شنبه 23 خرداد 1405 , 10:20




سالگرد آغاز فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸
کودتایی که برای خرداد ۸۸ طراحی شد
در این گزارش تکاندهنده معلوم میشود که اگر خدای ناکرده فتنهگران در اجرای طرح کودتای مخملی خود موفق میشدند، با اتفاقات کنترل نشده بعدی سرزمین ما بایستی در انتظار یک جنگ تمام عیار و دخالت نظامی خارجی میبود. آنچه در سال ۱۴۰۴ به طور برعکس به مرحله اجرا درآمد و قرار بود ...
فاش نیوز - «...این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت. خیال کردند ایران هم گرجستان است. یک سرمایهدار صهیونیست آمریکایی، طبق ادعای خودش که در رسانهها، در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من 10 میلیون دلار خرج کردم در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم، حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم. احمقها خیال کردند جمهوری اسلامی... ایران...این ملت عظیم... با کجا مقایسه میکنید ایران را؟ مشکل دشمنان ما این است که ملت ایران را هنوز هم نشناختند...»

این جملات، بخشی از خطبههای امام شهید حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای در اولین نمازجمعه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و در 29 خرداد 1388 بود که طرح و برنامههای کانونهای صهیونی برای به اغتشاش کشاندن کشور و به راه انداختن یک کودتای مخملی را افشا مینمود.
کودتای مخملی پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1388، نتیجه منطقی طرح تهاجم فرهنگی بود که بعد از پایان جنگ تحمیلی و از سال 1368 با قوت و قدرت از سوی مراکز استعماری خارج کشور شروع شد و بعدا در شکل و شمایل شبیخون فرهنگی و بالاخره ناتوی فرهنگی ادامه پیدا کرد. برای کودتای مخملی سال 1388 از چند سال قبل تدارکات بسیاری دیده شد که بعضا برخی اسناد آن از سوی رسانهها و خبرنگاران مستقل منتشر گردید.
اعتراف جبهه متحد ضدانقلاب
علاوه بر شواهد و قرائن بسیار زیاد مبنی بر جریان یک کودتا یا انقلاب مخملی در حوادث پس از انتخابات سال 1388، حرفهای علنی و مستقیم محافل خارج کشور، خود تاکید مجددی بر این واقعیت بود. مثلا:
منوچهر ساچمهچی (منشه امیر)، گوینده رادیو اسرائیل:
«...یکی سبز پوشیده، یکی زرد پوشیده و یک حال و هوائی مثل جاهایی مثلا جمهوری اوکراین یا لهستان و مانند آن، پیش از انقلاب مخملی حکمفرماست...»
داریوش همایون، وزیر اطلاعات رژیم شاه در مصاحبه با رادیو صدای آمریکا (VOA):
«...انقلاب مخملی آرزوی ماست، هدف تظاهرکنندگان است، هدف این خیزش است...»
عنایت فانی، مجری تلویزیون فارسی بیبیسی:
«...همه اعتراضات بهانهای است برای یک انقلاب مخملی و تغییر نظام جمهوی اسلامی...»
علی آلفونه، عضو بنیاد آمریکن اینترپرایز:
«...دولت ایالات متحده آمریکا، قصدش تغییر نظام جمهوری اسلامی هست...»
علیرضا نوریزاده، ضد انقلابی فراری:
«... ما باید کاری کنیم که این موج از حرکت باز نایستد، سبز پوشیدند، سیاه پوشیدند یا... مهم این است که موج از حرکت باز نیفتد...»
تجربه یک مسیر تکراری
برای این کودتای مخملی، استراتژی تکراری خود را برروی میز قرار دادند که مانند سایر موارد مشابه در کشورهای دیگر مراحل آشنایی را دربر میگرفت، از جمله: «تشکیک در سلامت انتخابات و القاء تقلب در آن»، «اعلام پیروزی در انتخابات قبل از آغاز یا پیش از پایان آن»، «زمینهسازی برای اعتراض به نتیجه انتخابات»، «بازی با رنگها» و... یعنی همان برنامههایی که در کودتاهای مخملی گرجستان و اوکراین و مانند آن جواب داده بود.
