21 خرداد 1405 / ۲۵ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 60653
سه شنبه 23 مرداد 1397 , 12:17
سه شنبه 23 مرداد 1397 , 12:17


شکستی که اسرائیل برای خود ساخت
اسماء خواجهزاده
زمانهای که اراذل بر افاضل مقدم شدهاند
امیرحسین ثابتی
دیپلماسی خارجی در سایه بحرانهای داخلی
علیرضا جائی
خواب سنگین عربی
سید محمدعماد اعرابی
ماشه هرمز
دکتر علیرضا معشوری
همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی
سکوت قانون اساسی یا سوءبرداشت از آن؟
امین اماناللهپور
جنگی که پایانش فقط روی کاغذ اعلام میشود
سیدرضا موسوی فاضل

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

مسئول نجومیبگیر درد مردم را نمیفهمد
مادر شهید موسوی گفت: مدافعان حرم رسالتشان را انجام دادند و به میدان نبرد رفتند تا امنیت در کشور حکمفرما شود، حالا نوبت مسوولین کشور است که رونق اقتصادی را بهبود بخشند. مسوولی که حقوق نجومی میگیرد، فقر یک کارگر را درک نمیکند.
«زینب موسوی» مادر شهید مدافع حرم سیدمصطفی موسوی اظهار داشت: مصطفی باهوش و پرتلاش بود. یک طرح ناو را به سازمان نخبگان فرستاده بود که بالاترین امتیاز را دریافت کرد. یک ماه بعد هم در کشور کانادا پذیرفته شد و برایش دعوتنامه آمد؛ اما مصطفی قبول نکرد. روزی مصطفی روبهرویم نشست و گفت که میخواهم به سوریه بروم. ابتدا نپذیرفتم. او گفت «از صمیم قلب رضایت داشته باش تا کارهایم درست شود و بروم. اگر تو اجازه ندهی بروم خودت باید جواب حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را بدهی. من چطور راحت زندگی کنم در حالی که سر بچه پنج ساله سوری را میبرند و مردم سوریه آواره هستند.».
مادر شهید موسوی افزود: مصطفی تنها فرزند پسر خانواده بود و دلم به رفتنش راضی نمیشد، اما پسرم دلش در سوریه بود و ما نمیتوانستیم مانع رفتنش شویم. مصطفی برخی خرجهای آموزش نظامیاش را خودش پرداخت میکرد. زمانی هم که از کشور خارج میشد به جهت اینکه خدمت سربازی نرفته بود، مقداری پول را ودیعه گذاشت. روزی که خبر شهادت پسرم را به من دادند، یک قطره اشک نریختم، چون من هر چه میخواستم بگویم در واقعه کربلا اتفاق افتاده بود.
مادر این شهید خاطرنشان کرد: پسرم اگر زنده بود آینده خوبی را برای خودش رقم میزد، ولی برخی از مردم زمانی که میشنود ما خانواده شهید هستیم، اولین سوالشان این است که به پسرتان چقدر حقوق میدادند که به سوریه رفت و یا شما چقدر حقوق از بنیاد شهید میگیرید. این حرفها دل ما را میشکند، مگر ما به خاطر پول فرزندمان را به سوریه فرستادیم. من یک تار موی پسرم را با میلیونها پول مبادله نمیکنم.
وی ضمن گلایه از مسوولان و مقامات کشور، گفت: زمانی که یک ورزشکار مدالی کسب میکند، مسوولین کشور به وی تبریک میگویند، ولی یک شهید که برای کشور عزت و امنیت را به ارمغان میآورد، به خانواده وی تسلیت گفته نمیشود. اگر احترام به خانواده شهدا در ردههای بالا مورد توجه قرار گیرد، بطبع این موضوع در میان مردم جامعه نیز نهادینه میشود.
موسوی تصریح کرد: زمانی که فقر و ناامیدی مردم را میبینم ناراحت میشوم. مدافعان حرم رسالتشان را انجام دادند و به میدان نبرد رفتند تا امنیت در کشور حکم فرما شود، حالا نوبت مسوولین کشور است که رونق اقتصادی را بهبود بخشند. مسوولی که حقوق نجومی میگیرد، فقر یک کارگر را درک نمیکند.
وی در پایان به آرزوی دیرینهاش اشاره کرد و گفت: همیشه آرزو داشتم که با رهبر معظم انقلاب و سردار سلیمانی دیدار خصوصی داشته باشم، تا به امروز که این امر صورت نگرفته است.
شهید مدافع حرم «سید مصطفی موسوی» در ۱۸ آبان ۱۳۷۴ در تهران چشم به جهان گشود. وی شامگاه پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۴ همزمان با شب آخر محرم الحرام، در منطقه حلب سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
انتهای پیام/ 131


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد















