شناسه خبر : 86693
دوشنبه 24 آبان 1400 , 09:52
اشتراک گذاری در :

بچه سرمایه داری که مست عطر اسلام شد

یک شهروند از ایتالیا امروز به دیدار امام‌خمینی آمد. او برای ادای احترام به شیعیان آمده است...

«ادواردو آنیلی» و ثروتی که صهیونیست‌ها بالا کشیدند/ شهیدی که دوست نداشت مازراتی بابایش را سوار شود

۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ میلادی «ادواردو آنیِلی» که آرزو نداشت «مازراتی» و «فراری» سوار شود در ایتالیا درگذشت و مقامات گفتند خودکشی کرده و خیلی‌ها گفتند به قتل رسیده و مسلمانان گفتند به شهادت رسیده. ماجرا از چه قرار بود؟

«ادواردو آنیلی» و ثروتی که صهیونیست‌ها بالا کشیدند/ شهیدی که دوست نداشت مازراتی بابایش را سوار شود

زندگی

ادواردو آنیلی در ۹ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک به دنیا آمد. او تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ماسیمو دآتزلیو در شهر تورین گذراند و پس از آن به کالج آتلانتیک در بریتانیا رفت. سپس برای اخذ مدرک دانشگاهی در رشته ادبیات مدرن به دانشگاه پرینستون رفت.

پدرش جیانی آنیلی که ادواردو را وارث احتمالی میراث خاندان آنیلی می‌دید، او را برای ادامه تحصیل در رشته‌های صنعتی تشویق می‌نمود، با این حال علاقه او بیشتر معطوف به مطالعات فلسفی و عرفانی بود. به گونه‌ای که در سن ۲۲ سالگی در یک گفتگو با مارگریتا هک، اختر فیزیک‌شناس ایتالیایی، به دفاع از طالع‌بینی پرداخت. او بعد از دانشگاه به هند سفر کرد تا در زمینه‌های مورد علاقه اش، یعنی عرفان و ادیان شرقی بیشتر تحقیق کند و در آنجا با ساتیا سای بابا ملاقات کرد. پس از آن به ایران رفت و در آنجا با امام خمینی آشنا شد.

به گفته محمدحسن قدیری ابیانه، او به فخرالدین حجازی اظهار می‌دارد که با نام «مهدی» به اسلام و تشیع گرویده.

وی می‌گوید:

در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتابها را نگاه می‌کردم چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده‌است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم.[۱]

 

امین رحیمی: «ادواردو آنیلی» آرزو نداشت مازراتی و فراری سوار شود چون همه مازراتی‌ها و فراری‌ها مال خودشان بود و اصلا خودشان می‌ساختند؛ کارخانه‌اش را داشتند!

ادواردو تنها پسر و وارث «جیانی آنیلی» بود که مالک شرکت سرمایه‌گذاری «اکسور» بود که این شرکت مالک کارخانه‌های خودروسازی فیات و فراری و مازراتی و آلفا رومئو و لانچیا و ایویکو بود و مالک شرکت‌های بزرگ و معروف در صنعت ساختمان‌سازی و راه‌سازی و بالگردسازی و طراحی مد و لباس بود و البته چند کارخانه بزرگ تولید قطعات صنعتی و چند بانک خصوصی و چند شرکت تولید لوازم پزشکی و... هم داشت.

خلاصه وضعیتی بود که ادواردو به عنوان وارث این امپراتوری مالی، میلیاردر نبود؛ بلکه سوپرمولتی میلیاردر بود؛ درآمد سالانه خانواده آنیلی که «خانواده سلطنتی» ایتالیا لقب دارد در سال ۲۰۰۰ حدود ۶۰ تا ۸۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

ادواردو از جوانی دنبال ادبیات و مذهب و عرفان و حقیقت بود و معلوم است که خیلی زود هم مسلمان شد؛ «در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه... چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده‌است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق‌زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم. احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم» بعد هم خیلی زود شیعه شد و نامش شد مهدی.

«ادواردو» در کنار پدرش «جیانی» 

ادواردو در ایران چه می‌کرد؟

ادواردو چند بار به ایران آمد و خب جاهایی هم رفت؛ رفت به دیدار امام خمینی (ره) و پیشانی‌اش را امام (ره) بوسیدند و با آیت‌الله خامنه‌ای هم دیدار کرد و به زیارت امام رضا (ع) هم رفت. نماز جمعه هم رفت؛ سال ۱۳۶۰ بود. ادواردو انقلاب ایران را ستایش می‌کرد و پر از شور و احساس بود و پس از دیدار با امام (ره) نوشت: «به نام خدای بخشنده‌ مهربان. یک شهروند از ایتالیا امروز به دیدار امام‌خمینی آمد. او برای ادای احترام به جمهوری اسلامی و شیعیان آمده است. او از بابت آنچه که انقلاب در پیشرفت هدف به نام خدا روی زمین در این عصر انجام داده از رهبر انقلاب تشکر کرد.»

«ادواردو» در نماز جمعه تهران در سال ۱۳۶۰ شمسی

از قضای روزگار!

معلوم است ادواردو با ظلم، هر جایی که اتفاق می‌افتاد و با صهونیست‌ها سر سازش نداشت و از حقوق فلسطینی‌ها دفاع می‌کرد و از اسلام و تشیع دفاع می‌کرد. برخی اطرافیانش هم به او هشدار می‌دادند که مراقب صهیونیست‌ها باشد، ولی ادواردو چشمش را به روی حقیقتی که دیده بود، نمی‌بست. این‌طوری شد که وقتی رسانه‌ها خبر دادند که پیکرش زیر یک پل پیدا شده و علت درگذشتش خودکشی و سقوط از ارتفاع ۸۰ متری بوده، خیلی‌ها باور نکردند. به‌ویژه آنکه خواهرزاده ادواردو که وارث و مدیر اموال و ثروت خانواده آنیلی شده بود، «جان الکان» یهودی بود و از قضای روزگار پدر و پدربزرگش از صهیونیست‌های فعال و مشهور دوران بودند!

پس از درگذشت ادواردو، روزنامه‌ها و رسانه‌هایی بودند که موارد مشکوک درباره درگذشت ادواردو را بررسی کردند و آخرش معلوم نشد محافظان ادواردو کجا بودند و چرا هیچ‌کسی او را در مسیر خانه‌اش تا پل محل سقوط ندیده بود و چرا هیچ‌کسی او را پیش از سقوط یا حین سقوط ندیده بود و چرا پیکرش را با دقت کالبدشکافی نکردند و سریع دفن کردند.

این‌طوری بود که مسلمانان و شیعیان و خیلی‌ها که چشمشان باز بود و هست، می‌دانند که توطئه صهیونست‌ها در کار است و ادواردو به‌خاطر مذهب و عقایدش شهید شد.

تنها هدف و اسطوره در این زمانه

 در پایان به‌عنوان حسن‌ختام سخنانی از ادواردو را بخوانیم تا معلوم شود چه فکرهایی در سرش بوده و چه حال و هوایی داشته پیش از شهادت: «زمانی که ما در آن زندگی می‌کنیم، دوران افول ارزش‌هاست؛ تنها هدف و اسطوره، پول جمع‌کردن است. پول‌پرستی بسیار بدتر از موادمخدر است. ما همه از رواج موادمخدر در میان جوانان نگرانیم، ولی متوجه نیستیم که در حال ورود به دنیایی هستیم که اساس آن بر میزان حساب بانکی اشخاص پایه‌ریزی شده است، اما تمام این‌ها پایان می‌یابند و به اعتقاد من در آینده پس از یک شبه‌رنسانس وارد عصری می‌شویم که دیگر بر پایه خردگرایی و تجربه‌گرایی دکارت نیست.»

 و از او نقل شده است که: «من دنیا را طور دیگری می‌بینم. دنیای من دنیای خالص است. مثل الماس است که ماده‌ای خالص است... من شیعه هستم. شیعه تک است. چیزی دارد که سایر ادیان ندارند و آن وابستگی به ولایت اهل‌بیت (ع) است. اهل‌بیتی که هر کدامشان تک و بدون مشابه هستند. ما تنها یک امام علی (ع) داریم، یک امام حسین (ع) که تک است. کاری که امام حسین (ع) کرد را هیچ‌کسی در تاریخ نکرد... همه این اهل‌بیت (ع) منحصربه‌فرد و تک هستند و این مشخصه شیعه است... اگر بتوانیم در مسائل فرهنگی این را به جوامع غیرمسلمان انتقال بدهیم، این الماس‌بودن را می‌پذیرند. زیرا شیعه الماس است... شیعه مانند دنیایی است که جداگانه و زنده در این دنیا وجود دارد. اذان شیعه تک است، نمازش تک است و مهم‌تر از همه اینکه اهل‌بیت (ع) و رهبران اصیل دارد.»

 وزپه پوپو روزنامه‌نگار و نویسنده ایتالیایی، با استفاده از مصاحبه‌ها و شهادت‌های منتشر نشده کتابی در مورد مرگ آنیلی منتشر کرد. پوپو برخی از نکات را نامانوس و عجیب می‌داند: عدم وجود محافظان ادواردو آنیلی، فاصله دو ساعت بین خروج از منزل و رسیدن به مسیر آبراهه فوسانو، دوربین‌های ادواردو آنیلی که تصاویرشان هرگز منتشر نشد، ترافیک تلفنی در دو تلفن؛ عدم حضور شاهدان در جاده‌ای که حداقل هشت ماشین در دقیقه ترافیک دارد، کمبود اثر انگشت روی خودرو؛ دفن شتاب‌زده و کالبد شکافی ناکافی را نشانی بر اثبات ادعای خود قلمداد کرد.

آنیلی در کنار عموزاده خود در گورستان خانوادگی‌شان دفن شد.

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi