دوشنبه 08 ارديبهشت 1399 , 10:13




کرونا و نظریه جنگ بیولوژیک
جانباز حشمت الله رضوی - واقعیت شیوع ویروس کرونا چیست؟ آیا انتشار آن هدفدار بوده است ؟ آیا ویروس، آن گونه که گفته می شود، به طور ناخواسته از آزمایشگاه های چین به بیرون درز کرده و گسترش یافته است، یا بیماری است که از حیوان به انسان منتقل شده است؟
این ها موضوعاتی است که یان چونگ هوانگ آن ها را در مقاله زیر بررسی می کند. یان چونگ هوانگ استادیار دانشکده دیپلماسی و روابط بین الملل جان سی وایتهد و از اعضای ارشد بهداشت جهانی در شورای روابط خارجی آمریکا است.
مقاله زیر اواسط اسفند (اوایل ماه مارس) در اوج شیوع بیماری در چین، و قبل از گسترش بیماری در اروپا و آمریکا، در نشریه فارین افیرز منتشر شده است. برگردان مقاله به شرح زیر است:
ده ها هزار نفر بیمار می شوند. بیش از 2900 نفر می میرند. سرعت گسترش ترس از سرعت شیوع ویروس بیشتر است. کارخانه ها تعطیل اند. راه ها بسته، شهرها در انزوا و روستاها به روی دیگران مسدود شده اند. شیوع ویروس جدید کرونا 2019 (کوید-19) بدترین بحران سیاسی اجتماعی است که رهبران چین از زمان سرکوب میدان تیانان من در سال 1989 با آن دست و پنجه نرم می کنند. و بحران محدود به چین نیست. گسترش ویروس با گذر از مرزها- و واکنش توام با ترس به گسترش آن-اثرات عمیقی بر اقتصاد، سیاست، امنیت و حکومت در گستره جهانی خواهد داشت.
جدید بودن ویروس سبب شده است تا نادانسته ها در باره آن فراوان باشد. در باره انتقال ویروس و میزان آسیبی که می تواند وارد کند درک روشنی نداریم. در مورد فاصله زمانی ابتلا و بروز علایم آن در بیمار، که می تواند تا بیست و چهار روز به طول بیانجامد، اطلاع دقیقی نداریم. ما همچنین در مورد چگونگی وضعیت افراد مبتلا قبل از بروز علایم چیزی نمی دانیم و نمی دانیم که چرا برخی موارد ابتلا به طور ناگهانی حاد می شوند. همچنین معلوم نیست که چرا برخی بیماران حتی پس از آن که به نظر می رسد ظاهرا بهبود یافته اند، تست آنان دوباره مثبت است.
شایعات قوت می گیرند، به ترس و ابهام دامن می زنند و در چنین شرایطی شیوع ویروس کرونای جدید به این هر دو بسیار کمک می کند. چند هفته ای از شیوع ویروس نگذشته است که رسانه های اجتماعی آکنده از نظراتی است که می گویند ویروس سلاح بیولوژیک است؛ خواه چینی باشد و از یک آزمایشگاه در ووهان گریخته باشد و خواه آمریکایی باشد و برای آلوده کردن ووهان. در حالی که این شایعات باور کردنی و متقاعد کننده نیستند، رد آنان دشوار است زیرا مقام های نظامی در هر دو کشور هنوز به انگیزه های طرف مقابل در زمینه برنامه های مربوط به امنیت بیولوژیک به دیده تردید می نگرند. ابهامات حاکم بر مقررات ایمنی بیولوژیک چین نیز سبب می شود تا شایعات بیش از پیش رواج یابند و بی اعتمادی میان دو کشور، که در ابتدا مانع از آن شد تا چین به متخصصان آمریکایی اجازه دیدار از ووهان را بدهد، تلاش ها برای مهار جهانی ویروس را تحلیل می برد.
نظریه
از آغاز شیوع کرونا گفته شد منشا این بیماری آنجا بود که یک فرد در معرض ویروسی قرار گرفت که حیوانات وحشی ناقل آن بودند. اما ناگهانی و اسرارآمیز بودن شیوع ویروس زمینه مساعدی را برای رواج شایعه فراهم آورد و خیلی زود منابع آنلاین به شایعه دامن زدند که ویروس از نظر ژنتیک دستکاری و تولید شده است. یک مقاله منتشر نشده توسط دانشمندان هندی این گمان را قوت بخشید. در مقاله گفته شده بود که توالی پروتئین ویروس عناصری از ویروس اچ آی وی را در خود داشته است، ویروسی که سبب بیماری ایدز می شود. اگرچه نویسندگان مقاله به فاصله اندکی و داوطلبانه مقاله را پس گرفتند، ادعای آنان در مورد وجود رابطه میان این دو توجه وب سایت هایی ماند "زرو هدج" را جلب کرد. این وب سایت مدعی شد که ویروس کرونای جدید توسط دانشمندان چینی به سلاح جنگی تبدیل شده است. تام کاتن، سناتور جمهوریخواه آرکانزاس، اعلام کرد که که نمی توان انکار کرد که منشا ویروس یک آزمایشگاه در ووهان بوده است؛ آزمایشگاهی که کاربرد آن مقابله با خطرناک ترین باکتری های بیماری زا (پاتوژن) است.
وب سایت "زرو هدج" از دسترسی به توییتر منع شده است اما رسانه های اجتماعی چین سرشار از گمانه زنی هایی است که ویروس توسط آمریکا به عنوان عامل جنگ بیولوژیک علیه چین تولید شده است. یک تئوری توطئه که در مقیاس بسیار بزرگی در رسانه های اجتماعی رواج یافته بود شایع کرد که سربازان آمریکایی به هنگام حضور در "رزمایش نظامی جهانی" سال 2019 در ووهان چین، این ویروس را عمدا در بازار غذاهای دریایی این شهر رها کرده اند. یک ژنرال بازنشسته ارتش آزادی بخش خلق چین با اعلام این که "نوع جدیدی از جنگ بیولوژیک در راه است" خواستار ایجاد یک نیروی دفاع بیولوژیک دائمی در چین شد.
این نخستین بار نیست که در چین شایعه حمله با سلاح های بیولوژیک طرح می شود. در زمان شیوع بیماری سارس در سال های 2002 و 2003، یک دانشمند روسی مدعی شد که این ویروس آمیخته ای از سرخک و اوریون است و تنها می تواند در آزمایشگاه تولید شده باشد. بسیاری از چینی ها این ایده را دستمایه قرار داده و شایع کردند که سارس یک سلاح ژنتیک است که توسط آمریکا تهیه شده و تنها هدفش ضربه به چین است. روزنامه رسمی چین جوان یک مطالعه ژنتیکی را که با حمایت "موسسات ملی بهداشت" انجام شده بود با برنامه جنگ ژنتیک آمریکا در ارتباط دانست. در همین حال در آمریکا یک متخصص چینی اعلام کرد که سارس با برنامه جنگ بیولوژیک چین در ارتباط بوده است. اما سارس به هیچ وجه یک سلاح ژنتیک نبود. "مرکز پیشگیری و کنترل بیماری" آمریکا اعلام کرد که از 166 مورد بیماری گزارش شده ابتلا به سارس در این کشور در سال 2003، پنجاه و هشت درصد سفید پوست و 32 درصد آسیایی بودند.
تاریخ
چقدر احتمال دارد که آمریکا یا چین در حال توسعه سلاح های بیولوژیک مرگبار و استفاده از آن باشند؟ مرور پیشینه چنین جنگ هایی می تواند آموزنده باشد.
طی جنگ جهانی دوم، آمریکا به توسعه سلاح های بیولوژیک پرداخت اما هیچگاه از آن ها استفاده نکرد. استفاده از عوامل بیولوژیک در میدان جنگ عدم مزیت های معینی داشت: کاربرد این مواد اثر فوری نداشت و می توانست نیروی های خودی را مبتلا کند. این مواد همچنین در برابر شرابط آب و هوایی و محیط حساس بودند و می توانستند یک منطقه را برای مدتی طولانی تر از آنچه مورد نظر بود، آلوده کنند. باوجود این، آمریکا به ذخیره سازی و توسعه سلاح های بیولوژیک در دوران پس از جنگ ادامه داد.
