شنبه 27 تير 1405 , 13:30




بحران هرمز؛ از میانجیگری تا بازگشت تنش
فاش نیوز - یادداشت حاضر، با اتکا به گزارشهای رسانهای منتشرشده تا ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ و با تفکیک میان دادههای خبری و برداشت تحلیلی نویسنده تنظیم شده است. برخی ارزیابیها ماهیت تحلیلی و سناریومحور دارند و نباید بهمنزلهٔ بیان واقعیتهای اثباتشده تلقی شوند.
۱. زمینهشناسی بحران؛ بازخوانی یک افول دیپلماتیک
بر اساس روایت ارائهشده در منابع خبریِ مورد استناد، به نظر میرسد تشدید تنشهای تیرماه ۱۴۰۵، بیش از آنکه یک واکنش صرفاً میدانی باشد، ریشه در محاسبات راهبردیِ دو طرف در بستر تحولات سیاسی و امنیتی داخلی ایران و تغییر احتمالی در موازنهٔ قدرت منطقهای داشته است. در این چارچوب، موضوع کنترل بر تنگه هرمز بار دیگر به عنوان محور اصلی مناقشه برجسته شده است.
گاهشمار رخدادها (بر اساس تیترها و گزارشهای مقدماتی روزنامههای پاکستان در ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶):
· اوایل سال ۲۰۲۶: وقوع حملات ترکیبی و تحولات متعاقب آن (از جمله تغییرات ساختاری در ایران) که در منابع خبری بهعنوان نقطهٔ عطف بحران فعلی به آن اشاره شده است.
· خرداد ۱۴۰۵: اعلام خبر توافق ۱۴ مادهای با میانجیگری پاکستان و گشایش موقت تنگه (هرچند جزئیات کامل این توافق و پایبندی طرفین به آن بهطور مستقل تأیید نشده است).
· اوایل تیر: برگزاری مراسم گسترده در تهران و تشدید فضای احساسیِ مرتبط با تحولات پیشین.
· ۷ تیر: گزارشهایی از حملات مجدد نیروهای آمریکایی به بهانهٔ «تأمین امنیت کشتیرانی» منتشر شد.
· ۱۳ تیر: بر اساس گزارش «نیوز» و «اکسپرس تریبون»، دونالد ترامپ با لحنی یکجانبه، خود را «حافظ تنگه هرمز» خواند و طرح اخذ عوارض ۲۰٪ از کشتیها را مطرح کرد.
· ۱۴ تیر: منابع خبری از پاسخ موشکی ایران به پایگاههای منطقهای آمریکا و اعلام بسته بودن تنگه تا «پایان تجاوز» خبر دادند.
· ۱۵ تیر: روزنامههای «داون» و «نیوز» از عقبنشینی ترامپ از طرح عوارض و جایگزینی آن با پیشنهاد سرمایهگذاری کلان کشورهای عربی در آمریکا گزارش دادند.
نکتهٔ تحلیلی: الگوی اعلام موضع حداکثری و عقبنشینی ۴۸ساعتهٔ ترامپ را میتوان جلوهای از راهبرد چانهزنی فشارـامتیاز تفسیر کرد؛ یعنی تلاش برای دریافت امتیازات اقتصادی از متحدان منطقهای (عربستان و امارات) در ازای چشمپوشی از اخذ عوارض مستقیم.
۲. هستهٔ مناقشه؛ اختلافی حقوقی در بستر رقابتهای ژئوپلیتیک
در جدول زیر، دیدگاههای اصلیِ دو طرف در خصوص رژیم حقوقی تنگه هرمز بهصورت مقایسهای ارائه شده است:
مؤلفه دیدگاه جمهوری اسلامی ایران دیدگاه آمریکا و برخی کشورهای غربی
مبنای حقوقی تأکید بر حاکمیت بر بخشهایی از آبهای ساحلی بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) تأکید بر رژیم «عبور ترانزیتی» برای تنگههای مورد استفاده برای ناوبری بینالمللی
مدیریت تنگه اصرار بر مدیریت اشتراکی با کشور همسایه (عمان) اصرار بر آزادی کشتیرانی بدون عوارض یکجانبه
ابزار فشار بستن تنگه بهعنوان اهرم واکنش به تحریمها و تهدیدات نظامی اعمال محاصره دریایی و تحریمهای نفتی فراگیر
هزینهٔ عبور تأکید بر نقش کشورهای ساحلی در مدیریت امنیت و ترتیبات عبور دریایی رد هرگونه عوارض غیر از تعرفههای بینالمللی متعارف
نکتهٔ حقوقی: رژیم حقوقی تنگه هرمز همچنان محل اختلاف میان تفسیرهای مختلف از حقوق بینالملل دریاها و رویهٔ دولتهاست و اجماع کاملی دربارهٔ نحوهٔ اعمال برخی مقررات آن وجود ندارد. این ابهام، بستر مناسبی برای بروز چالشهای سیاسی و نظامی فراهم کرده است.
۳. راهبرد بازیگران؛ اهداف، فرصتها و محدودیتها
الف) جمهوری اسلامی ایران: انتقال گفتمان از «هستهای» به «حاکمیت»
بر اساس این تحلیل، انتخاب زمانِ تشییع پیکر مطهر حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) برای مقابله با طرح آمریکا (احداث کریدور جایگزین در سمت عمان) احتمالاً یک ابتکار راهبردی برای تغییر موضوع مناقشه بوده است. با انتقال محور بحث از «برنامهٔ هستهای» به «حق کنترل بر آبراه ساحلی»، ایران کوشیده است بازی را به زمینی بکشاند که در آن برگ برندهٔ جغرافیایی دارد.
ب) آمریکا و رویکرد ترامپ: فشار حداکثری در پوشش معاملهگری
به نظر میرسد دولت ترامپ بهدنبال مهار هزینههای مستقیم مداخله نظامی در غرب آسیا و تأمین منافع اقتصادی از طریق فشار بر متحدان ثروتمند منطقه است. طرح اخذ عوارض ۲۰٪ را میتوان حرکتی برای حداکثرسازی تهدید و سپس عقبنشینی بهمنظور اخذ تضمینهای سرمایهگذاری ارزیابی کرد.
ج) رژیم جعلی صهیونیستی: نقشآفرینی در حاشیهٔ تنش
برخی تحلیلگران معتقدند افزایش تنش منطقهای میتواند در راستای منافع امنیتی رژیم جعلی صهیونیستی در مهار ایران و متحدان منطقهای آن قرار گیرد؛ هرچند میزان نقشآفرینی مستقیم تلآویو در این روند نیازمند شواهد بیشتری است. بر اساس برخی گزارشهای رسان
رجاء: های که هنوز بهطور مستقل تأیید نشدهاند، این رژیم که در آن مقطع بخشهایی از لبنان را در اشغال داشت، از افزایش تنش در خلیج فارس برای تضعیف محور مقاومت و منحرف کردن افکار عمومی از اقدامات خود در شامات سود برده است. با این حال، محافظهکاریهایی در پذیرش بیقیدوشرط جنگندههای آمریکایی در پایگاههای خود (در صورت صحت)، نشاندهندهٔ تمایل این رژیم به «جنگ نیابتی» بهجای درگیری مستقیم و تمامعیار است.
د) کشورهای عربی خلیج فارس: سرمایهگذاری در برابر امنیت
ترامپ با جایگزین کردن «سرمایهگذاری» بهجای «عوارض»، عملاً بار تأمین امنیت تنگه را به دوش کشورهای عربی انداخته است. این کشورها در موقعیت دشواری قرار دارند: همراهی با واشنگتن میتواند خشم تهران را برانگیزد و همراهی نکردن، حمایت نظامی آمریکا را با تردید مواجه کند.
۴. معمای پاکستان؛ از میانجیگریِ موقت تا حاشیهنشینیِ تحمیلی
فروپاشی سریع توافق ۱۴ مادهای (که تنها چند هفته پیش با اعلام میانجیگری اسلامآباد مطرح شده بود)، پاکستان را در موضعی آسیبپذیر قرار داده است:
· هزینهٔ اعتباری: اعتبار دیپلماتیک یک میانجی به «پایداری» توافق حاصلشده گره خورده است. سقوط این تفاهم، کفهٔ ترازوی پاکستان را در نقشآفرینیهای آتی منطقهای سبکتر کرده است.
