شناسه خبر : 127491
یکشنبه 05 مهر 1405 , 07:41
اشتراک گذاری در :
ادبیات ایثار و شهادت

تنگه هرمز، مطالبه خیابان و پاسخ‌گویی دولت

فاش نیوز - اظهارات اخیر رئیس‌جمهور درباره طرح هفت‌روزه و بازگشایی تنگه هرمز، اگر قرار است به تصمیمی عملی یا بخشی از یک توافق سیاسی تبدیل شود، پیش از هر چیز به توضیحی روشن نیاز دارد:  مبنای این طرح چیست؟ چه امتیازی در برابر آن گرفته می‌شود و نسبت آن با مطالبات اعلام‌شده مردم و شروط رسمی نظام کجاست؟ در شرایطی که بنا بر گزارش‌ها و روایت‌های میدانی، جمعی از مردم بیش از ۲۰۰ شب در خیابان حضور داشته‌اند و خواستار پیگیری مطالبات خود هستند، سکوت درباره نسبت این مطالبات با تصمیم‌های دیپلماتیک، خود به مسئله‌ای سیاسی تبدیل می‌شود. مسئله فقط باز یا بسته‌بودن یک گذرگاه دریایی نیست؛ مسئله، شفافیت، پاسخ‌گویی و روشن‌بودن حدود اختیار و تعهدات است.
در سیاست، گاهی یک جمله بیش از یک مصوبه اثر می‌گذارد؛ نه به این دلیل که الزاماً سرنوشت‌ساز است، بلکه چون پرسش‌هایی را پیش می‌کشد که پاسخی برایشان داده نشده است. سخنان اخیر مسعود پزشکیان درباره طرح هفت‌روزه و موضوع بازگشایی تنگه هرمز از همین جنس است. اگر این سخنان صرفاً بیان یک پیشنهاد یا موضع اولیه بوده، باید دقیقاً همین‌طور توضیح داده شود. اما اگر از تصمیمی اجرایی، تعهدی متقابل یا بخشی از توافقی بزرگ‌تر حکایت دارد، افکار عمومی حق دارد بداند جزئیات آن چیست و چه تضمین‌هایی برای حفظ منافع ملی در نظر گرفته شده است.

ابهام، جای سیاست‌گذاری را نمی‌گیرد  
طرح هفت‌روزه دقیقاً چه مراحلی دارد؟ طرف‌های آن چه کسانی‌اند؟ بازگشایی تنگه در چه چارچوبی تعریف می‌شود؟ در برابر آن چه چیزی دریافت یا تضمین خواهد شد؟ و اگر طرف مقابل به تعهداتش عمل نکرد، سازوکار بازگشت از توافق چیست؟ این‌ها پرسش‌های جناحی یا احساسی نیستند؛ حداقل پرسش‌های لازم درباره هر تصمیمی‌اند که به امنیت ملی، منافع اقتصادی و اعتبار سیاسی کشور مربوط می‌شود.

تنگه هرمز نه ابزار تبلیغاتی است و نه موضوعی که بتوان درباره آن با عبارت‌های مبهم افکار عمومی را به انتظار گذاشت. هر موضعی درباره آن باید سنجیده، مستند و هماهنگ با مراجع تصمیم‌گیر کشور باشد. اگر دولت صرفاً از یک پیشنهاد سخن گفته، باید مرز میان «پیشنهاد»، «مذاکره» و «تصمیم» را روشن کند. اگر هم تصمیمی در میان است، توضیح درباره مبانی و پیامدهای آن دیگر انتخابی نیست؛ بخشی از مسئولیت دولت در برابر مردم است.

خیابان را نمی‌توان از معادله حذف کرد
در کنار بحث تنگه هرمز، مسئله مهم‌تر، نسبت این گفت‌وگوها با مطالبات مردمی است که بنا بر روایت‌های مطرح‌شده، بیش از ۲۰۰ شب در خیابان حضور داشته‌اند. طولانی‌شدن یک مطالبه، آن را خودبه‌خود به اجماع ملی تبدیل نمی‌کند؛ اما به همان اندازه، نمی‌توان آن را با سکوت، بی‌اعتنایی یا چند جمله کلی از دستور کار خارج کرد. دولت باید روشن کند این مطالبات را چگونه شنیده، چه اقداماتی برای پیگیری آن انجام داده و چه نهادی مسئول پاسخ‌گویی است.
اگر مطالبه اصلی مردم خون‌خواهی، پیگیری حقوقی و روشن‌شدن ابعاد یک جنایت است، این خواسته نباید در حاشیه گفت‌وگوهای سیاسی قرار گیرد. خون‌خواهی، در معنای مسئولانه و حقوقی آن، یعنی پیگیری مستند، مطالبه پاسخ‌گویی و استفاده از ظرفیت‌های قانونی و بین‌المللی؛ نه صرفاً تکرار شعار و نه تبدیل رنج مردم به سرمایه‌ای برای رقابت سیاسی. دولت باید نشان دهد این مسیر را با چه برنامه‌ای دنبال می‌کند و چه موانعی پیش‌رویآن است.

 شروط اعلام‌شده باید معیار سنجش باشند
هرگونه مذاکره یا توافق، باید با مواضع و شروط رسمی اعلام‌شده کشور سنجیده شود؛ نه با برداشت‌های خوش‌بینانه از یک عبارت و نه با نگرانی‌های بی‌پشتوانه. اگر چارچوبی برای مذاکره تعیین شده، دولت باید توضیح دهد پیشنهاد اخیر در کجای آن چارچوب قرار می‌گیرد. اگر با شروط رسمی سازگار است، دلایلش باید روشن و قابل ارزیابی باشد؛ اگر نیست، پرسش از مسئولان درباره چرایی طرح آن، کاملاً طبیعی و ضروری است.
نقد این اظهارات به معنای مخالفت با دیپلماسی نیست. اتفاقاً دیپلماسی زمانی پشتوانه پیدا می‌کند که مردم بدانند چه چیزی مذاکره می‌شود، چه چیزی خط قرمز است و چه تضمینی برای اجرای تعهدات وجود دارد.
تجربه‌های پیشین نیز نشان داده‌اند که اعتماد سیاسی، با وعده ساخته نمی‌شود؛ با تضمین، شفافیت و پاسخ‌گویی ساخته می‌شود. دادن امتیاز روشن در برابر وعده‌ای مبهم، هر نامی داشته باشد، نیازمند توضیح و دفاع عمومی است.

دولت باید به پرسش‌ها پاسخ دهد، نه اینکه منتقدان را متهم کند
وقتی درباره موضوعی به اهمیت تنگه هرمز یا سرنوشت مطالبات مردم پرسش مطرح می‌شود، پاسخ‌دادن به آن‌ها را نمی‌توان به «فضاسازی»، «تندروی» یا «مخالفت با دولت» تقلیل داد. اتفاقاً در موضوعات امنیت ملی، هرچه تصمیم حساس‌تر باشد، ضرورت توضیح بیشتر است. دولت نمی‌تواند هم از مردم انتظار همراهی داشته باشد و هم جزئیات تصمیم‌های مهم را از آنان دریغ کند.
پرسش روشن است: آیا طرح هفت‌روزه صرفاً یک پیشنهاد است یا مبنای اقدام قرار گرفته؟ اگر مبنای اقدام است، مرجع تصویب آن کدام است؟ بازگشایی تنگه دقیقاً در برابر چه تعهدی و با چه تضمینی مطرح شده؟ این اقدام چه نسبتی با شروط رسمی کشور دارد؟ و مطالبات مردمی که شب‌های طولانی در خیابان حضور داشته‌اند، در این معادله چه جایگاهی دارد؟
پاسخ به این پرسش‌ها نه تضعیف دولت است و نه اخلال در دیپلماسی؛ شرط حداقلی اعتماد عمومی است. سیاست خارجی نمی‌تواند جای پاسخ‌گویی داخلی را بگیرد و هیچ طرح کوتاه‌مدتی، حتی اگر عنوان «هفت‌روزه» داشته باشد، نمی‌تواند مطالبات انباشته مردم را از میان ببرد.
ماجرا را نباید به دوگانه ساده «مذاکره یا مخالفت با مذاکره» تقلیل داد. بحث بر سر این است که مذاکره با چه مبنا و چه تضمینی پیش می‌رود، منافع ملی چگونه صیانت می‌شود و دولت چه پاسخی برای مردم دارد. اگر پاسخ‌ها روشن و مستند است، انتشارشان باید به تقویت اعتماد عمومی کمک کند. اگر پاسخ روشنی وجود ندارد، پافشاری بر ابهام فقط فاصله دولت و جامعه را بیشتر می‌کند.
طرح هفت‌روزه را می‌توان بررسی کرد؛ اما نه با حذف شروط رسمی، نه با نادیده‌گرفتن مطالبه خون‌خواهی و نه با عبور خاموش از مردمی که شب‌های طولانی در خیابان مانده‌اند. دولت پیش از هر چیز باید روشن کند چه گفته، چه کرده و بر اساس کدام اختیار پیش می‌رود. در موضوعی به این اهمیت، سکوت پاسخ نیست؛ و ابهام، جای توضیح را نمی‌گیرد.

|| سیدرضا موسوی‌ فاضل

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi