چهارشنبه 13 خرداد 1405 , 11:05




سالگرد رحلت حضرت امام خمینی رحمهالله علیه
از ارعاب و تهدید و قدرتهای دنیا نمیترسید
حضرت امام خمینی چنان روحیه و سیره و روشی داشتند که اگر حرف و راه و مسیری را حق تشخیص میدادند به حول و قوه الهی تا آخر پای آن میایستادند ولو یکّه و تنها بودند و این همان خصوصیتی بود که در نای جان ...
فاش نیوز - «...یک وقتی من از بعضی حرفهایی که شنیده بودم، وحشت کردم. رفتم خدمت ایشان، نزدیک غروب آفتاب بود و وضو گرفته بودند و مهیای نماز مغرب و عشاء. اجازه طلبیدم... ایشان چون عنایت بیشتری داشتند به ما اجازه دادند. مطلب را بهشان عرض کردم. فرمودند که من بر حرف خودم باقی هستم. عرض کردم: آقا شما را تنها میگذارند و نه تنها طرف شما دولت ایران، بلکه آمریکاست. فرمود: سعیدی، اگر جن و انس یک طرف باشند و من یک طرف، حرف همین است که میگویم، برو برگرد ندارد. من فهمیدم که نه، این یک قدرت دیگری است. ایشان دربند این نیست که یاوری باشد یا نباشد. مطلب را فهمیده و رویش هم ایستاده و بعد هم معلوم شد حق با ایشان است...»1

این جملات بخشی از سخنرانی آیتالله شهید سیدمحمدرضا سعیدی است که در 7 مهرماه 1346 در مسجد حضرت امام موسی بن جعفر(علیهالسلام) درباره خصوصیات حضرت امام خمینی رحمه الله علیه ایراد کردند. خصوصیات حضرت امام از زبان یکی از مریدهای مجاهد و نستوه و شجاع ایشان که بدون ترس و واهمه از دستگاه جهنمی ساواک، افشاگری و روشنگری میکرد، چنانکه همین سخنرانی را چندی پس از آزادی از زندان و بعد از خط و نشان کشیدنهای شکنجهگران آن سازمان مخوف انجام داد و کمتر از 3 سال بعد نیز به دلیل ادامه همین افشاگریها و سخنرانیها، دستگیر و در زیر شکنجههای قرون وسطایی ساواک به شهادت رسید.
آتیه بسیار درخشان این جوان
حضرت امام خمینی چنان روحیه و سیره و روشی داشتند که اگر حرف و راه و مسیری را حق تشخیص میدادند به حول و قوه الهی تا آخر پای آن میایستادند ولو یکّه و تنها بودند و این همان خصوصیتی بود که در نای جان شاگردان و یاران خویش و در دل نهضت و انقلاب اسلامی و مردم انقلابی رسوخ دادند که برای تحقق آرمانهای الهی اگرچه به ظاهر تنهای تنها باشند، فقط با اتکال به قدرت لایزال خداوند تبارک و تعالی در برابر همه قدرتهای مادی عالم بایستند.
این قوت و قدرت روحی و سلوک رفتاری امام خمینی در تمامی مراحل زندگی و درس و فعالیتهای دینی و انقلابی ایشان وجود داشت. از همان زمان درس و تحصیل و جوانی که گاهی به تهران میآمدند و به جلسه درس یا سخنرانی مرحوم مدرس در مجلس شورای ملی میرفتند و استحکام و شجاعت را از آن شهید میآموختند. مرحوم آیتالله جلالی خمینی از یاران امام درباره ویژگی اخلاقی و شجاعت ایشان حتی در دوران تحصیل خاطرهای نقل کرده و گفته است:
«... مرحوم آشیخ (شیخ عبدالکریم حائری یزدی بنیانگذار حوزه علمیه قم) وقتی که میخواست بحث کند، یک مقدار بلند صحبت میکرد. راوی میگفت یک شب دیدیم یک جوانی که تازه محاسن صورتش درآمده بود، آمد و نشست مقابل مرحوم آشیخ. به آشیخ گفت که آقا میشود از شما تقاضا کنیم وقتی درس میدهید، کمی آهستهتر صحبت کنید. ما در این حجره بغل داریم مطالعه میکنیم و سر و صدای شما نمیگذارد که مطالعه کنیم. این راوی میگفت که آشیخ یک نگاهی کرد و گفت چشم، آقا سید چشم! از این به بعد آهسته صحبت میکنم. آقا روح الله پا شد که برود، مرحوم آشیخ خیره به او نگاه کرد و گفت این جوان آتیه بسیار درخشانی در اسلام و در کشور خواهد داشت...»