· محدودیتِ گفتمان: پاکستان در واکنشهای رسمی خود، ناچار به استفاده از عباراتی همچون «نگرانی عمیق» است، چراکه هم با آمریکا (شریک امنیتی مهم) و هم با ایران (همسایهٔ راهبردی) روابط حساسی دارد.
· آسیبپذیری جغرافیایی: بر اساس گزارشهای اولیه، دو نفتکش حامل محمولههای نفتی ایران مسیر خود را بهسمت کراچی تغییر دادهاند. هرچند احتمالاً این یک اقدام موقتی برای پناهندگی از منطقهٔ جنگی است، اما نشان میدهد که آبهای پاکستان بهطور غیرمستقیم به حاشیهٔ درگیری کشیده شدهاند.
· کنارگذاشته شدن از معادلهٔ اصلی: مقامات ایرانی در روزهای اخیر بر ماهیت «دوجانبه» (ایران-عمان) مسئلهٔ هرمز تأکید داشتهاند که عملاً نقش اسلامآباد را در این پروندهٔ خاص کمرنگ میکند.
۵. چشمانداز و سناریوهای محتمل
ارائهٔ پیشبینی دقیق از تحولات نظامی و اقتصادی دشوار است، اما بر اساس روندهای موجود میتوان چند سناریو را ترسیم کرد:
· سناریوی محتمل (تداوم تنشِ کنترلشده): درگیری نظامی در سطحِ «تجاوز و تلافی» محدود باقی میماند و تنگه بهصورت مقطعی باز و بسته میشود. قیمت نفت در نوسان شدید باقی میماند و در صورت تداوم تنشها و با در نظر گرفتن سایر متغیرهای عرضه و تقاضا، احتمال افزایش آن به کانال ۱۰۰ دلار دور از انتظار نخواهد بود.
· سناریوی خوشبینانه (بازگشت به دیپلماسی): فشارهای اقتصادی بر آمریکا و تهدیدات امنیتی بر متحدان عربی، دو طرف را ناچار به پذیرش یک «آتشبس جدید» با شروط سختگیرانهتر میکند. در این حالت، بحث «مدیریت اشتراکی تنگه» با نظارت سازمان ملل ممکن است دوباره روی میز آید.
· سناریوی بدبینانه (سرایت منطقهای): در صورت اشتباه محاسباتی و هدفگیری تأسیسات انرژی عربستان یا امارات توسط نیروهای نیابتی، دامنهٔ درگیری به کل منطقه گسترش مییابد و پاکستان نیز بهعنوان همسایهٔ شرقیِ خلیج فارس، با چالشهای امنیتی بیسابقهای مواجه خواهد شد.
جمعبندی
بحران هرمز بار دیگر نشان داد که این آبراه، صرفاً یک مسیر انتقال انرژی نیست؛ بلکه نقطهٔ تلاقی حقوق بینالملل، امنیت منطقهای و رقابت قدرتهای بزرگ است. تا زمانی که میان برداشت ایران از حاکمیت ساحلی و برداشت غرب از آزادی کشتیرانی شکاف وجود داشته باشد، هر توافقی بدون ایجاد سازوکار پایدار امنیتی، در معرض بازگشت بحران خواهد بود.
در این میان، پاکستان که در خردادماه خود را در جایگاه یک میانجی فعال میدید، اکنون بیش از گذشته با محدودیتهای نقشآفرینی دیپلماتیک و پیامدهای ژئوپلیتیکی این بحران روبهروست. آیندهٔ نقش اسلامآباد تا حد زیادی به توان آن در حفظ توازن میان روابط با تهران، واشنگتن و کشورهای عربی وابسته خواهد بود.
|| علیرضا رجائی
منابع مورد استفاده و گزارشهای پایه:
· Dawn، ۱۵ July ۲۰۲۶.
· The News International، ۱۵ July ۲۰۲۶.
· The Express Tribune، ۱۵ July ۲۰۲۶.
· The Nation (Pakistan)، ۱۵ July ۲۰۲۶.

















