21 خرداد 1405 / ۲۵ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 109159
سه شنبه 22 اسفند 1402 , 09:51
سه شنبه 22 اسفند 1402 , 09:51


شکستی که اسرائیل برای خود ساخت
اسماء خواجهزاده
زمانهای که اراذل بر افاضل مقدم شدهاند
امیرحسین ثابتی
دیپلماسی خارجی در سایه بحرانهای داخلی
علیرضا جائی
خواب سنگین عربی
سید محمدعماد اعرابی
ماشه هرمز
دکتر علیرضا معشوری
همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی
سکوت قانون اساسی یا سوءبرداشت از آن؟
امین اماناللهپور
جنگی که پایانش فقط روی کاغذ اعلام میشود
سیدرضا موسوی فاضل

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

تنها سؤال پیرمرد ۱۰۲ ساله از همرزمان فرزند شهیدش
فاش نیوز - پیرمرد ۱۰۲ ساله از نراق تا قم آمده بود که همرزمان فرزند شهیدش را ببیند. همرزمان فرزندش دور او جمع شده بودند و هر کدام خاطرهای از حجتالله برایش تعریف میکردند. پیرمرد نگاهشان کرد و از آنها فقط یک سؤال پرسید.
اسفند ماه هر سال گردهمایی به همت رزمندگان اطلاعات عملیات شهر قم در دفاع مقدس برگزارمیشود؛ که فراخوان این گردهمایی از طریق گروه مجازی رزمنده آنلاین صورت میگیرد. امسال هم مثل سالهای گذشته این گردهمایی در حسینیهای که در نزدیکی حرم مطهر حضرت معصومه (س) و در جوار مزار ۶۰ شهید عملیات بیتالمقدس است، برگزار شد.مهمانان با لهجههای مختلف از استانهای قم، قزوین، اراک، سمنان، زنجان و چند نفری هم از شهرکاشان به این گردهمایی آمده بودند.
این گردهمایی یک مهمان خاص داشت که پدر شهید «حجتالله ایزدی» از شهر نراق بود. این پدر شهید که پیرمردی ۱۰۲ ساله است، روی ویلچر نشسته بود و همرزمان فرزندش را نظاره میکرد.محمود پاکنژاد، جواد صادقیان، حمید موحدی و ایوب مظفری که از نیروهای لشکر ۱۷ علیابن ابیطالب (ع) هستند، با دیدن پدر شهید ایزدی نزد او میروند. محمود پاکنژاد به پدر شهید میگوید: «پدرجان! حجتالله هنگام شهادتش چشم در چشم جواد صادقیان بود. حمید موحدی و ایوب مظفری هم برای آوردن جنازه فرزند شما روی مین رفتند و پای خودشان از دست دادند.»پدر شهید در سکوت معناداری همرزمان پسرش را نگاه میکند؛ دستش را بالا میبرد و از چشمهایش اشک جاری میشود. او پس از یک مکث طولانی چشم در چشم همرزمان فرزندش میشود و میپرسد: «این مدتی که جنازه پسرم در بیابان افتاده بود، حیوانهای بیابان سراغش نرفته بودند؟» محمود پاکنژاد که فردی توانمند در بیان است، از این سؤال جا میخورد و با لکنت زبان پاسخ میدهد: «پدرم! آن زخمهایی که روی بدن حجتالله دیدید علتش انفجار مین بوده و شهید شما اولین شهیدی بود که ما توانستیم از منطقه خارج کنیم.»
پدر شهید پس از ۳۶ سال زخمهای پیکر فرزندش را نتوانسته بود، فراموش کند و در طول این سالها فکر میکرد پیکر فرزندش پس از شهادت به زیرچنگال و دندانهای حیوانهای وحشی بیابان افتاده بود.بسیجی شهید حجت الله ایزدی فرزند عباس متولد اول فروردین سال ۱۳۴۵ در شهر نراق استان مرکزی به دنیا آمد.شهید ایزدی در دومین اعزام خود به جبهه، به عضویت سپاه در آمد و سرانجام بعد از چندین بار اعزام به جبهه در اسفند سال ۱۳۶۶ در عملیات والفجر ۱۰، منطقه حلبچه بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.
منبع: خبرگزاری فارس


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد















