19 مهر 1405 / ۲۸ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 109159
سه شنبه 22 اسفند 1402 , 09:51
سه شنبه 22 اسفند 1402 , 09:51


دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی
ایران؛ «هارتلندِ» جهان؛ فرصت سازی و فرصت سوزی
محمد تقی امینی
مارکوی فراموشکار
سیدمهدی حسینی
لزوم حمایت آموزشی از اتباع
علیرضا رجائی
این مسیر خودِ بنبست است!
دکتر امانالله دهقان فرد
شوک راهبردی در تنگه هرمز
حمیدرضا مرادی
ما کِی از خودمان فاصله گرفتیم
رضا کریمی


تنها سؤال پیرمرد ۱۰۲ ساله از همرزمان فرزند شهیدش
فاش نیوز - پیرمرد ۱۰۲ ساله از نراق تا قم آمده بود که همرزمان فرزند شهیدش را ببیند. همرزمان فرزندش دور او جمع شده بودند و هر کدام خاطرهای از حجتالله برایش تعریف میکردند. پیرمرد نگاهشان کرد و از آنها فقط یک سؤال پرسید.
اسفند ماه هر سال گردهمایی به همت رزمندگان اطلاعات عملیات شهر قم در دفاع مقدس برگزارمیشود؛ که فراخوان این گردهمایی از طریق گروه مجازی رزمنده آنلاین صورت میگیرد. امسال هم مثل سالهای گذشته این گردهمایی در حسینیهای که در نزدیکی حرم مطهر حضرت معصومه (س) و در جوار مزار ۶۰ شهید عملیات بیتالمقدس است، برگزار شد.مهمانان با لهجههای مختلف از استانهای قم، قزوین، اراک، سمنان، زنجان و چند نفری هم از شهرکاشان به این گردهمایی آمده بودند.
این گردهمایی یک مهمان خاص داشت که پدر شهید «حجتالله ایزدی» از شهر نراق بود. این پدر شهید که پیرمردی ۱۰۲ ساله است، روی ویلچر نشسته بود و همرزمان فرزندش را نظاره میکرد.محمود پاکنژاد، جواد صادقیان، حمید موحدی و ایوب مظفری که از نیروهای لشکر ۱۷ علیابن ابیطالب (ع) هستند، با دیدن پدر شهید ایزدی نزد او میروند. محمود پاکنژاد به پدر شهید میگوید: «پدرجان! حجتالله هنگام شهادتش چشم در چشم جواد صادقیان بود. حمید موحدی و ایوب مظفری هم برای آوردن جنازه فرزند شما روی مین رفتند و پای خودشان از دست دادند.»پدر شهید در سکوت معناداری همرزمان پسرش را نگاه میکند؛ دستش را بالا میبرد و از چشمهایش اشک جاری میشود. او پس از یک مکث طولانی چشم در چشم همرزمان فرزندش میشود و میپرسد: «این مدتی که جنازه پسرم در بیابان افتاده بود، حیوانهای بیابان سراغش نرفته بودند؟» محمود پاکنژاد که فردی توانمند در بیان است، از این سؤال جا میخورد و با لکنت زبان پاسخ میدهد: «پدرم! آن زخمهایی که روی بدن حجتالله دیدید علتش انفجار مین بوده و شهید شما اولین شهیدی بود که ما توانستیم از منطقه خارج کنیم.»
پدر شهید پس از ۳۶ سال زخمهای پیکر فرزندش را نتوانسته بود، فراموش کند و در طول این سالها فکر میکرد پیکر فرزندش پس از شهادت به زیرچنگال و دندانهای حیوانهای وحشی بیابان افتاده بود.بسیجی شهید حجت الله ایزدی فرزند عباس متولد اول فروردین سال ۱۳۴۵ در شهر نراق استان مرکزی به دنیا آمد.شهید ایزدی در دومین اعزام خود به جبهه، به عضویت سپاه در آمد و سرانجام بعد از چندین بار اعزام به جبهه در اسفند سال ۱۳۶۶ در عملیات والفجر ۱۰، منطقه حلبچه بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.
منبع: خبرگزاری فارس


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