یک بیولوژیست دانشگاه هاروارد، به نام ماتیو مسلسن، در اوایل دهه 60 میلادی تلاش موفقیت آمیزی را برای مقابله با تولید و توسعه سلاح های بیولوژیک رهبری کرد. در سال 1969، آمریکا از برنامه جنگ بیولوژیک تهاجمی خود دست کشید و در موفقیت مذاکرات مربوط به امضای یک پیمان بین المللی به نام "کنوانسیون سلاح های میکروبی (بی دبلیو سی)، نقش تعیین کننده ای ایفا کرد. این پیمان توسعه، تولید و ذخیره سازی عوامل بیولوژیک و سیستم های پرتاب آنان را برای استفاده خصمانه منع می کند. در توضیح تصمیم آمریکا، ریچارد نیکسون، رییس جمهوری این کشور در سال 1970 اعلام کرد: ما هیچگاه از میکروب های لعنتی استفاده نخواهیم کرد، بنابراین جنگ بیولوژیک به عنوان یک ابزار بازدارنده چه فایده ای دارد؟ اگر کسی از مواد میکروبی علیه ما استفاده کند ما با سلاح هسته ای بمبارانشان خواهیم کرد.
در مقایسه با آمریکا، چین دیرتر وارد بازی سلاح های بیولوژیک شد. چین در دوران جنگ جهانی دوم قربانی جنگ میکروبی شد و این زمانی بود که واحد 731 جنگ بیولوژیک ارتش ژاپن از این مواد استفاده کرد. در نتیجه چین احساس کرد ناچار است تاسیسات پژوهشی بسازد که هدف آن جنگ بیولوژیک "دفاعی" باشد. در اگوست سال 1951، نخست وزیر چین، چوئن لای، دانشگاه علوم پزشکی نظامی (ای ام ام اس) را تاسیس کرد تا در مورد دفاع بیولوژیک در برابر "سلاح های خاص دوران جنگ" به تحقیق بپردازد.
از آنجا که چین تا اواسط دهه شصت به سلاح های هسته ای دسترسی نداشت، ممکن است در مورد تولید سلاح های بیولوژیک تحقیق کرده باشد تا از آن به عنوان آخرین حربه و یا برای بازدارندگی استراتژیک، شبیه به کاربرد سلاح های هسته ای، بهره ببرد. اما چین در سال 1982به زرادخانه هسته ای دست یافته بود که به میزان زیادی آسیب ناپذیر بود. دو سال بعد چین به پیمان سلاح های بیولوژیک پیوست و زمان پیوستن به این پیمان حکایت از آن دارد که پکن همچون واشنگتن سلاح های هسته ای را ابزار قابل اعتمادتر و موثرتری برای بازدارندگی می داند.
در اواسط دهه 80 میلادی چین توسعه اقتصادی را در دستور کار قرار داد. چین بودجه تاسیسات پژوهشی را که در زمینه دفاع بیولوژیک فعالیت می کردند کاهش داد و آنان را به سوی تولیداتی که جنبه غیرنظامی داشت، سوق داد. دانشگاه علوم پزشکی نظامی چین به چیزی شبیه به "موسسه پژوهشی پزشکی ارتش آمریکا در مورد بیماری های عفونی" بدل شد. این دانشگاه یک داروی ضد مالاریا تولید کرد که ترکیب بنفلومنتول نامیده شد و جواز اختراع آن را در بیش از پنجاه کشور به ثبت رساند. در سال 2014، با شیوع ویروس ابولا، دانشگاه علوم پزشکی نظامی چین با شرکت های داروسازی این کشور برای ساخت دو دارو برای درمان این بیماری مرگبار همکاری کرد.
