شناسه خبر : 104406
چهارشنبه 19 مهر 1402 , 14:32
اشتراک گذاری در :

کُتِ کُهنه‌ی خانم صدراعظم!

از همان روزی که خبر پرتاب بشریت به عصر دیجیتال را «نیکلاس نگروپونته» با کتاب دیجیتالی بودن؛ به جهان مخابره کرد!...

فاش نیوز - از همان روزی که خبر پرتاب بشریت به عصر دیجیتال را «نیکلاس نگروپونته» با کتاب دیجیتالی بودن؛ به جهان مخابره کرد! موضوع آدرس غلط دادن به اندیشه و انگیزه ی نسل جوان نیز وارد ادبیات سیاسی شد.

 به تدریج جامعه شناسان و روانشناسان با نگرانی از تأثیر قدرتِ «تکنو امپراتور» بر تداوم نیکی های چهارگانه ی نفسانی (عفت و حکمت و شجاعت و عدالت!) در مورد دگرگونی مزاج آدمیزاد هشدار دادند.

 بر اثر رشد انفجاری شبکه جهانی وب؛ جهانی نو در حال سر بر آوردن است؛ درسایه روشن تعالیم  این جهان:

اولا: برخی مدعیان امور فرهنگی؛ حتی برای کُتِ کهنه بر تن آنجلا مِرکل؛ آه می کشند!

ثانیا: فرصت طلبی و هیاهوی دیجیتال، تعبیر و تفسیر زمینه های این آه را دشوار می کند؛

هدف از نوشتار حاضر؛ نشان دادن نقش «خردناورزی وآشفته فکری» درحیات زیسته ی بعضی افراد نوشجاع! است که در اطاق کلاب هاوسِ بیش از پنج ساعته! با نقل مطلب غیر مستند به نسل جدید آدرس غلط می دهند.

مفروض است:

 «جهانِ جسورِ جوان» دو ویژگی دارد:

  1. در آن؛ هالیسود(هالیوود/ سیلیوود) «به یاری وسایل علمی و روانی» در حال تسلط بر همه ی شئون زندگی روزمره است.
  2. نباید از برخی نوبَرآوران! در مورد این که «تا کجا به صدق آموزه های دینی که خود موعظه می کردند؛ معتقد بودند؟» سؤال کرد!

«اما امروز ما در دوره ای زندگی می کنیم که حتی خود علم و دانش مورد سؤال قرار گرفته اند.(برایان فی؛ پارادایم شناسی علوم انسانی، ص23)»

صد البته در چنین جهانی نیز «باز سازی اخلاقی(اثر وجودی حالت احترام و وقار) را می توان دید. (دورکیم؛ صور بنیانی حیات دینی، ص 537)»

فرضیه

الف: در قرعه کشی زیرکانه و هوشمندِ تمدن اطلاعاتی؛ مدعیانِ دروغینِ سعادتِ پیشا هبوطی! برنده اعلام خواهند شد.

ب: نوآوری پرشتاب در امر دیجیتال؛ تابوشکنی از امور قدسی را در دستور کار دارد.

ج:  آگاهی از این که کُت برازنده ی کیه! «باعث فرو ریختن سیلی از خنده» بر سر کاشفانِ تازه ی "کُتِ صدر اعظم پیشین" خواهد شد!

 

هر چند با هیچ تحلیل اجتماعی- سیاسی ای؛ باریکیِ روند فکری بصورت تمام و کمال توضیح دادنی نیست؛ اما از هم اکنون نشانه هایی از افق تاریخ فردا در حال پدیدار شدن است.

در آن افق مه آلوده، حتی تصور«زاد و ولد و پرورش نژاد بشر» درهم خواهد ریخت! به بیان «کارل پوپر» «این فریاد پر معناست!... معطل نکن، داستان را بگو! (جامعه ی باز و دشمنان آن؛ ص346)»

به قول سخنگوی وجدان ایرانی«بشنوید ای دوستان این داستان»:

یکی بود یکی نبود؛ غیر از خدا هیچ کی نبود؛ به تدریج  از دره ی سلیکون امر دیجیتال وارد شد....

و با شکل گیری «اخلاق فکری در جهان صفحه ی نمایش!» نیاز نوجوانان و جوانان به مهارت آموزی به ویژه در مورد چگونگیِ تبدیل مشکل به مسئله و تصمیم؛ مهمتر از تغذیه در زنگ تفریح! گردید.

