شنبه 21 شهريور 1394 , 11:16




پس این دو ماه چی؟!
جانباز شیمیایی1 - آقای نوبخت! دستمریزاد با این بخشنامه ات ( آخرین خبر از درمان و بیمه تکمیلی ایثارگران)!! چه گل و بلبلی است این مملکت!! این دو ماه هزینه ها به عهده کیست؟ آخر اختیار انتخاب خود جانباز واقعا" کلمه مضحکی است! آن موقع که اجبار بود کسی برای ما تره خورد نمی کرد! شما رسما" دستگاه ها و بنیاد را به عرصه بی مسئولیتی بردید که هیچکدام مسئولیت نپذیرند!
خدایا دردمان را به که گوییم از این بی تدبیری ها؟ درمان ما مهم ترین مسئله ومعضل این روزها شده کابوس ما! فکر جیب ما نیستید که با یک حقوق از کارافتادگی که به زور تا نیمه ماه می رسد و بعد باید دست به دامان این و آن شویم تا امورات ما بگذرد! چگونه از پس هزینه های سرسام آور دارو و بستری وخدمات سرپایی باید برآییم؟ یکدفعه حکم می دادید همه ما را بریزند دریا تا راحت شوید!
خدایا چه درد بزرگی است درد ندانم کاری های مسئولین!


















قاعده دو نخود انصاف و دو پره عدس سواد کاربردی حل همه ماجراهای برزخی جانباز ان عزیز بود ؛ وقتی یه تعویض روغنی وپنچرگیری بره یه شرکت خودرو سازی بشه کارشناس وطراح جلوبندی ماشین صفر کیلومتر .... تو خود خوان ازاین مجمل حدیث مصفارا .... دلاور؛ طرف تحویل دار یه بانک درپیت تویه ناکجا آباد النگ دره بوده حالا شده مدیر اعطای تسهیلات بانکی در شعبه جردن ؛ عجبا ؛ عجبا ؛ ایکاش ما هم دممون به یه جا وصل بود و حالا بی ام و دویست ملیونی زیر پامون بود . عزیزی میگفت حاجی فلان حسنک که یادته »»» گفتم خوب آره جونم ؛ همون یو یوهه که ازصبح تاشب جلوی از مابهترون دولا راست میشد ... گفت آره ...حالا باید از رئیس دفترش وقت ملاقات بگیریم تا بریم کار یکی از بچه هارو راه بندازیم تازه اگه جلسه نداشته باشه ویا برای افتتاح یه پروژه نرفته باشه شهرستان ... نه بابا !!! جون حاجی راست میگم !!! بابا این انقده اکبند بود مه تو مهران گفت میخوام برم دستشویی فکر میکنین خمپاره بیاد ؟؟؟؟ من دست مینداختمش میگفتم أه أه أه اگه خمپاره بخوره توی صدامیه من یکی تورو از وسط اون کثافتا در نمیآرم . خودشو نیگر میداشت تا فراد تویه موقعییت امنتر بره دستشویی ...انقده ترسو بود همش بیست هفت روز تونست خط دووم بیاره در رفت ..... پس حالاشده .... صدر اعظم یه موسسه مالی که بجه ها برن تقاضا بدن اون بررسی کنه بعد بگه آره یانه ؟؟؟ بابا گلی به جمال روزگار ؛؛ چه آشنا کشه و غریب پرست ... عزت زیاد .