21 خرداد 1405 / ۲۵ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 42863
دوشنبه 03 اسفند 1394 , 13:40
دوشنبه 03 اسفند 1394 , 13:40


آیا هنوز وقت خروج از NPT نرسیده؟!
حسین شریعتمداری
برگردید به همان خلیج خوکها
مسعود اکبری
شکستی که اسرائیل برای خود ساخت
اسماء خواجهزاده
زمانهای که اراذل بر افاضل مقدم شدهاند
امیرحسین ثابتی
دیپلماسی خارجی در سایه بحرانهای داخلی
علیرضا جائی
خواب سنگین عربی
سید محمدعماد اعرابی
ماشه هرمز
دکتر علیرضا معشوری
همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

این کلیپ را حتما ببینید
08
پاسخ
سلام. به حضرت آیت ا...جنتی اطمینان و اعتقاد داریم. این یار و یاورحقیقی امام(ره)ورهبرمعظم انقلاب و خدمتگزارمخلص و بی ریای مردم و کشور را خوب می شناسیم و امیدواریم خداوند طول عمر باعزت و سلامتی به ایشان عنایت فرماید.
بنام دوست
باسلام وعرض ادب.البته اینکاربسیارزیبنده ای است که صداوسیماانجام داداین عمل جلوخیلی ازحرف های بی اساس ومغرضانه دشمنان رامیگیرداماآیاحقیقت مطلب همین است نه مطمئنااینگونه نیست مادرمیان آقازاده هاشایدبه تعدادانگشتان دستمان این افرادراداشته باشیم وسخن حقیرهم بااین موضوع کاملاصدق میکندچرابایدیکی اینگونه زندگی کندیکی هم مثل نوه آقای رفسنجانی بالباس فرم وبی ام وعکس بلندبالائی،بگیردودردنیای مجازی بگذارد.سئوال همینجاست ومدتی که حقیرکامنت دراین سایت میگذارم بهمین دلیل است دقیقاعین همین مطلب.هستنددرجامعه ماایثارگران افرادی که اصلاجنگ راندیده اندآنهادرحال خروج ازکشوربودندمن نمیدانم چطوراین مطلب رابگذارم وشرح دهم تاآقایان متوجه عرض بنده شوندیک تعدادافراددرحال فرارازکشوردرزمان جنگ درآبهای خلیج فارس توسط گشتی عراقی دستگیرمیشونداینهاچندسال میمانندزندان عراق بعدآزادمیشوندالان جانباز۵۰درصدهستندباحقوق مزایاسهمیه خودروسهمیه دانشگاه والاآخربعددرقبال این قضیه مثلابنده حقیرپدرم زمان شاه فراری اندیمشک درگوشه ای پنهان شده بودیم.انقلاب شدآمدپاسدارکمیته شدبعدسپاه بعدجنگ وخلاصه شهیدشدوقتی آدم به چهره سوخته شده بابام نگاه میکنه ناخداگاه جگرآدم میسوزدکه خدایااین چهره همان چهره پاک وشفاف قبلی است.زانوهاخونی شکم خونی سینه پرازخون اورکت خونی فانسقه خونی.نمیدانم همه چیزحاکی ازد دهای دقیقه شهادت است آنوقت دخترش نانوائی میکندبرای معاش.من درس.حوزه.اداره .سهمیه ها.موقعیت ها.رارهامیکنم میرم اسلحه پدرمـرابرمیدارمـباپــــــــــــانزده سال سن ته کردستان بعددچارعوارضـات شیمیائـــــی میشم میام میفتم کنج خونه بیست سال یکی نمیادبگه آقاشماچکارمیکنیداین عجیب نیست این دل آدم رابدردنمی آورد.باسه تابچه دانشجوحالاجالش همینجاست پسرای اون آقایون هم معافی گرفته رفتنددانشگاه باسهمیه پزشکی میخونن.پسرماتک فرزندآمده پرندک تازه سربازی همین تبعیضهاوهمین تفکیکهامنوروانی کرده که چراپسرجنتی باچکش ومیخ نون میخوره اونم بخورونمیراماپسرفلان آقاباتلفن معامله ملیاردی میکنه تازه مابه هزارتومان میگوئیم یک تومان اون آقابه ملیاردمیگه چیزی نبودیک هشت نه تومانـ بودداستان مااین است .تبعیض.تفاوت.کت وشلوارهشت ملیونی وکت وشلوارشصت هزا تومانی فرق اینجاست والاماجنتی رامیشناسیم.بهجت رامبشناختیم.وخیلی های دیگر
باسلام وعرض ادب.البته اینکاربسیارزیبنده ای است که صداوسیماانجام داداین عمل جلوخیلی ازحرف های بی اساس ومغرضانه دشمنان رامیگیرداماآیاحقیقت مطلب همین است نه مطمئنااینگونه نیست مادرمیان آقازاده هاشایدبه تعدادانگشتان دستمان این افرادراداشته باشیم وسخن حقیرهم بااین موضوع کاملاصدق میکندچرابایدیکی اینگونه زندگی کندیکی هم مثل نوه آقای رفسنجانی بالباس فرم وبی ام وعکس بلندبالائی،بگیردودردنیای مجازی بگذارد.سئوال همینجاست ومدتی که حقیرکامنت دراین سایت میگذارم بهمین دلیل است دقیقاعین همین مطلب.هستنددرجامعه ماایثارگران افرادی که اصلاجنگ راندیده اندآنهادرحال خروج ازکشوربودندمن نمیدانم چطوراین مطلب رابگذارم وشرح دهم تاآقایان متوجه عرض بنده شوندیک تعدادافراددرحال فرارازکشوردرزمان جنگ درآبهای خلیج فارس توسط گشتی عراقی دستگیرمیشونداینهاچندسال میمانندزندان عراق بعدآزادمیشوندالان جانباز۵۰درصدهستندباحقوق مزایاسهمیه خودروسهمیه دانشگاه والاآخربعددرقبال این قضیه مثلابنده حقیرپدرم زمان شاه فراری اندیمشک درگوشه ای پنهان شده بودیم.انقلاب شدآمدپاسدارکمیته شدبعدسپاه بعدجنگ وخلاصه شهیدشدوقتی آدم به چهره سوخته شده بابام نگاه میکنه ناخداگاه جگرآدم میسوزدکه خدایااین چهره همان چهره پاک وشفاف قبلی است.زانوهاخونی شکم خونی سینه پرازخون اورکت خونی فانسقه خونی.نمیدانم همه چیزحاکی ازد دهای دقیقه شهادت است آنوقت دخترش نانوائی میکندبرای معاش.من درس.حوزه.اداره .سهمیه ها.موقعیت ها.رارهامیکنم میرم اسلحه پدرمـرابرمیدارمـباپــــــــــــانزده سال سن ته کردستان بعددچارعوارضـات شیمیائـــــی میشم میام میفتم کنج خونه بیست سال یکی نمیادبگه آقاشماچکارمیکنیداین عجیب نیست این دل آدم رابدردنمی آورد.باسه تابچه دانشجوحالاجالش همینجاست پسرای اون آقایون هم معافی گرفته رفتنددانشگاه باسهمیه پزشکی میخونن.پسرماتک فرزندآمده پرندک تازه سربازی همین تبعیضهاوهمین تفکیکهامنوروانی کرده که چراپسرجنتی باچکش ومیخ نون میخوره اونم بخورونمیراماپسرفلان آقاباتلفن معامله ملیاردی میکنه تازه مابه هزارتومان میگوئیم یک تومان اون آقابه ملیاردمیگه چیزی نبودیک هشت نه تومانـ بودداستان مااین است .تبعیض.تفاوت.کت وشلوارهشت ملیونی وکت وشلوارشصت هزا تومانی فرق اینجاست والاماجنتی رامیشناسیم.بهجت رامبشناختیم.وخیلی های دیگر
نظری بگذارید


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد
















