شناسه خبر : 125847
شنبه 27 تير 1405 , 10:47
اشتراک گذاری در :

وقتی شهید از پروازش خبر داشت

فاش نیوز - شهید رضا قاسمی سعادتمند پیش از آخرین اعزام به جبهه، با طلب حلالیت از خانواده و سپردن دفترچه خاطرات خود به خواهرش، از نزدیک بودن شهادتش سخن گفت؛ روایتی که تنهاپنج‌روز بعد با شهادت این رزمنده دفاع مقدس به حقیقت پیوست.

خبرگزاری فارس، قم:گاهی یک جمله، سال‌ها در ذهن یک خانواده باقی می‌ماند؛ جمله‌ای که در لحظه شاید تنها یک خداحافظی به نظر برسد، اما چند روز بعد به حقیقتی تلخ‌وشیرین تبدیل شود، روایت آخرین وداع شهید رضا قاسمی سعادتمند، از همان روایت‌هایی است که عطر ایمان، اخلاص و یقین به وعده الهی را در خود دارد.خانه آرام بود، اما حال و هوای آن روز با همیشه فرق داشت، وسایل اعزام آماده شده بود و رضا قاسمی سعادتمند برای آخرین بار لباس رزم بر تن می‌کرد.نگاهش آرام بود، اما در چشمانش می‌شد شوق دیداری را خواند که تنها مردان خدا آن را درک می‌کنند.
پیش از حرکت، تک‌تک اعضای خانواده را در آغوش گرفت. با مهربانی از همه خواست اگر از او رنجشی دیده‌اند، حلالش کنند، این درخواست برای خانواده تازگی نداشت؛ بسیاری از رزمندگان پیش از اعزام چنین می‌گفتند، اما این بار لحن رضا رنگ دیگری داشت؛ گویی دلش از سفری بی‌بازگشت خبر می‌داد.او دفترچه‌ای را که خاطرات و دل‌نوشته‌هایش در آن نوشته شده بود، به خواهرش سپرد و از او خواست آن را نزد خود نگه دارد، سپس با آرامشی عجیب جمله‌ای بر زبان آورد که هیچ‌کس تصور نمی‌کرد تنها چند روز بعد تعبیر شود.
بعد از شهادتم، این دفترچه را بخوانید... این دفعه حتماً شهید می‌شوم.
اعضای خانواده تلاش کردند فضای خانه را با لبخند و امید همراه کنند، شاید تصور می‌کردند این سخنان، تنها آرزوی همیشگی یک بسیجی عاشق شهادت است؛ جوانی که بارها راهی جبهه شده و هر بار سالم بازگشته بود.اما این بار تقدیر الهی چیز دیگری نوشته بود، تنها پنج‌روز از اعزام این رزمنده مؤمن گذشته بود که خبر رسید؛ خبری که اگرچه دل‌ها را شکست، اما وعده‌ای را که شهید داده بود، به حقیقت تبدیل کرد، رضا قاسمی سعادتمند به آرزوی دیرینه خود رسید و با نثار جان خویش، نامش را در دفتر پرافتخار شهدای دفاع مقدس جاودانه کرد.
اکنون وقتی خانواده، دفترچه خاطرات او را ورق می‌زنند، هر صفحه یادآور ایمان، اخلاص و دلدادگی جوانی است که دنیا را پلی برای رسیدن به معبود می‌دانست، آخرین جمله‌های او، تنها یک پیش‌بینی نبود؛ نشانه‌ای از قلبی بود که به وعده الهی یقین داشت و خود را برای دیدار پروردگار آماده کرده بود، روایت شهید رضا قاسمی سعادتمند، تنها یک خاطره از روزهای دفاع مقدس نیست؛ بلکه سندی زنده از فرهنگ ایثار و شهادت است. فرهنگی که در آن، رزمندگان پیش از آنکه به میدان نبرد بروند، با طلب حلالیت، دل خود را از هر تعلق دنیایی پاک می‌کردند و با توکل به خدا قدم در مسیری می‌گذاشتند که پایانش یا پیروزی بود یا شهادت.
وصیت‌نامه‌ها و خاطرات شهدا، امروز نیز چراغ راه نسل جوان هستند، در روزگاری که هجمه‌های فرهنگی و جنگ نرم، باورهای جامعه را هدف گرفته است، مرور زندگی شهیدانی چون رضا قاسمی سعادتمند یادآور این حقیقت است که امنیت، آرامش و عزت امروز ایران اسلامی، حاصل ازخودگذشتگی مردانی است که بی‌هیچ چشمداشتی از جان خود گذشتند.
آخرین وداع شهید رضا، تنها خداحافظی یک فرزند با خانواده نبود؛ آغاز سفری بود که پایانش آسمان شد. او رفت، اما جمله‌ای که در آخرین لحظات بر زبان آورد، برای همیشه در حافظه تاریخ ماندگار شد: این دفعه حتماً شهید می‌شوم.
جمله‌ای که تنها پنج‌روز بعد، با خون سرخ او امضا شد و به یکی از ماندگارترین روایت‌های دفاع مقدس تبدیل گشت.
اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi