سه شنبه 23 بهمن 1403 , 10:19




شکوه انقلاب و ژنوگرام!
با نام و یاد خدا؛ یکی از مهمترین مباحث در حوزه ی اندیشه و اجتماع موضوع در آمیختنِ اصلِ حاکمیتِ ذات اقدس الهی و حکمرانی دینی با سرشت و سرنوشت مردم است.
هرگاه کتاب انقلاب بهصورتی دقیقتر متن وانی شود، منطق درونی و نقشِ «ژنوگرام Genogram / شجرهنگاری(1)» پررنگتر پدیدار میشود.
یعنی در رهیافت و روشی کاواندیشانه نمیتوان از کنار روابط عاطفی و تأثیر معنادار آن بر تغییر و تحول سیاسی و اجتماعی، بیخبر گذشت؛ زیرا «در جهانبینی دینی، سیاست جزئی از مجموعۀ فکری است(2)» شأن و مقام سیاسی نیز الزاما وابسته به تعریفی است که دین در حوزۀ تمدن ایرانی و اسلامی ارائه میکند.
بر این اساس و بهلحاظ تبارشناسی، ارتباط نَسَبی امام خمینی(ره) و خَلَفِ صالح او به خاندان عصمت و طهارت(ع)، همراه با صداقت در گفتار و کردار، عامل اعتمادساز برای همرفتاریِ همدلانه شد.
همین امر انقلاب پرشکوه ایران را از سایر تحولات جهانی در قرن بیستم متمایز میسازد.
هر چند منبع موثقی که مورد وفاق همگان باشد در دسترس نیست، اما واژۀ ژنوگرام یا شجرهنگاری به گوش اهل فن آشناست و ناظر است بر «اثرِ اسرارآمیزِ معنویت؛ که به واقعیت روح بخشیده و آن را تقویت میکند.(3)»
معنویت برای سامان اندیشه، فضیلت و سرآمدی به ارمغان می آورد. ... از این منظر روابط عاطفی بر زیست سیاسی و هویت ملی و فرهنگ و جامعه(جهان اجتماعی) رخت آرمان میپوشاند تا از میزانِ تحقق و یا عدم دستیابی به آرمانها، سنگ محک بسازد.
بنا بر تحقیقات کیفی و پُردامنه، حتی کمرنگیِ تظاهر دینی در زندگی روزمرۀ برخی ایرانیان، گَردی بر روابط عاطفی و واقعی به خاندان عصمت و طهارت(ع) نمینشاند.
سلطۀ معنا و مفهوم "سیادت" بر این روابط، با واژۀ هژمونی در خوانش گرامِشیَن صورتبندی میشود....
اما امروز ژنوگرام که «دیدی جذاب نسبت به پُرباری و پویایی خانوادگی» در شجرهپژوهان ایجاد میکند مورد سوءاستفادۀ دانش سایبر قرار گرفته است.
جنب و جوش جاری در کلبۀ الکترونیک، برای اندود استبداد سیاه رضاخانی و فرزند ناخلف او که تقلید مسخرهای از امپراتوری ساسانی را سرلوحۀ خود قرار داده بود، همچنین تکاپوی آنورآبی برای نشاندن "شازدۀ بیتاج و ننۀ تاجدار" در جایگاه قدیسین و محترمین، نمونههای بارزِ این سوء استفاده است.
عجیبتر این که بعضی از مهرههای درماندۀ فرهنگی و بازیگرانِ بدخواه صحنۀ قدرت سیاسی و اقتصادی نیز در یک غلطاندیشیِ چندشآور، با صفحۀ صافِ وِبی، همصدا میشوند.
در همین راستا ضمن احترام به کارگزاران سیاسیِ مورد اعتماد و سختکوش، از منظر نگرش واقعگرایی در امر سیاست، باید گفت، حرف و عمل سیاست پیشهگان گاهی اوقات یکی نیست. اینک "زیستن در محیطی که هَردَم در تغییر است و ارزشهای متداولش همچون ریگِ روان، مدام در تحول!(4)"، برخی از جوانان فرهیخته و بافراست و هوشمند را با خصال خویشتن بیگانه ساخته است.
این سرمایه های اجتماعی از شاکلۀ رفتاری بعضی"خودژنبرتربین! و ارباب شریعت و علم و قانون که بهسانِ دکانداری قهار و سوداگری بیرحم رندوارانه، آرمانها را به دکانِ منفعت دنیا تبدیل کردهاند، بیزارند. خوب نبودن اما خوبی را تعلیم دادن، معالاسف بخشی از این سرمایه را دچار تضادی درونی و ناهنجاری عجیب ساخته است!
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
رفع مشکلات داخلی و معیشتیِ جامعهای با تاریخ قدسی که بر تارُک سامان اندیشۀ آن واقعۀ عاشورا میدرخشد؛ یعنی رخداد تَبَرُّکسازی که سرشار است از عزّت، شرف، افتخار، همت حماسه، غیرت، بزرگی، عظمت، زیبایی، آموزندگی، هدایت، الهام بخشی و ...، مرجعیت سیاسی را با مرجعیت مذهبی پیوند میزند، نیاز به همکاری مردمی بصیر و مسئولانی خستگیناپذیر دارد....
بهراستی که رفع مشکلات داخلی و معیشتی به هیچروی قابل قیاس با سختی سرنگونی حکومت بهظاهر پرقدرت طاغوت، و نیز نبرد تن با تانک در دوران مردآزمایی هشتساله و دفاع مقدس نمیباشد.
سرنخ:
1. مک گلدریک و دیگران؛ سنجش ومداخله در مشاوره ازدواج وخانواده درمانی
2. رجایی؛ تحول اندیشه سیاسی در شرق باستان
3. اقبال لاهوری؛ بازسازیِ اندیشه
4. شایگان؛ آسیا در برابر غرب
|| دکتر سیدمهدی حسینی

















