06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 112985
سه شنبه 23 مرداد 1403 , 12:16
سه شنبه 23 مرداد 1403 , 12:16


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


بهشت اینجاست!
فاش نیوز - مادر سردار شهید «حمید پرکار شیشوان» فرمانده گردان امیرالمؤمنین(ع) لشکر 31 عاشورا، درباره وی نقل کرده است:
حمید آنچنان شیفته سادگی و قناعت بود که اکثرا روی خاک نماز میخواند. روزی که تازه از جبهه برگشته بود به اتاق کوچکی که خالی از زیرانداز و فرش بود رفت و خواست به نماز بایستد. لاجرم برای این کار زیراندازی خواست که سجاده را بر روی آن پهن کند. تکه موکتی را برایش بردم و جلو پایش انداختم. اما وقتی چشمش به آن موکت افتاد پرسید این مال کیست؟ گفتم: «مال خواهرته که به امانت پیش ماست.» حمید گوشه موکت را جمع کرد و گفت: «مادر جان، موکت را بردار، نمیخواهم روی موکت دیگران نماز بخوانم.» گفتم: «حمید جان، خواهر که غریبه نیست، مگر چه عیبی دارد.» گفت: «نه مادر نمیخواهم.» موکت را جمع کردم و سجاده را به کف خالی اتاق انداخت، دیدم سرا پایش خاکی خواهد شد لذا چند گونی کهنه آوردم و پیش رویش گستردم. حمید روی گونیها نشست و گفت: «به به، واقعا بهشت اینجاست.» و از اتاق خارج شدم و لحظاتی بعد صدای سوزناکش را شنیدم که میگفت: «خدایا مرا دلبسته دنیا نکن و شهادت را نصیبم گردان.»
منبع: کیهان

