 در بخش سیاه این دریا؛ صیادان قریحه و راهزنان شرم و حیا، شیوه های بد بودن و «زیر نفوذ آوریِ مغزی » را آموزش می دهند. یکی از جنبه های این"بدی" چگونگی نمکدان شکنی و گمراه سازی است....

در نتیجه؛ آن تغییر و تحولی که انگشت اشاره ی نگروپونته در افق مه آلوده ی دیجیتالیسم نشان می داد؛ خیلی زود به جزئی از زندگی روزمره ی «انسان نو» تبدیل گردید....

یک پیامد گریزناپذیر تکنولوژی تماسی iPhone تغییر در ادبیات سیاسی دیجیتال محور بود. اکنون کلاب هاوس میدانی برای کاربرد این ادبیات است.

 اخیرا برخی از جلوه گران در محراب و منبر؛ با رفتن از این اطاق به آن اطاق! و نقادی غیرمنصفانه از موجودیت و عملکرد نظام جمهوری اسلامی؛ می کوشند «از قدر و بهای داوری آزاد عقل» بکاهند! تا شاید فصل نویی از اغتشاش و نا امنی در اندیشه و انگیزه ی نسل وب بگشایند!

و با درک ناصحیح از اصل دیرینه ی اندیشه ی سیاسی یعنی «فرزانگان باید پیشوایی و حکومت کنند!» و در قیاسی مضحک آن را به" کُتِ یک مادمازل پیشین و زمامدار بازنشسته" تقلیل می دهند.

 قصه این است که برخی افراد نَدید بَدید در یک قالب«ناهماهنگ، بی محتوی و عبث، بدی ها و مفاسد اجتماعی و بی ثباتی سیاسی» وعلف های هرز در تالاب غرب را نمی بینند؛ و نظام جمهوری اسلامی را نا اسلامی و نا جمهوری، می خوانند! و مرز بی اطلاعی از قرارداد اجتماعی با خوانش اصحاب قرارداد(هابز و لاک و روسو) را جابجا می کنند!

آینده ی آن ها را پیشگوی یونانی «سقراط» چنین دیده «پیش بینی می کنم که این؛ باعث فرو ریختن سیلی از خنده بر سر[شان] خواهد شد، در واقع از هم اکنون می توانم این موج را ببینم که در غوغایی از خنده و بدگویی بر فرق[شان] فرو می شکند.»

هرچند درک و فهم «غرض اصلی این درام پرهیاهو» چندان مشکل نیست؛ اما حداقل دو فرآیند:

  • قابلیت پردازش میلیاردها جستجوی اینترنتی روزمره؛
  • حضور در محضر واعظان کلیسا ی گوگل و مساجد الکترونیک؛

 و بعضی برنامه ی مذهبی با محتوای تجاری! شبانه روز ذهن بخشی از نسل جدید و بدون هم نشین های فکور و فعال! را با انواع و اقسام تعابیر، بمباران می کنند.

پر واضح است که تحمیل «ساختار و منطق آهنین تکنو امپراتور» بر ذهن نسل جدید و ایجاد تردید و تزلزل نسبت به الگوهای نمادین و تابو شکنی از امور قدسی؛ مانع از تجلی امور معنوی و متناسب با خصال خویشتن خواهد شد.

 این زلزله بسیارشدیدتر از آن است که تصور می شود؛ و اگر چاره اندیشی نگردد پس از آن در تاریخ فردا! هیچ چیز در جای خود نخواهد بود.

و این درحالی است که تاکنون الگوهای نمادین، راه و رسم عمل به قواعد و قوانین مرتبط با میدان اخلاق و ادب و احکام و... را نشان داده اند.

یکی از ماندگارترین جلوه ها ی نمادین و تاریخی؛ حفظ شأن و جایگاه بی نظیر و شایسته ی علمای بزرگوار دینی و قهرمانان ملی در اندیشه ی ایرانیان است.

 درهمین راستا باید اجتماعاتی بی نظیر و تاریخی را به برخی خوش نشینان کلاب هاوسی! که با رائه ی مطلب غیر مستند و دادن آدرس غلط؛ به شعور شنوندگان توهین کرده اند؛ گوشزد نمود:

  • تجمع عظیم ایرانیان در صبحگاه پنج شنبه ای بهمنی (اول فوریه 1979)
  • گردهم آیی بی نظیر در شامگاه سه شنبه ای خردادی (شش ژوئن 1389)

در اکنونیت مباحث سیاسی در فضای مجازی؛ آن استقبال بی بدیل و این الوداع پرشکوه! یعنی «دو تصویر کاملا مشابه با تکرار تمام جزئیات در فاصله ی ده سال» از ذهن کسانی که در شبکه های اجتماعی به راحتی پا روی عدل و انصاف می گذارند پریده است.

 حتی از کنار رویداد تأمل برانگیز و بیدارگر اخیر که با آن در روزهای 14 تا هجده دیماه 1398 تمام لنز دوربین های جهان بر روی شهرهای کاظمین، بغداد، نجف، کربلا، اهواز، مشهد، قم، و سرانجام کرمان تنظیم شد؛ با چراغ خاموش می گذرند!

ولی عده ای پاچه ورمالیده ! تمام انرژی خود را صرف تندیس آن «مرد دلیر و متبرک به فضل ایزدی!» کرده و از بزرگداشت یاد و خاطره ی ایشان در محوطه ی ورزشی! دلخورند.... آیا نباید گفت اُف بر شما و «سگی بگذار؛ ما هم مردمانیم!»

بدیهی است که از معدود افراد سر فرو برده در آخورِ آن ورآب و مشتاقانِ "جو" با طعم بایدن! نمی توان انتظار داشت که چرایی صدور فرمان قتل بزرگ مرد ایرانی! به دست رئیس جمهور امریکا را فهم کنند.

 اما رفتار برخی دین پژوهان که حتی نسبت به راهپیمایی پر شکوه و اجتماع عظیم اربعین نیز راهِ سکوت! را در پیش گرفته اند؛ تأمل برانگیز می باشد.

این مُهر سکوت؛ نوعی خاموشی و «سکوتی توطئه آمیز در قبال حمله ی عراق به ایران در سپتامبر 1980 و کمک بی دریغ قدرت ها  به عراق» را به ذهن متبادر می کند.

امروز، کمترین پیامد اجتماعی چنین دَم فرو بستنِ عجیب و غریب و «طیره ی عقل!» اخذ آدرس اشتباه از کلاب هاوس است.

بدون تردید شعار هنجارشکن پس از پیروزیِ سیاست بازی بر تدبیر و برنامه ریزی؛ در یک استادیوم و افتادن بهانه به دست شارلاتانیسم رسانه ای نیز ریشه در همین سکوت دارد!

 دارندگان بلندگوی دیجیتال حتی مناسک را با دیده ی تمسخر و توهین آمیز می نگرند، و برخی بدکارکردی ها را به ناحق به گردن تشریفات مذهبی انداخته اند! اما دریغ از یک بیانیه یا استوری یا توئیت...

«آیا حکایت سقراط با نوشیدن جام شوکران به انتها رسید؟ و...» از این رو تبیین علمی رخدادهای تأثیر گذار بر زندگی روزمره ی نسل وب نیاز به حضور فعال تر جامعه ی دانشگاهی و شکستن سکوت دین پژوهان دارد.

گرچه دانی که نشنوند؛ بگو

هرچه دانی ز نیک خواهی و پند

صرفا از رهگذر این حضور و سیاست مقایسه ای و فرمول سیاسی؛ می توان نقش فرزانگی در پیشوایی و حکمرانی را برای جوانان هوشمند و با فراست جامعه ی ایران اسلامی توضیح داد.

زندگی روند پیاپی مواجه شدن با مسائل و مشکلات و تلاش برای حل و فصل آن ها و جستجوی بهترین شیوه ی حل مسائل است.

امروز که بهداشت روانی جامعه با تکانه ی الکترونیک به شدت تهدید شده؛ نسل جدید بیش از پیش نیاز به آموزش و  مهارت یابی در حل مسئله دارد.

این نکته بندرت درک شده که حل مسئله، مهارتی آموختنی است و می تواند متصدیان امور را در به کار بستن راهکارهای کاربردی و تصمیم؛ توانمند سازد.

اکنون که «آدمی از عصر صنعت به عصر اطلاعات راه یافته! و اطلاعات در قلمرو ارزش مبادله؛ به معیار تبدیل شده و جای طلا و موادخام را گرفته» مهارت حل مسئله نیز تبدیل به پیش نیاز اصلی برای تفکر نقاد و تفکر خلاق؛ شده است.

سنگ محک این طلا ی ناب 24 عیار! تبیین علمی می باشد.

به عنوان مثال، به اجزای تعریف زیر توجه کنید:

 «ارتباط، هر عملی است که شامل انتقال پیام باشد»

  • عمل متقابل، که ناظر بر دو طرفه بودن است؛
  • انتقال، که بیانگر اطمینان ازتحویل پیام  است؛
  • پیام، (ازواژه و اَبرو پرانی و پِلک زدن تا ایموجی و ...)

پیام هر شکلی که داشته باشد و به هر صورتی که منتقل شود! به محض اینکه دریافت شد می تواند ارتباط ایجاد کند.

اما این فرآیند؛ یک سویه شده و نسل جدید فقط دریافت کننده ی پیام از آن ور آب است. مع الاسف متصدیان امر نیز ابتکار و مهارت تولید محتوای مناسب؛ در پاسخ به پیام های دریافتی، از خود نشان نمی دهند.

یک راهکار این است که دانش ورانِ دغدغه مند؛ منتظر پیدا شدن بینش درست و واقعی در بعضی از تصمیم گیران، نمانند و خود چاره ای بیاندیشند!

شاید اکنون در حال وارد شدن به مرحله ی نهایی از جهان صفحه ی نمایش هستیم و با آغوش باز از اخلاق فکری جدید اما کاهنده ی روح و جان؛ استقبال می کنیم.

ممکن است روزی فراتر از گروه بندی های سیاسی و جناحی؛ بفهمیم که چی شده! و آن روز دیر باشد....

برخی ناظران با اشاره به روند «برهوت برهنگی رهاشده» و اطمینان از شتاب فزاینده ی بی بند و بار شدنِ زندگی اجتماعی در جهان جوان نوپدید؛ به زعم باطل خود برآنند مذهب سرانجام محکوم به فنا است!

اما به قول «دورکیم » «در دین، عنصری ازلی هست که می بایست فراتر از همه ی نمادهای خاص؛ دوام آورد....»

هرچند شکل سیاسی هر ملت، از تغییر و تحول محیط پیرامونی تأثیر می پذیرد؛ اما نقشه ی اصلی زندگی روزمره «دقیقا همین خط سیر روایت دنباله دار زندگی است؛ که تا حدی ما خود طراح آن هستیم!» براین اساس، نقشه خوانی درست؛ در گرو همدلی و همراهی با ساختار سیاسی پویا و دولتی توانمند می باشد.

تا نسل جدید قادر شود در جهان نوپدید از ویژگی های فرهنگی و شأن و حیثیت متناسب با خصال خویشتن؛ حفاظت کند و به زندگی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی سر و سامان دهد.

نتیجه گیری

پیش از این؛ جامعه ی صنعتی نیز تا حدود زیادی سنت ها و امور قدسی را متحول ساخته بود! اما روند تغییر و تحول کند و قابل کنترل بود....

بروز نوعی خود تحقیری در برخی نوبرانه های سیاسی با سیاحت غرب و مشاهده ی کُهنه کُتی برتن یک سیاست مدار بازنشسته در گوشه ای از باغ اروپا! اشاره به یکی دو نکته ی جالب از روانشناسی اجتماعی را ضروری می سازد:

نکته ی اول:

«اریش فروم» در کتاب انسان برای خویشتن، ضمن واکاوی طبع و منش آدمی و بررسی شخصیت انسان، و اشاره به مزاج و منش؛ بر امر جهت گیری در روند اجتماعی کردن؛ تأکید دارد....

 ارائه ی مطالب غیر مستند و آدرس غلط به اندیشه و انگیزه ی نوجوانان و جوانان؛ بر جهت عقربه ی افکار تأثیر معنادار می گذارد، و مزاج بخش زیادی از فرزندان ایران را به خوراک فکری غیراستاندارد عادت می دهد!

نکته ی دوم

درک درست از چرایی این که «فرزانگان باید پیشوایی و حکومت کنند!» و شناخت صحیح از پیامدهای اجتماعی و آثار اخلاقی آن؛ در گرو پرهیز از توهم دانایی و زود از کوره در رفتن و واکنش نوجوانانه، قرار دارد. ارائه ی آگاهی جعلی و کژ اطلاعات موجب  ابراز غیر عادی خشم و «تند باد عصبی و مزاج تحریک پذیر!» می شو د....  

در دوره ی معاصر روح بزرگ و ارجمندی که بر امر "شناخت اخلاق" تمرکز داشت مهاتماگاندی بود که ذات اقدس الهی را «رشته ی ارتباط مشترک» توصیف می کرد که «بشر را با هم متحد می سازد.»...

به حُکمِ عَقل؛ هرگز نباید امور مهم را قربانی امور کم اهمیت کرد! و نباید گذاشت تا ابهّت دینی و آثار بازسازی اخلاقی و احترام به امور قدسی مغلوب ساختار و منطق آهنین تکنو امپراتور شود!

ملت بزرگ ایران با پشت سر گذاشتن استبداد سیاه رضاخانی و حکومت ناروای طاغوت؛ در پیروی از رهبری«با فراستِ سیاسی و تقو ایِ شخصی و سبکِ ساده ی زندگی؛ که شاه را سرنگون کرد و با ایفای نقش متوازن کننده ی منافع کشور؛ مردمی با منافع گوناگون را گرد هم آورد» و با اطاعت از فرامین سَلَف صالح او! عالی ترین نمونه ی مثالی از آن احترام و وقار و ابهت دینی در دوران معاصر را به جهانیان نشان دادند.

اصول قانون اساسی یعنی مهندسی ترین دست آورد سیاسی بشر؛ آینه ی تمام نمای چرایی و چگونگیِ "آن پیروی و این اطاعت" و ضامن تداوم احترام و وقار و ابهت دینی است.

زیرا فراتر از«نابود سازی نهاد باستانی پادشاهی موروثی» قرار گرفتن اصول استقلال و آزادی در کنار اسلام؛ تبلور اراده ی عمومی است و به تعبیر «گالبرایت» «از تعلیماتی مایه می گیرد که هدف های گروهی یا دسته جمعی را خودبخود جانشین هدف های فردی می کند.(آناتومی قدرت، ص35)»

به نظر می رسد درک حد اقل دو واقعیت بنیادین ذیل:

  •  «قانون اساسی؛ حاکمیت ملی را به رسمیت می‌شناسد، اما آن را از آنِ الله و نه دولت یا مردم، می‌داند و به حقوق دموکراتیک احترام می‌گذارد؛ اما در عین حال آنها را تابع اشاعه فرهنگ اسلامی می‌کند! (تاملینسون؛ جهانی شدن و فرهنگ؛ ص61) »
  • «هیچ اندیشه ی دیگری نیست که در رشد اخلاقی آدمی، از چنین قدرتی بر خوردار باشد.»...

و فهم رازوارگیِ آن اندیشه و این امرواقع! که پیش از این «برای روزنامه نگاران آمریکایی و غربیان دشوار بود!» اما امروز و به دلایل قابل بحث، برای برخی از روزنامه نگاران داخلی دشوارتر شده است!

به جای سخن آخر

بنا بر مبانی اندیشه ی سیاسی در اسلام؛ روح جمعی دین در تنظیم هنجارمند زندگی روزمره آشکار می شود. سازگاری این روح جمعی با هنجارها نتایجی آرام بخش در زندگی روزمره دارد.

اطاعت از اصول میثاق ملی و آگاهی از منطق درونیِ «رقص بر شعرتر و گرفتن دست نگار و سَر طُرّه ی یار» رمز و راز پایداری و بالندگی جمهوری اسلامی ایران است و نشان می دهد که کت تن کیه! و گیرنده ی تصمیمات مرتبط با سرشت و سرنوشت مردم چه ویژگی هایی دارد.

یعنی بنا بر مبانی اندیشه ی سیاسی در اسلام و ایران:

 «کسی که بهترین اندیشه ها و چاره جویی ها را در راه رسیدن مردم به اهداف گوناگون و متنوع به کار بَرد؛ و بتواند سود آنان را ازدستبرد دشمنان نگه دارد! و از اموال آنها چشمداشتی نداشته باشد، و کسی که به معنای واقعی اهل فضیلت باشد؛ و به سوی سعادت حقیقی رهبری می نماید!»

