دوشنبه 18 مرداد 1395 , 16:38




سهم زنده نگه داشتن ما
ایرج رحمانیان65 %- اول که توی جنگ خوردن تیر و ترکش اختیاری نیست که بخوان بر اساس اون درصد تعیین کنن. به نظر بنده اول یه پایه حقوقی ثابت بخاطر حضور شخص در منطقه جنگی باید تعیین کنن و این مبلغ شامل همه جانبازان و اسرا با هرنوع درصدی بشود بطوری که بدون نیاز مالی ثانویه کفاف مخارج یک خانواده را بدهد و هیچ تاثیری در شاغل بودن آزاد فرد و یا کارمند بودن فرد نداشته باشد. چون شخص در منطقه نظامی و جلوی دشمن بوده دیگه اگه شده ۵درصد و یا ۷۰ درصد در یک حالت اختیاری نبوده که تاثیری در میزان مجروحیتش داشته باشه و دوم اینکه طبق قانون کشوری برای مستخدمین دولت حالا که شخص حالت اشتغال شده به میزان درصد انتصابی و بر اساس درصد پایین تا بالاترین درصد از حداقل و حداکثر حقوقی که سازمان استخدامی کشور مقرر کرده است شخص را بهره مند کنند.
مثلا بابت هر درصد یک مبلغ مشخص و بنا را تا ۹۰ درصد افزایش دهند نه اینکه بنده بخاطر اختلاف ۵ درصد با جانبازی هم تراز خودم حقوق و مزایا نصف آن داشته باشم! بفرض بابت هر درصد یک مبلغ مشخص تا شخص مجروح و معلول(جانباز) در اصل مبلغی رو که دریافت میکنه مناسب با مقدار مجروحیت و از باب جبران کمی و کاستی جسمی که برای فرد مجروح بر اثر جراحت بوجود اومده و مبلغی حق پرستاری بر اساس ضایعه بوجود اومده رو دریافت کنه و سوم اینکه حالا که معیشت شخص در قسمت اول و جبران خسارت مجروحیت در قسمت دوم مشخص شد در مرحله سوم و آخرین قسمت بیان مبلغی رو بابت اینکه شخص داوطلب بوده اضافه تر بدهند تا شخص مجروح پاداش شجاعت و فداکاری خودش رو دریافت کنه شاید کمی جنبه مادی گرفت بخودش این آخری ولی راه حل دیگری برای قدردانی وجود نداره.....
الان اومدن به بنده و دیگری گفتن حالت اشتغالید. پس سهم سلامت من چی میشه که هرروز درد دارم؟ و مشکلات عدیده ای که بیانش بخاطر درک و فهم شما عزیزان از مجروحیت لزومی نداره؟ سهم از جان گذشتگی و ایثار کی میشه؟ سهم زنده نگه داشتن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه چی میشه؟!
کل این هزینه ها اگه در غالب یک مستمری آبرومند و نه اضافی و فقط از جهت احقاق آنچه که باید دوستان مجروح (نگیم دیگه جانباز ما مجروح و معلولیم) دریافت کنن کل مبلغ بین ۵ میلیون تا ۸ میلبون بر اساس معیارها و تورم سال ۹۵ خواهد بود که باز این مبلغ با توجه به فیشهای حقوقی نا متعارف و پاداشهای چند صد میلیونی و حتی نسبت به خیلی از شاغلین کارهای ساده و خدماتی آزاد ناچیز و در حد گذران امور میباشد.
اما اساس کار بنیادشهید بهم می خورد، چون نظم باشد و قانون، نون بعضی ها آجر می گردد؟
چرا مردم احترامی برای ایثارگران غاعل نیستند، چون ایثارگران مستضعف هستند، درجایی که پولدارها با ماشینهای آنچنانی و لباسهای مفخر، مردم کجا بسمت رزمندگان معسر یعنی گدا می آیند، وقتی مجلس کشور لفظ معسر را ببرد، چه لزومی دارد دیگران احترامی بگذارند.؟
تا بگویی ایثارگرم، با نگاهی تحقیر آمیز نگاهت می کنند، انگار گناهی انجام دادی، با این فرهنگ چکاری می توان کرد، بالا دستی ها باعث بی احترامی نسبت به ایثارگران شده اند.
وقتی چندین سال از جنگ می گذرد، کسی احوال من را نپرسیده، بعد همسایه ها حق دارند، بگویند رضا موجی، باز خدا بیامرزه پدرشان را که نمی گویند دیوانه؟
من قایق ران عملیات بدر با هزاران خاطره و همچنین کربلای پنج و والفجر9 و مرصاد.
سیزده ساله جنگ که شنا بلد نیستم ولی رفتم قایق ران شدم؟
ای برادر فقط حال مارا خدا می داند.

