بی اعتمادی و سوء برداشت
چین و آمریکا هر دو عضو کنوانسون سلاح های بیولوژیک هستند اما هنوز به یکدیگر به دیده سوء ظن می نگرند. گزارش های قبلی دولت آمریکا چین را متهم کرده اند که به در اختیار داشتن "یک قابلیت جنگ بیولوژیک تهاجمی بر مبنای تکنولوژی که پیش از پیوستن به کنوانسون سلاح های بیولوژیک" در اختیار داشت، ادامه داده است. بر اساس گفته یک مقام رسمی پیشین وزارت دفاع آمریکا، چین در دهه 90 میلادی طیف گسترده ای از میکروارگانیسم و مواد سمی را تولید کرده و طیف گسترده ای از وسایل حمل آن را شامل موشک های کروز و بالستیک در اختیار دارد. اگرچه هیچ منبعی آشکارا این گزارش ها و اتهام ها را تایید نکرده است، انتشارات رسمی چین گویای آن است که این کشور در زمینه کارهای پژوهشی مرتبط با جنگ میکروبی فعالیت های پیوسته و سازماندهی شده ای دارد. منابع رسمی گزارش دادند که در دهه نود، دانشمندان چینی از اکسید فلزات کمیاب به عنوان وسیله ای که بتوان به سرعت میکروب تب مالت (که به طور سنتی به عنوان یک عامل بیولوژیک برای استفاده نظامی مناسب است) را پرورش داد، استفاده کردند.
بسیاری از مردم چین نیز آمریکا را یک تهدید بالقوه جنگ بیولوژیک می دانند. پس از شیوع بیماری سارس در سال2002-2003، برخی کارشناسان نظامی چین سناریویی اجرا کردند که در آن دشمنان در یک حمله هوایی ویروس های ناشناخته ای شبیه به سارس را برفراز پکن پخش می کردند. با یادآوری این که آمریکا پودر سیاه زخم، که در برابر آنتی بیوتیک مقام است تولید کرده است؛ یک متخصص برجسته پزشکی ارتش چین اعلام کرد که واشنگتن از سارس و ویروس آنفولانزای مرغی بهره برداری تسلیحاتی می کند. در سال 2001، دولت جورج دبلیو بوش، رییس جمهوری آمریکا، پروتکلی را که به کنوانسیون سلاح های بیولویک پیشنهاد شده بود با این استدلال که برای هدف مورد نظر ناکافی بود، رد کرد. این رفتار بوش برخی کارشناسان چینی را متقاعد کرد که آمریکا علاقمندی به ساخت سلاح های بیولوژیک را از سرگرفته است. در سال 2007، پژوهشگران نظامی چین مقاله ای را منتشر کردند که آمریکا را متهم می کرد "از تکنولوژی های جدید برای تولید عناصر سلاح های جدید بیولوژیک استفاده می کند." آنان همچنین مدعی شدند که به "احتمال بسیار زیاد" منشا پودرهای سیاه زخمی که در سال 2001 برای حمله به دفاتر سناتورهای آمریکا مورد استفاده قرار گرفت، آزمایشگاه های نظامی این کشور بوده است. چنین ظن و گمان هایی ممکن است توضیح دهد که چرا دولت چین بعدها مقررات مربوط به استفاده خارجیان از مواد ژنتیک انسانی و انتقال آن به خارج را سخت تر کرد.
بی اعتمادی و سوء ظن متقابل گویای معضل امنیتی دیرپایی است که در آن رفتارهای یک کشور برای ارتقای امنیت، واکنش دیگر کشورها را در پی دارد و در نهایت سبب می شود امنیت کشور نخست کاهش یابد. حتی بدتر از این، برنامه های دفاع بیولژیک از هر گونه شفافیت به دور اند و چنان ضدیتی را بر می انگیزند که دولت ها را بر آن می دارد تا دست به اقدام متقابل بزنند: زمانی که این تصور وجود داشته باشد که یک کشور در جستجوی سلاح های بیولوژیک است کشور رقیب نیز تلاش خواهد کرد تا به قابلیت همانندی دست یابد. طی جنگ جهانی دوم، آمریکا، کانادا و انگلیس همگی به تولید سلاح های بیولوژیک پرداختند زیرا بر این تصور بودند که هیتلر در آلمان چنین خواهد کرد (و چنین نکرد).
دشوار است بگوییم که آیا یک بیماری به طور طبیعی رخ می دهد یا دلیل عمدی دارد، زیرا بسیاری عوامل بیولوژیک به طور طبیعی در دسترس است و تولید آنان تا زمانی که به نقطه بهره برداری تسلیحاتی نرسیده باشد، دارای کاربرد دوگانه است. در بطن روابط دوجانبه سرد میان دو کشور زمانی که یک بیماری به طور طبیعی توسط یک میکروب بیماری زای ناشناخته، پاتوژن، رخ می دهد به راحتی ممکن است به عنوان حمله با سلاح های بیولوژیک تعبیر شود. آلفرد کراسبی، که مورخ است، می گوید در سال 1918 این گمان به وجود آمد که شیوع آنفولانزای اسپانیایی نتیجه اقدامات ماموران دولت آلمان بوده است. در سال 2004 نیز دولت هند "پاکستانی های دارای روابط جنسی ناسالم" را متهم کرد با گسترش عمدی بیماری اچ آی وی در کشمیر دست به "تروریسم جهادی" می زنند. زمانی که در سال 2008، بیماری اچ 5 ان 1 یا آنفولانزای پرندگان به یک نگرانی جهانی تبدیل شد، وزیر بهداشت وقت اندونزی، سیتی سوپاری، آمریکا را به استفاده از نمونه های ویروس برای ساخت سلاح های بیولوژیک متهم و فعالیت واحد پژوهش نیروی دریایی آمریکا در جاکارتا را به حال تعلیق در آورد.
در حالی که روابط میان آمریکا و چین در حال بدتر شدن است، سوء ظن ها در مورد منشا خصمانه بودن شیوع ویروس کوید-19، تلاش های جهانی را برای مقابله با گسترش آن تحلیل برده است. برای چند هفته، چین تلاش های مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا را برای کمک نادیده گرفت. بر طبق بلاگ پستی که در یک وب سایت مرتبط با روزنامه جی فانگ (روزنامه رسمی کمیته حزب کمونیست چین شاخه شانگهای) انتشار یافت گفته شد که "برخی متخصصین مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا" ممکن است در حال انجام یک ماموریت نظامی "برای جاسوسی در مورد توان پژوهشی چین در زمینه ویروس شناسی" باشند. سرانجام دو کارشناس آمریکایی به هیئت سازمان بهداشت جهانی پیوستند تا در ماه فوریه عازم چین شوند اما این بازدید میدانی شامل دیدار از موسسه ویروس شناسی ووهان نشد و علاوه بر این، ووهان، که مرکز شیوع بیماری بود، حتی از همان ابتدا در برنامه سفر گروه قرار نداشت.
این ادعا که ویروس جدید کرونا یک سلاح بیولوژیک است نه تنها زیان آور بلکه همچنین فاقد پشتوانه علمی است. دانشمندان گفته اند که جهش در ویروس ها "با تحول طبیعی کاملا سازگار است." به گفته هفته نامه پزشکی معتبر لانست، دانشمندان چندین کشور "با اکثریت قاطع" به این نتیجه رسیده اند که منشا ویروس جدید حیات وحش است.
انتشار تصادفی؟
از آنجا که ویروس های کرونا از حیوانات به انسان ها منتقل می شوند، دانشمندان معتقدند که این بیماری دارای منشا حیوانی است. بیشتر دانشمندان موافقند که خفاش ها میزبان ذخیره گاه طبیعی این ویروس هستند؛ هرچند مدتی این گمان وجود داشت که مارها چنین اند. دانشمندان حدس می زنند که پانگولین ها، گونه ای از مورچه خواران، که به میزان زیادی غذای مخصوص چینی است، می تواند واسطه رشد و انتقال ویروس جدید به انسان بوده باشد. به طور کلی، دانشمندان عمدتا مایلند به شیوع ویروس کرونا به عنوان مشکل عفونی بنگرند که از حیوان وحشی به انسان انتقال یافته است. در حالی که ویروس کرونا در بازار مواد گوشتی (جایی که حیوانات زنده به فروش می رفتند یا ذبح می شدند) و در میان افرادی پیدا شد که با این بازارها سر و کار داشتند، اما نخستین موارد اولیه بیماری در افرادی بود که از بازار دیدن نکرده بودند. این وضعیت گویای آن است که جهش گونه ها ممکن است در جایی دیگر و یا پیش تر رخ داده باشد.
فرضیه دیگری که کمتر مورد حمایت است می گوید که شیوع بیماری نتیجه یک اشتباه در زمینه ایمنی بیولوژیک است. بر اساس این فرضیه ویروس کرونا از آزمایشگاهی که در آن دانشمندان نتوانسته اند پروتکل ضد عفونی مناسب را رعایت کنند، به بیرون از آزمایشگاه راه یافته است. حامیان این نظریه به شواهد غیر مستقیمی ولی نیرومندی اشاره می کنند که شیوع بیماری را با موسسه ویروس شناسی ووهان مرتبط می داند. این موسسه میزبان آزمایشگاه سطح 4 ایمنی بیولوژیک چین است که بالا ترین سطح اقدامات احتیاطی در این زمینه است. حامیان این نظریه می گویند که خانم شی ژنگلی پژوهشگر این آزمایشگاه که نام مستعار "زن خفاش" (بت وومن) را به دست آورده است، فعالانه در پی یافتن ویروس کرونا و اثبات این نکته بوده است که خفاش ها ذخیره گاه طبیعی ویروس های کرونای شبیه به سارس هستند. اما خانم شی اساسا انکار می کند که موسسه ویروس شناسی ووهان منبع ویروس کرونای جدید است و در مقابل می گوید: "طبیعت، نوع بشر را برای عادات زندگی وحشیانه اش مجازات می کند."
دیگر پست هایی که در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شدند، روی پیشینه و توانمندی های مدیر کل موسسه ویروس شناسی ووهان، خانم وانگ یانوی، تمرکز کردند. یکی از پست هایی که در سطح گسترده ای رواج یافت و گفته می شد توسط رائو وای، یکی از میکروب شناسان برجسته چین، انتشار یافته است، اعلام می کرد که خانم وانگ از نقطه نظر دانشگاهی فاقد پیشینه معتبری است و تنها بر اساس نفوذ و رانت به این پست ارتقا یافته است. روز هفده فوریه، پستی انتشار یافت که وانگ را متهم می کرد عمدا مقررات ایمنی بیولوژیک را نادیده می گیرد و حیوانات آزمایشگاهی را برای کسب سود به بازارهای فروش گوشت می فروشد. مطالعه دیگری، که توسط دانشگاه صنعتی چین جنوبی انجام شد نتیجه می گرفت که منشا ویروس کرونا "احتمالا" مرکز کنترل و پیشگیری بیماری در ووهان بوده است که در 280 متری بازار آبزیان هونان قرار دارد. این مطالعه یادآوری می کند که خفاش های مرتبط با ویروس کرونا یک بار به یک پژوهشگر حمله کردند و وی مجبور شد خود را در قرتطینه قرار دهد زیرا "خون یک خفاش روی پوست بدنش جهید." این مطالعه بعدا از سایت "ریسرچ گیت" که یک سایت تجاری شبکه های اجتماعی برای به اشتراک گذاردن مقالات توسط دانشمندان و پژوهشگران است، حذف شد. تا کنون هیچ دانشمندی یافته های این مطالعه را تایید یا رد نکرده است.
بسیاری از این اتهامات ممکن است بی پایه باشد، اما هیچکس نمی تواند انکار کند که ایمنی آزمایشگاها در چین یکی از نگرانی های عمده است. اعتقاد بر این است که تخطی از مقرارت ایمنی در یک آزمایشگاه مرکز کنترل و پیشگیری بیماری چین، سبب موارد مظنون به بیماری سارس، از جمله مرگ یک نفر در سال 2004، در این کشور بوده است. حادثه مشابهی در دسامبر 2019 سبب شد 65 کارمند آزمایشگاه موسسه پژوهشی دامپزشکی در لانچو به تب مالت آلوده شوند و در ژانویه سال 2020، یک دانشمند معروف چین، به نام لی نینگ، به دلیل فروش حیوانات آزمایشگاهی به بازارهای محلی به دوازده سال زندان محکوم شد.
اقدامات دولت به این گمان که ویروس کرونا به طور تصادفی از یک آزمایشگاه فرار کرده است، اعتبار می بخشد. چین در ماه فوریه سرلشکر چن وی، متخصص بلندپایه جنگ بیولوژیک، را به عنوان رییس آزمایشگاه بی اس ال -4 موسسه ویروس شناسی وهان منصوب کرد. این انتصاب به دلیل پیشینه چن احتمال رابطه میان ویروس کرونا و آزمایشگاه بی اس ال -4 را تقویت کرد. سپس در 14 فوریه، شی جین پینگ، رییس جمهوری چین، بر ضرورت ادغام شنگ وو آنگوان (که در زبان چینی می تواند به معنای "امنیت بیولوژیک" و "ایمنی بیولوژیک" باشد) در نظام امنیت ملی چین تاکید کرد.
در ادبیات جنگ بیولوژیک، تفاوت میان امنیت بیولوژیک و ایمنی بیولوژیک حائز اهمیت است: اولی مربوط به حمایت از انسان ها و محیط در برابر انتشار عمدی باکتری های بیماری زا،پاتوژن ها، و میکروارگانیسم های خطرناک است، در حالی که دومی مربوط به ایمنی در برابر انتشار غیرعمدی آن ها است. وزارت علوم و تکنولوژی چین بلافاصله دستور رییس جمهوری را در مورد تقویت مدیریت ایمنی بیولوژیک در آزمایشگاه هایی که با ویروس کرونای جدید سروکار دارند، دنبال کرد و این بدان معنا بود که منظور رییس جمهوری چین به هنگام صدور چنین دستوری ایمنی بیولوژیک بوده است. اما منظور رهبر چین همچنین می تواند بخش پرورش دام بوده باشد؛ جایی که در آن امنیت بیولوژیک، در معنای گسترده اش، هر آن چیزی را که سبب دور نگه داشتن دام و دامدران از بیماری می شود، در بر می گیرد. بعلاوه، همین هفته گذشته، مجلس قانونگذاری چین ممنوعیت خرید و فروش حیوانات وحشی و مصرف گوشت آنان را اعلام کرد. ظاهرا هدف از این اقدام به حداقل رساندن احتمال انتقال بیماری از حیوان به انسان بوده است.
مانع همکاری
اکنون ویروس کرونا به سرعت در سرتاسر جهان در حال گسترش است و در هر کجا که شیوع پیدا می کند پی آمدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به دنبال دارد. شناخت منشا ویروس به متخصصین و دولت ها کمک خواهد کرد تا بهترین اقدامات را برای توقف گسترش آن و جلوگیری از شیوع موارد مشابه در آینده تشدید کنند.
تا کنون، نه تئوری که می گوید ویروس به عنوان یک سلاح بیولوژیک ساخته شده و نه این باور که ویروس به طور تصادفی از آزمایشگاه گریخته است، به اندازه این فرضیه که ویروس در بازارهای گوشت و از حیوان به انسان منتقل شده است مقبولیت نیافته اند. اما نظریه های توطئه فضا را برای همکاری چین و آمریکا برای کنترل آن مسموم کرده است. اگر چنین جو مسمومی حاکم نبود همکاری دو کشور می توانست زمینه را برای بهبود روابط شکرآب پکن و واشنگتن فراهم آورد.
برای از میان بردن این سوء تفاهم ها و به حداقل رساندن خسارت در آینده، ارتش دو کشور باید افزایش تعامل را در دستور کار قرار دهند به نحوی که بتوانند از سایت های یکدیگر دیدن کنند و زیر نظر دولت های مربوطه در زمینه دفاع بیولوژیک همکاری کنند. همچنین آمریکا باید در جستجوی راه هایی برای کمک به چین باشد تا ایمنی بیولوژیک آزمایشگاه هایش را بهبود بخشد. و لازمه شروع هر یک از این دو اقدام آغاز گفتگو است

