هنوز دیر نشده است!
حضرت امام خمینی دوبار در دو تاریخ 15 خرداد 1342 و 13 آبان 1343، در منزلشان مورد هجوم جمع کثیری از مزدوران ساواک قرار گرفتند که شبانه به منزل ایشان هجوم برده و وقتی ایشان را نیافتند، به ضرب و شتم خدمه منزل پرداختند ولی حضرت امام خود به میان آنها رفته و فریاد زدند:
«روحالله خمینی منم، چرا این بیچارهها را میزنید!»
و در هر دوبار وقتی با اتومبیلهای ساواک، ایشان را به تهران منتقل میکردند و در واقع سرنوشت نامعلومی در مقابلشان قرار داشت و حتی امکان داشت در میانه راه قم به تهران، ایشان را به شهادت برسانند اما به گواهی اسناد و ماموران ساواک، آنکه در آن میان مضطرب بود و میترسید، همان ماموران بودند و نه امام که کاملا آرام و با قلبی مطمئن خود را به تقدیر و خواست الهی سپرده بود.
حضرت امام در زندان و حصر و در مقابل تهدیدات و سرنوشت نامعلوم پس از قیام پانزده خرداد 1342 (که حتی احتمال اعدام ایشان وجود داشت) کاملا آرام و مانند همیشه در مقابل شلتاقهای ساواک و از جمله سرهنگ مولوی بیتفاوت بودند.
امام در سخنرانی 13 خرداد 1342 خویش در مدرسه فیضیه، در مورد همین سرهنگ مولوی (که مسئول کماندوهای مهاجم به مدرسه فیضیه در 2 فروردین همان سال و ضرب و شتم و شهادت طلاب بود) فرمودند:
«... آن مردک آمد در مدرسه فیضیه، حالا اسمش را نمیبرم؛ آن وقت که دستور دادم گوشهایش را ببرند آن وقت اسمش را میبرم...»
دو روز بعد، در سحرگاه پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، امام را دستگیر و در سلولی زندانی کردند. شهید حاج آقا مصطفی خمینی از حضرت امام نقل کرده است:
در همان ساعتهای اول زندانی شدن، سرهنگ مولوی وارد شد و با همان ژست قلدرمآبانه و با لحن مسخرهآمیزی گفت: «آقا، تازگی دستور ندادهاید که گوش کسی را ببرند؟» او با این سخن خواسته بود نیش زهرآگین خود را بزند و به خیال خودش، با این طعنه، روحیه امام را تضعیف کند. ولی امام بعد از چند لحظه سرشان را بلند کردند و با لحنی مطمئن و محکم فرمودند: «هنوز دیر نشده است.»!
در کارهایش تردید نداشت
این نمونهای از روحیه و منشی بود که حضرت امام در سراسر عمر با برکت خویش داشتند. مرحوم آیتالله ممدوحی درباره این خصوصیت و ویژگی حضرت امام خمینی(رحمهْاللهعلیه) گفته است:
«... چه در بازداشت و زندان و چه در خانه خویش، آنگاه که تکیه بر دیوار اتاق خودش زده بود، یکجور حرف میزد. چه آن موقع که در معرض تهدید قطعی بود و تهدیدهای جدی متوجهاش بود، اعم از اینکه در خانهاش بریزند، ایشان را بگیرند، تبعیدش کنند و حتی بکشند.... در ایشان اثری نداشت. همان حرفی را میزد که در وقت آسایش. در وجود ایشان چند چیز ملحوظ بود؛ نهتردید در کار بود، با قاطعیت حرف میزد و نه تغییر در کار بود که در یک وضعیتی یک جور حرف بزنند و در وضعیت دیگر، جور دیگر. غالباً یک فرد سیاسی تا در خانهاش نشسته و تکیه به دیوار اتاقش زده و مریدهایش دورش هستند، یک جوری شخصیت دارد و حرفهایش را ارائه میکند، وقتی دستگیرش میکنند و یک مقدار تهدیدش میکنند و فشار به او میآورند، برنامههایش عوض میشود. اما امام اینچنین نبود...»2
بهنظر میآید از خود سخنرانیها، بیانیهها و نامهها و همچنین موضعگیریها و رفتار و سلوک حضرت امام خمینی(رحمه اللهعلیه) در طول 15 سال ایام مبارزه پیش از پیروزی انقلاب و 10 سال از دوران برپایی نظام جمهوری اسلامی به روشنی میتوان ویژگیها و خصوصیات ایشان را دریافت.
از آغاز، خطر اسرائیل را گوشزد کرد
امام خمینی از همان لحظات آغاز نهضت خویش، دشمن اصلی مردم ایران را صریح و روشن معرفی کردند و از نخستین اطلاعیههای و اعلامیههای خود، به خطر اسرائیل در قبضه کردن اقتصاد و مطبوعات و رادیو و تلویزیون در ایران پرداختند و علما و مردم را نسبت به آن هشدار دادند. از همان آغاز نهضت با استکبار آمریکا رویارو شده، شاه را نوکر او نامیده و در سخنرانی معروفشان علیه کاپیتولاسیون، رئیسجمهوری آمریکا را منفورترین فرد نزد ملت ایران خواندند.
ضمن اینکه ایشان به مردم و حضور آنها در صحنه نهضت، باوری عمیق داشتند، از همان دوران مبارزه که ملت را به نترسیدن از دستگاه جبار شاه و سرنیزههای او توصیه کردند و هر زمان با اطلاعیههای خود، پیشروی نهضت را پس از اراده الهی منوط به آگاهی و شرکت مردم میدانستند تا پس از پیروزی انقلاب که علی رغم رای مکرر مردم در طی راهپیماییهای میلیونی اما برقراری جمهوری اسلامی را موکول به رای مردم نمودند و دستور برگزاری رفراندوم را صادر و سنت مراجعه به آرای عمومی را از همان ابتدا در نظام نوپای برآمده از انقلاب اسلامی نهادینه کردند.
حتی وقتی قانون اساسی را خبرگان منتخب ملت نوشته و مصوب کردند، باز فرمان برگزاری همهپرسی برای تصویب نهائی قانون اساسی دادند و با برپایی مجلس شورای اسلامی به طور رسمی میزان را رای ملت اعلام نمودند.
این سنت و روش مردمی به جانشین برحق ایشان، امام شهید حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای هم رسید و ایشان هم با همان اتکال به خداوند و شجاعت و باور به رای و حضور مردم، همواره بر مردمسالاری دینی تاکید داشتند و پیگیری آن را در تمامی 37 سال ولایتشان مدنظر قرار دادند تا جایی که به اندازه رقم این سالها، در این کشور انتخابات برگزار شد و دولت و مجلس در اختیار جناحهای مختلف با سلیقهها و روشهای گوناگون قرار گرفت.
امام شهید خامنهای نیز همچون امام خمینی، همواره بر مقابله و ایستادگی در برابر استکبار آمریکا و نابودی اسرائیل تاکید داشتند و در نهایت نیز در نبرد مستقیم و به وسیله آنها به شهادت رسیدند.
|| دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- نهضت امام خمینی- جلد دوم- سید حمید روحانی- مؤسسه چاپ و نشر عروج- چاپ پنجم- زمستان 1381- صفحه 849
2- مصاحبه با آیتالله ممدوحی- مجموعه مستند «راز یک نقش»- قسمت 26- تیرماه 1388- شبکه خبر

