 بنابر اصل«مسائل شخصی سیاسی است» نتیجه ی شاکله ی رفتاری برخی از کسانی که «به وسیله ی عقاید خشک و افراطی، خود را آشفته می کنند!» آدرس یابی غلط دربخشی از نسل جدید و ممانعت از جستجوی معنای زندگی و سکانداری کشتی سرشت و سرنوشت در اقیانوس پر گهر فرهنگ خودی است.

 باید از بعضی سازندگان افسانه ی آه؛ و دین پژوهان و دانشگاهیان پرسید:

  • اگر بودجه ی فرهنگی به جای سیاحت غرب و چشم دوختن به یک کهنه قبا؛ تمام و کمال و درست و بجا مصرف می شد؛
  • اگر در سال های متمادی بخشی از اعتبارات تحقیقات پیمایشی بدون اینکه صرف فعالیت پژوهشی مستمر و مؤثر شود؛ ویژه خواری  و هپل هپو! نمی شد؛
  • اگر...

آیا باز هم جامعه ی ایران اسلامی شاهد این همه خسارت از بحران های دوره ای و اغتشاش می بود و یا پدیدار نمودن زمینه ی شعارهای هنجار شکنانه آن قدر مشکل می نمود!

به راستی که سهم خردناورزی و آشفته فکری و مصرف نادرست بودجه ی فرهنگی و ریخت و پاش و سیر و سیاحت؛ و دَرزِ اعتبارات تصویبی برای تحقیقات؛... در شنیده شدن شعارهای هنجار شکن؛ علیه کسی که به معنای واقعی اهل فضیلت است و طبق اصول قانون اساسی؛ برای پیشگیری از دستبرد دشمنان به شأن و شرف و قلمرو جغرافیایی و...  رهبری ملت بزرگ ایران را بر عهده دارد؛ چقدر است؟

پاسخ را به عقل فطری پژوهشگران آزاد اندیش وا می گذارم!

و برای پیش گیری از اطاله ی کلام؛ در عصر فراهم بودن امکان تشکیل گروه پژوهش تا حد امکان بی طرف و مناظره؛ از اظهار نظر بیشتر در این مورد خودداری می کنم.

به هر حال«اطاعت از قانون واجب است. قبول رهبری در برابر اراده ی دیگران [دستبرد دشمنان] حُکمِ عَقل! و کاری درست و پسندیده است!» در همین زمینه «گالبرایت» با مثالی جالب؛ ذهن های پژوهشگران آزاد اندیش را متوجه ی  بخش مهمی از ارزش ها حتی در ورزش های تیمی می کند:

 «همه ی مؤسسات آموزشی برای ورزش های تیمی؛ حکم مربی یا کاپیتان تیم را جانشین سلیقه یا نظر عضو تیم می کنند؛»...

اما چنان که مشهود است نقش مهم و کارساز «شبکه ی شبکه ها و موتورهای جست و جو» این شده که به صورتی گسترده و گستاخانه جغرافیای ذهنی نسل جدید را اشغال کنند و به ویژه با حریم شکنی و حیا زدایی و بی ادبی! بکوشند هر رشته ی ارتباطی ای که ملت بزرگ ایران را با هم یکپارچه و متحد نگه می دارد؛ از هم بگسلند!!!

و امیدوارند شاید این دفعه "عزل خدا و فرا رسیدن دولت دنیوی – سکولار" را؛ در ایران اسلامی اعلام کنند! زهی خیال باطل

پیش از این نیز «سلاطین ایران بر اساس نظریه ی قدیمی شاهنشاهی پارسی، خود را سایه ی خداوند می شمردند... با افزایش قدرت مطلقه ی دولت پهلوی علمای شیعه از موضع قانون اساسی (ماده 2 متمم قانون اساسی، قوانین مخالف با قرآن و شریعت را مشروع نمی داند) به مخالفت با دولت برخاستند....»

 اشاره ی فوق از این لحاظ مهم است که یک پایه از بحث هر قانون مخالف شرع در «آموزه ی محوری افلاطون در زمینه ی دین» قرار دارد؛ به ویژه آنجا که می گوید:

«... کیفر بی حرمتی به مقدسات مرگ است. خدایان هرگز از مجازات چشم نمی پوشند، همه ی کسانی را که در پیکار خیر و شر طرف نادرست را بگیرند به سختی کیفر می دهند؛ محال است آنها را نرم و آرام کرد، نه با نماز و دعا می توان منصرفشان کرد و نه با قربانی!»

این آموزه؛ بر آثار ایستادن در کدامین طرف از تاریخ، دلالت دارد...

نکته ی آخر

در این برهوت دیجیتال «جرالد کُری» نیز از زبان ما سخن گفته است:

 «ما موجودات اجتماعی،خلاق و تصمیم گیرنده ایم؛ که هدفمند عمل می کنیم! و خارج از بافت هایی که در زندگی ما معنی دارند؛ نمی توانیم شناخته شویم؛ (نظریه و کاربست مشاوره وروان درمانی، ص142)» و البته این پایان داستان نیست.

جانباز دکتر سید مهدی حسینی

اینستاگرام
سلام . دست دکتر درد نکنه . خیلی تلاش می خواد که چنین مقالات نوشته اند.
اگر باهام دعوا نمی کنید باید بگم من هم این چند مقالات آخری دکتر را خیلی کم متوجه می شوم . وقتی چند سطر می خوانم حالت دلشوره می گیرم . دیگه متوجه نمی شوم .همان چند خط اول دیگه هنگ می کنم. خیلی مطالبش سنگینه .

سلام علیکم و رحمت الله و العافیه
با اهداء شایسته ترین سلام و احترام
و با سپاس بیکران از بازخورد
و با عذر تقصیر؛ باید بگویم که حیف از دل نازنین حضرتعالی وهمه ی دوستان فرهیخته وعزیز و ارجمند نیست که با نوشته های این دوست نوقلمتان حالت دلشوره بگیره! عوامل جانبی به ناحق؛ گاهی موجب آن می شوند ؛ بیش از آن ظلم مضاعفه!
عزیز دل برادر؛ صداقت و صفا و مرام و مهر و محبت و همه زیبایی هایی که از نوشته ی کوتاه و گویای شما دوست فرهیخته ام می باره! را به چشم می کشم؛ و از آن درس تواضع می گیرم دعواچیه؟
یک پیشفرض از عدم توضیح برخی مطالب ( مثل معنای اصطلاح کت تن کیه؛ هالیسود ؛ آنجلا مرکل ؛ کلاب هاوس بیش از پنج ساعته، ... ) احتمال دسترسی آسان و نیز امکان جستجو ی آسان!!! در گوگل بود.
اگر نسبت به طولانی بودن مطالب به قول جوانترها "اوکی" هستین! در مورد محتوی (واژه گان و جمله و سطر و پاراگراف ) هرگونه نقد و نظر را حقیقتا بهترین هدیه می دانم...
و از هرگونه انتقاد بیرحمانه! نسبت به به محتوای مطالب ؛ با آغوش باز استقبال می کنم!!! لطفا دریغ نفرمایید.
بویژه اگر نقد و نظر و انتقاد از سوی شما دوستان عزیزم باشد؛ که در هنگامه هشت سال دفاع جانانه بهترین ایام عمر را همراه با وارسته ترین مردان مردی گذراندید که یقین دارم اگر فرشتگان آسمان نیز به زمین می آمدند پاک تر از شهدای عزیزما نمی توانستند زندگی کنند. ...
به هرحال، و با عرض پوزش؛ مستدعی برای پیشگیری از سنگینی ناخواسته ی مطالب و ماهیت هنگ آور برخی از آنها! در صورت امکان راهنمایی بفرمایید.
مشارکت شما دوستان بسیار فرهیخته ام ؛ می تواند قدری از هجوم بی امان فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به تمام ارزش ها و هنجار ها و اعتقادات و باورها و ... بکاهد! الامر علیکم

با تمدید احترام و ابراز خرسندی از بازخورد
و به امید دیدار دوباره
و با تشکر از دوستان دغدغه مند در سایت وزین فاش نیوز که حقیقتا در فضای مسموم و مه آلود رسانه های نوپدید! به سان یک مسجد ؛ محیطی پاک و طاهر برای طرح مفاهیم بنیادین(دین و ایمان و ائمه ی اطهار (ع ) و ایثار و گذشت و فدارکاری و ...) در اسلام سیاسی به طورعام؛ و اندیشه ی شیعی به طورخاص؛ ایجاد کرده اند.
این تلاش بسیار ضروری و پرثمر؛ مقبول ذات اقدس الهی باد!
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi