یکشنبه 01 تير 1393 , 08:43




مراتب شهادت نزد خداوند
سید مرتضی- انسان هایی که به دست دشمنان اسلام کشته می شوند شهید هستند چون دشمن دین اول به مردم حمله می کند ولی درجه شهدای رزمنده بالاتر می باشد
که خون مسلمان را از دشمنان اسلام می گیرد وخود به درجه شهادت می رسدیا جانباز می شود
در نوبت شهادت سال ها زجر می کشد و در مرام خود باقی می ماند. اجر این افراد بیشتر است. ولی عزیزانم می گویند کسی به دنبال روزی حلال برود و بمیرد در حین کار شهید است. این کجا اون کجا؟ عزیزان آتش نشان و جنگلبانان و هلال احمر دنبال روزی حلال می روند. اگر نیت خدای داشته باشند. همه این عزیزان ارگان هایی دارند که رسیدگی می کنند. چرا اینها بیایند به دیگران شهدای افتخاری بدهند؟! اجر و پاداش را خدا می دهد. مثلا" این نمونه ها را داشته باشید:
آری؛ ادّعا در انتظار و تشیّع کافی نیست؛ بلکه باید اقتدا کرد. راه اقتدا کردن، همان تهذیب نفس است. در این میان اخلاص در عمل، نقش به سزایی دارد.
اگر هر یک از منتظران، میتوانند ثواب هزار تن از شهدای بدر را در کارنامه خود داشته باشند، واضح است که باید با آنان سنخیت داشته باشند؛ لذا اصلاح نفس و اخلاص در عمل، یکی از مهمترین وظایف منتظران در دوران غیبت به شمار میرود.
امام ششم(ع) فرمود: «هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید در حالی که منتظر است، اعمال صالح انجام دهد و ورع پیشه کند».9
آری؛ از منتظران مصلح، جز این توقع نیست که از امام الگوپذیری کرده و خود نیز صالح باشند. در غیر این صورت وقتی سنخیتی میان این دو نباشد نسبتی هم، چه پیش از ظهور و چه پس از ظهور میان شیعه و امام برقرار نمی شود.
3. یاد امام
آنچه پایداری در راه انتظار را به دنبال دارد و منتظران را در کسب معرفت و پیروی از آن بزرگوار یاری می کند، پیوستگی و ارتباط مداوم با آن طبیب جان هاست.
یاد امام، در قالبهای متعددی سفارش شده است؛ از جمله زمزمه کردن دعای عهد در چهل بامداد، دعا برای فرج امام زمان(ع)، صدقه دادن برای سلامتی حضرت، خواندن دعای ندبه و... به راستی وقتی آن امام مهربان، همیشه و همه جا به حال شیعیان خود نظر دارد و لحظهای آنها را از یاد نمیبرد، آیا رواست که دلدادگان روی او، به دنیا و تعلقات آن سرگرم شده، از آن عزیز، غافل و بیخبر بمانند؟ آیا راه و رسم دوستی و محبّت این نیست که در همه حال او را بر خود و دیگران مقدم بدارند؟
یکی از راههای به یاد امام بودن، تجدید عهد با آن بزرگوار است؛ بلکه از زیباترین جلوههای یاد امام مهدی(ع) در زندگی منتظران، آن است که هر روز با او تجدید عهد کرده، پیمان وفاداری ببندند و نیز استواری خود را بر آن عهد اعلام کنند. کسی که دعای عهد را پیوسته بخواند و از عمق جان به مضامین آن پایبند باشد، هرگز به سستی گرفتار نمیشود و در تحقق آرمانهای امام و زمینهسازی برای ظهور آن بزرگوار، لحظهای از پای نمینشیند و به راستی، شایسته حضور در میدان یاری آن ذخیره الهی خواهد بود.
امام صادق(ع) فرمود: «هر کس چهل بامداد خدا را با این عهد بخواند، از یاوران قائم ما خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبرش بیرون آورد [تا قائم(ع) را یاری دهد]... ».10
خلاصه اینکه باید روز و هفته و ماه و سال و تمام لحظات زندگیمان، از نام و یاد حضرت آکنده باشد.
پی نوشت ها :
1. بحارالانوار، ج 52، ص 125؛ کمال الدّین، شیخ صدوق، ج 1، ص 323، ح 7.
2. کافی، ثقـ[ الاسلام کلینی، ج 2، ص 222، ح 4؛ بحارالانوار، ج 72، ص 73.
3. بحارالانوار، ج 52، ص 125؛ المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، ج 1، ص 173، ح 146.
4. اعلام الوری، امین الاسلام فضل الله بن حسن طبرسی، ص 439؛ الصراط المستقیم، علی بن یونس نباطی بیاضی، ج 2، ص 231؛ منتخب الانوار، ص 143.
5. احتجاج، ابومنصور احمد بن علی طبرسی، ج 2، ص 317.
6. کمال الدّین، ج 2، باب 25، ح 8.
7. همان، باب 93، ح12، ص 171.
8. همان، ج 1، باب 25، ح3، ص 535.
9. غیبت نعمانی، محمد بن ابراهیم نعمانی، باب 11، ح 16، ص 207.
10. بحارالانوار، ج 53، ص 95.
نه دوست دارد بعضی ها یاران یوسف زهرا باشند! در فتنه 88 بر علیه ولایت بر می خیزند. آقای زریبافان اسمش را شهید می گزارد. یک خیابان هم به اسم آن می زند. عجب دنیایی شده! همه اش نون را می کشند جلو خودشان! برای آیات خدا تبصره ماده میارند! ولی بدانند زیر خاک باید جوابگو باشند. دنیای خود را مفت می فروشند! فلان کارگر را جانباز می کنند، فلان عزیز در حین مأموریت مالی را شهید می کنند. ولی به بچه های 15 ساله که بدون پول به جبهه رفتند شهید شدند، جانباز شدند، نمی رسند! هر ادره مسدومینش را به عنوان شهید جانباز به بنیاد می فرستند! ارزش شهید و جانباز را از بین ببرند! کی برای خدمت به جنگ کفار رفته بود تا جانبازان شهیدان واقعی را در اقلیت قرار بدهند؟! وظیقه من هشداری بود. خدا تو شاهد باش من دادم.
مادر دولتمرد فرزندش را از بلا مصونش داشته و حال فرزند به مادر شهید درس صبر و حلم و مقاومت دهد
خواهر دولتمرد همواره برادرش را در نزدش حضور و بی حسرت از داغ فقد برادر.
شهادت را بر کدامین جماعت واژه اش را تفسیرش دهی؟
همه باید بدانند که از عملیّات، آنچه که برایشان باقی می ماند، توجه به همانها داشته باشند و به آنچه که فانی می شود، توجه نداشته باشند. اعمال صالحه، طاعات الهیّه، آنچه که مقرب به سوی خدا است، با آدم می ماند و آدم اینها را از اینجا، تا روز قیامت، تا مابعد القیامه، هر چا که هست، با خودش می برد.
سفارشاتی به خانواده شهداء
بسم الله الرحمن الرحیم
همه باید بدانند که از عملیّات، آنچه که برایشان باقی می ماند، توجه به همانها داشته باشند و به آنچه که فانی می شود، توجه نداشته باشند.
اعمال صالحه، طاعات الهیّه، آنچه که مقرب به سوی خدا است، با آدم می ماند و آدم اینها را از اینجا، تا روز قیامت، تا مابعد القیامه، هر چا که هست، با خودش می برد.
اعمال صالحه انسان، اعمال باقیه انسان، فانی نمی شود. بدانند که طاعات، عبادات، مقربّات، اینها یک چیزی نیست که به واسطه اینکه [ مثلاً] این اتاق خراب شد، آنها هم از بین بروند؛ [یا اگر] این بدن از روح منفصل شد، آنها هم بروند؛ آنها باقی و ثابت هستند، بلکه یک صورت معنویه ای در آنجا از اینها، برای هر فرد فرد، ظاهر خواهد شد.
مبادا غفلت کنید! آنهایی که شهید شدند، آنهایی که شهید داده اند، در راه خدا رفته اند و در راه خدا بوده اند، و خدا می داند چه تاجی به سر اینها- بالفعل- گذاشته شده؛ ولو بعضی ها نمی بینند مگر بعد از اینکه از این نشأت بروند.
بعضی ها هم که اهل کمالند، شاید در همین جا ببینند که «فلان» بر سرش تاج است، «فلان» بر سرش تاج نیست!!
مقصود، شهادت نزدیکان انسان، خودش یک کرامتی از خداست.
شهادت - اگر حسابش را بکنیم- موجب مسرت است، نه موجب حزن؛ این حزنی که در انسان پیدا می شود، به خاطر این است که آن (شهید) رفت آن اتاق و ما ماندیم این اتاق، دیگر فکر این را نمی کنیم که او حالش از حال ما بهتر است؛ ما ناراحتی داریم، او راحت است. فکر این را نمی کنیم که الان چه [چیزهائی] خدا برای او قرار داده، و ما معلوم نیست چه جوری برویم؟ آیا با ایمان می رویم، یا نه؟ او با ایمان رفت و آن هم این جور، شهید رفت.
باید بفهمیم که شهادت، از موجبات سعادت است، هر فردی را بالا می برد، پایین نمی آورد.
و این خانه یک خانه ای است که جای ماندن نیست؛ باید در اینجا یک چیزهایی جمع کند برای جای دیگر که زندگی می کند. آن وقت آن چیزهایی که جمع میکند، آنجا بزرگیش معلوم می شود؛ آنجا معلوم می شود که این، کافی و وافی است، اینجا معلوم نیست.
خدا می داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است. باید به کمی و زیادی متوجه نباشد، به کیفیت اینها متوجه باشد.
اگر برای خدا کسی انفاق کرد ولو یک پول باشد، و برای خدا انفاق نکرد، هزارها طلا و نقره باشد. اینها فانیات هستند و آنها باقیات هستند.
[انسان] هر آن به آن ترقی و رشد می کند، محال است که یک کار خیری برای خدا بکند مغفول عنه باشد، « لا یعزب عنه مثقال ذره » ملائکه خبر دار نشوند، کسی ننویسد، ضبط نکند.
باید ملتفت باشد! هر خیری و هر شری از هر کسی صادر شود، در آنجا آشکار است.
خدا می داند چقدرها « ناظر» هست و بر این وضعیّات، مطلع می شوند! خدا می داند چه پاداشی برای اعمال- چه خیر و چه شر- ثابت است و برای آدم مقرر می شود!
نباید خیال کند که مطلب، مال کمی و زیادی است، مال کیفیت است، برای خدا باشد،


















پیامبر اکرم صلی الله تعالی علیه و سلم در حدیثی فرموده اند: «إنما الأعمال بالنیات و انما لکلّ امرءٍ ما نوی، فمن کانت هجرته الی الله و رسوله فهجرته الی الله و رسوله و من کانت هجرته لدنیا یُصیبُها او امرأه ینکحها فهجرته الی ما هاجر الیه؛
یعنی اعمال بر اساس و انگیزه ها و نیت ها ارزیابی میشوند و هر کس پاداش آن چیزی را میگیرد که نیت کرده است لذا هر کس با انگیزه و نیت کسب رضای خدا و پیامبر او هجرت کرده باشد، به عنوان هجرت در راه خدا و پیامبر او پذیرفته و پاداش داده میشود و هر کس با انگیزه و نیت دست یابی به هدفی دنیوی فعلی را انجام داده باشد فعل او بر مبنای همان انگیزه ای که داشته است، ارزیابی میشود»
هر عملی که در راه خدا و رضای او و با اخلاص انجام پذیرد و انسان در این راه گشته شود شهید است .
اما مسئله مجاهدین فی سیبل الله که در راستای دفاع از دین و سرزمین اسلامی بپاخیزند امریست غالب بر دیگر افعال صادر شده از انسان چون خداوند جهاد کنندگان و هجرت کنندگان علاوه بر جان بر مال خویش (که در تمام ایات الهی جهاد با مال قبل از جهاد با جان مطرح گردیده )در خود را فضلیت بخشیده . انها را جز رستگاران دو عالم دانسته . فراموش نکنید حتی مبحث انتظار که بحثی اساسی در تفکر تشیع است با محوریت بندگی و یاری رساندن به عالیترین بنده ایشان در راستای ضللم ستیزی و عدالت پروری و گسترش این فضلیت متعالی اجتماعی در سراسر دنیا مطرح است جایی که انسان مدعی باید اول فرمان پذیری . عشق به همه خوبیها که در امام جمع است را در خود پرورش داده . و سپس خود عادل و در زمان انتظار بر اعمال ان در جامعه بقدر وسعت خود اصرار فرماید . {(فراموش نکنینم تکریم . بزرگداشت . محوریت مجاهدین فی سیبل الله عین عدالت است . چون مفهوم عدالت فرسنگها با مفهوم مساوات فاصله دارد .) به کلمه لاستوی در قران بیشتر توجه شود }عدالتی که بعضا مومنین امتحان داده در اعمال ان باید به خدا پناه ببرند .