در این باره پال رابرتس معاون اسبق وزارت خزانهداری آمریکا در مصاحبه اختصاصی با مجله آمریکایی «فارین پالیسی» گفت:
«... همه آشوبهای ایجاد شده در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری، توطئه آمریکا برای بیاعتبار و منزوی کردن ایران بود تا این کشور را به زانو درآورد. چرا که به عنوان مثال «کنت تیمرمن» که یک نومحافظهکار است و ریاست بنیاد ملی برای دموکراسی(NED) را برعهده دارد، روز 11 ژوئن یعنی پیش از برگزاری انتخابات در ایران نوشت: «صحبت از یک انقلاب سبز در ایران است.»
پال رابرتس در همان مصاحبهاش با مجله فارین پالیسی ادامه داد:
«...به عبارت دیگر قبل از رأیگیری چیزی آماده شده بود که باعث میشود به خودجوش بودن اعتراضات شک کنیم. چون تیمرمن در ادامه نوشته بود: NED در طول دهه گذشته میلیونها دلار را صرف گسترش انقلاب «رنگی» در کشورهایی همچون اوکراین و صربستان کرده و تکنیکهای ارتباطی و سازمانی مدرن را به کارگران آموزش داده است. بخشی از این پول به دست حامیان موسوی رسیده است...»
این ادعا را سخنان «لرد بالتیمور» تحلیلگر ارشد غربی در پایگاه خبری «خانه شفافسازی اطلاعات» درباره نحوه تامین مالی ایجاد اغتشاش و انقلاب رنگی در ایران نیز تایید کرد.

طراحی کودتا از انستیتو بروکینگز
اما مهمترین سند درباره تدارک انقلاب یا کودتای مخملی در ایران، در ژوئن 2009، توسط مرکز تحقیقات پیشرفته ضد تروریسم و در پایگاه اطلاعرسانی رسمی اینترنتیشان انتشار یافت. در این سند رسمی بخشها و ابعادی از پروژه موسوم به «کدام راه به سمت ایران؟» ارائه شده بود که نشان میداد، کودتای مخملی سال 2009 ایران در اندیشکده آمریکایی «بروکینگز» طراحی شده است.
درباره جایگاه و اهمیت «انستیتو بروکینگز» باید گفت که این مؤسسه همان نقشی را در اخذ تصمیم برای حزب دموکرات به ریاست جمهوری اوباما ایفا میکرد، که «انستیتو آمریکن اینترپرایز» برای دولت جمهوریخواهان به رهبری «جرج بوش» برعهده داشت. بر اساس آنچه در پایگاه اطلاعرسانی مرکز تحقیقات پیشرفته ضد تروریسم، مرکز سابان وابسته به اندیشکده آمریکایی «بروکینگز» انتشار یافت، این مرکز درگزارش مفصل خود، راهکارهای لازم برای کودتای مخملی در ایران و حمایت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحی کرده بود.
این مرکز که توسط میلیاردر صهیونیست به نام «حییم سابان» راهاندازی شده است، در یک گزارش مفصل 60 صفحهای، راهکار اغتشاش عمومی و گسترش آن و سپس استمرار تا مرحله فروپاشی را نشان میداد. مرکز سابان در این گزارش، ضمن بررسی گزینههای مختلف آمریکا برای مقابله با ایران، در کنار گزینههای مطرح سیاسی و نظامی، موضوع تغییر حکومت از طریق کودتای مخملی و با ایجاد اغتشاش و هدایت آن توسط اپوزیسیون، تا مرحله فروپاشی و سپس حمله نظامی و اشغال کشور را مناسبترین گزینه تشخیص داده است.
مسیری در جهت معکوس کودتای 1404
در این گزارش تکاندهنده معلوم میشود که اگر خدای ناکرده فتنهگران در اجرای طرح کودتای مخملی خود موفق میشدند، با اتفاقات کنترل نشده بعدی سرزمین ما بایستی در انتظار یک جنگ تمام عیار و دخالت نظامی خارجی میبود. آنچه در سال 1404 به طور برعکس به مرحله اجرا درآمد و قرار بود با حمله نظامی، راه اغتشاشات و به راه افتادن آشوبها باز شود! گویا در طی این سالها دریافتند که اپوزیسیون ایران اساسا جرات و توان به میدان آمدن را ندارد!! و به سرعت توسط مردم جارو میشود!!
گزارش انستیتو بروکینگز توسط شش تن از استراتژیستهای وابسته آن به نامهای «کنتام پولاک»، مدیر سابان؛ «مارتین ایندایک»، سفیر اسبق آمریکا در سرزمینهای اشغالی؛ «دانیل ال بای من»؛ «سوزان مالونی»؛ «مایکل. ای. اُ.هانلون» و «بروس ریدل» تهیه شد.
فصل ششم این گزارش به عنوان «انقلاب مخملی»، مناسبترین راه برای تغییر حکومت را حمایت گسترده از کودتای مخملی در ایران دانسته و در ادامه نیز آن را بهترین راهحل مشکلات آمریکا با ایران معرفی کرده بود که کمترین هزینه را دربر داشت.
نویسندگان این گزارش هدف اصلی گزینه کودتای مخملی را براندازی حکومت ایران و ایجاد حکومتی که بیشترین همراهی را با منافع آمریکا داشته باشد، عنوان کرده و گفته بودند تعامل با اپوزیسیون داخلی جمهوری اسلامی، برگ برندهای در دست آمریکاست که از طریق آن به ایران فشار وارد ساخته و رفتار حکومت ایران را تغییر دهد. در ادامه این گزارش چهارچوب زمانی این سناریو مشخص شده و آمده بود:
«انقلاب مخملی نیازمند وجود رهبران محلی در صحنه است و لذا چارچوب زمانی آن منوط به شرایط حادث شده و پیدایش این رهبران محلی، در آن شرایط خاص است که ممکن است در چند هفته یا چند سال پدید آید.»
نکته قابل تامل اینکه پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل در اسفند 1404 به ایران که میخواستند طی 3 روز، کار نظام جمهوری اسلامی را تمام کند، اما برای آلترناتیو وجانشینی آن، سرکرده آمریکایی اظهار داشته بود که چندان نظر مساعدی نسبت به گزینههای خارجنشین از جمله رضا پهلوی نداشته و به افرادی در داخل کشور نظر دارد!
این کودتا نیز شکست خورد

در اجرای این طرح بود که فتنهگران با چراغ سبزهای متعدد و هدایت گام به گام محافل وابسته، در روز قدس سال 88 به میدان آمدند و شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» را سر دادند روز 16 آذر هم آمدند و شعار «جمهوری ایرانی» سر دادند تا اینکه بالاخره...
بالاخره در عاشورای 88، آنچه نباید انجام میدادند را انجام دادند و به عزاداری و عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین(ع) حمله کرده و خیمهها و تکایای عزاداری را به خاک و خون کشیدند، دست زدند و سوت کشیدند و آنچه سالهای سال به صورت عقده در دل خود و اربابانشان مانده بود را داد زدند و بر علیه عمود خیمه انقلاب شعار دادند...
اما همه این طرح و برنامهها و تدارکات 20 ساله و تحرکات 10 ساله و 5 ساله و صرف بودجههای میلیاردها دلاری، به فضل الهی و با درایت رهبری انقلاب و با به صحنه آمدن مردم انقلابی این مرز و بوم، فروپاشید و به هم ریخت. مردم با بصیرت مسلمان، پس از 8 ماه تحمل و مدارا، دیگر نتوانستند جسارت و گستاخی فتنهگران را نسبت به ساحت مقدس سرور و سالار شهیدان تاریخ تحمل کنند و بدون هیچگونه هماهنگی و برنامهریزی سیستماتیک و از پیش اعلام شده، در 9 دی ماه، عاشورایی و حسینی به میدان آمدند.
کار تمام شد و فتنهای دیگر علیه اسلام و انقلاب و ایران درهم پیچیده شد.
|| دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان

















