شنبه 23 خرداد 1405 , 10:00




قدرتنمایی ایران در برابر هیمنه پوشالی آمریکا؛
برتری میدان بر فریب مذاکره
فاش نیوز - در معادلات پرتنش منطقهای، بار دیگر شکاف میان گفتار دیپلماتیک آمریکا و واقعیت رفتار آن آشکار شده است. تجربههای گذشته نشان میدهد که واشنگتن اغلب از مذاکره نه بهعنوان ابزاری برای حل اختلاف، بلکه بهعنوان تاکتیکی برای خرید زمان، اعمال فشار بیشتر و تغییر موازنهها بهره میبرد. در چنین فضایی، جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است نشان دهد که تنها به وعدهها و پیامهای سیاسی اکتفا نمیکند و همزمان توان بازدارندگی خود را نیز حفظ میکند.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران منطقهای، ایران در سالهای اخیر با ترکیبی از دیپلماسی فعال و تقویت توان دفاعی، کوشیده است موازنهای ایجاد کند که در آن فشارهای خارجی نتواند به تغییر محاسبات راهبردیاش منجر شود. این رویکرد باعث شده که معادله مذاکره همراه با قدرت در ادبیات راهبردی ایران برجسته شود؛ یعنی گفتوگو زمانی معنا دارد که طرف مقابل بداند ابزار فشار یکطرفه کارایی ندارد.
در میدان نیز تقویت توان بازدارندگی و دفاعی، بهعنوان پشتوانه امنیت ملی ایران مطرح شده است. پیام اصلی این راهبرد آن است که امنیت و تمامیت ارضی کشور قابل معامله نیست و هرگونه تهدید با پاسخ متناسب روبهرو خواهد شد. در چنین چارچوبی، تهران تلاش دارد نشان دهد که اتکای اصلیاش به توان داخلی و انسجام ملی است؛ عاملی که در نگاه حامیان این رویکرد، مهمترین پشتوانه برای دفاع از کشور در برابر فشارهای خارجی به شمار میرود.
در نهایت، آنچه در این تقابل سیاسی و امنیتی برجسته میشود، رقابت میان دو رویکرد است؛ اتکای صرف به فشار و تاکتیکهای مذاکرهای از یک سو، و ترکیب دیپلماسی با بازدارندگی از سوی دیگر. نتیجه این رقابت، در عمل به میزان توان هر طرف در حفظ منافع و تغییر موازنهها در عرصه واقعی سیاست و امنیت بستگی خواهد داشت.
مذاکره زیر سایه فریب؛ مراقب لبخندهای شورای امنیت و سازمان ملل باشید
تیم مذاکرهکننده باید با هوشیاری کامل بداند که شورای امنیت و سازمان ملل همیشه ضامن عدالت و اجرای تعهدات نبودهاند و تجربههای گذشته نشان داده است که اعتماد به سازوکارهای ظاهراً حقوقی، بدون تضمین واقعی، میتواند خسارتبار باشد. ترامپ نشان داده است به هیچ سازوکار و توافقی پایبند نیست؛ همانگونه که برجام را بهآسانی زیر پا گذاشت، هر توافق تازهای نیز ممکن است با یک تصمیم سیاسی از سوی او بیاعتبار شود. بنابراین، هرگونه مذاکره بدون اخذ تضمینهای عملی، عینی و قابلاجرا، خطایی راهبردی است.واقعیت این است که ترامپ نه بهدنبال صلح پایدار، بلکه در پی تضعیف توان بازدارندگی و خلع سلاح ایران است. از اینرو، مذاکره باید با چشم باز، حافظه تاریخی و بیاعتمادی منطقی دنبال شود، نه با خوشبینی سیاسی.
|| حمیدرضا مرادی

















