم تواضع بیش ازحدایشان بادلاوری هایش همخوانی نداشت ایشان ازمعدودافرادی بودکه مانندشهیدشاهمرادی تاقلب دشمن حتی سنگرهای کمین دشمن میرفتندشهیدمحمودی ومحمودی هااماناتی بودنددرایام زندگی ماکه متاسفاته آنهارادورشناختیم من دست پسردلاورایشان رامیبوسم واگرشماباایشان مراوده ای داریدشماره حقیررابدهیدزمان تبلیغات انتخاباتی حداقل کارم این باشدخدمتی کوچک کرده باشم ...ازمدیریت محترم سایت هم ممنونم که شماره راحذف نفرمودندالتماس دعادارم ازهمه دوستان همنوعان التماسی خاص وویژه چراچون این نشستن عذابم داده واینجاتنگنایی است که دلم راهرساعتی بهم میریزدیاحق.


















ممنون از اینکه مخاطب همیشگی سایت هستید.
برادر افسری خواهان ارتباط با شما هستند.
در صورت امکان شماره تماس خود را برای سایت ارسال نمایید که در اختیار ایشان قرار گیرد.